![]() |
![]() |
|
| " شهر یعنی مردم " |
|
با سلام
امسال شکر خدا نتایج دانشگاه مازندران خیلی عالی بود و سال گذشته رو جبران کردیم. دوست داریم شادیمون رو با همه قسمت کنیم:
آزاده نتاج-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۱ علی ترکمن-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۲ مصطفی دهقانی-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۴ مرجان بابائی-۸۳ (طراحی شهری): ۷ امیرحسین رضی پور-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۱۱ کاوه اسدپور-۸۴ (برنامه ریزی شهری): ۲۱ نینا الوندی پور-۸۴ (برنامه ریزی شهری): ۳۱ شهرزاد عموزاد-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۴۴ مونا زارع-۸۴ (برنامه ریزی شهری): ۴۷ سارا معیری-۸۳ (طراحی شهری): ۵۸ مهین غزائیان-۸۳ (طراحی شهری): ۷۳
جا داره اسمی هم از سینا شهاب برده بشه که پارسال با رتبه ۱ غم و غصه همه مون رو کم کرد! دلم نیومد آخرین عکس دسته جمعی مون رو که مربوط به روز معلمه نذارم! یادش بخیر!
ان شاء الله همه موفق باشید! برای ما طراحی ها هم دعا کنید اسکیس رو خوب بدیم!
یاحق...
|
|
+ یه شهرساز در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعتو ولم کن ولی 0:48 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
بهبود شرايط زيستي و ارتقاء كيفيت شهرها همواره از مهم ترين دغدغه هاي شهرسازان و علوم مرتبط با شهرها بوده است. امروزه با توجه به ازدحام، آلودگي، غلبه تردد سواره، حومه گرايي، بحران هويت، نبود امكان بلقوه تعاملات اجتماعي در فضاهاي شهري و در نهايت فقدان يك محيط گرم و دوست داشتني سالم در شهرها توجه بيش از پيش به كيفيت محيط هاي شهري احساس مي شود. تسلط خودرو (به ويژه خودروي شخصي) بر فضاهاي شهري امروز ما كوچكترين امكان براي تعامل اجتماعي وحيات جمعي در شهرها را از ما ربوده است. اين در حالي است كه اثرات سوء زيست محيطي ناشي از آن به مشكلات اجتماعي دامن زده است. جداسازي عملكردها و روش هاي جديدتر منطقه بندي شهري باعث ايجاد نگرش خشك و مكانيكي به شهرها و خروج اجباري شهروندان از عرصه جمعي زندگي شده است. بعلاوه عدم انعطاف پذيري اين سيستم هرگونه تنوع فعاليتي را از بين برده و محيط هاي شهري يكنواختي به جا گذاشته است. در نتيجه حومه گرايي و پراكندگي اجتماع شهري افزايش پيدا كرده، هرگونه امكان تجمع و تعامل از شهروندان سلب شده است. در عين حال اين روش استقرار كاركردهاي شهري باعث ترغيب و تشويق تردد سواره و افزايش آثار سوء ناشي از آن را به دنبال داشته است. تا كنون تلاش هاي بسياري جهت ايجاد محيطي پايدار، سالم و سرزنده در شهرها شده كه مي توان از ايجاد دهكده هاي شهري به عنوان يكي از اين راهكارها نام برد. اصول طراحي دهكده شهري برآيندي است از اصول طراحي شهري پايدار بطوريكه با تلفيق مزاياي زندگي شهري و روستايي ضمن رعايت اصول نوشهرگرايي در اين واحد شهري در محيطي سازگاربا نيازهاي دنياي مدرن سعي شده است به اين معضلات پاسخ گفته شود. بنابراين با توجه به اصول مطرح شده و اهداف پايه طراحي شهري در مباحث نوشهرگرايي و طراحي شهري پايدار اين سوال مطرح است كه: چگونه مي توان اصول كلي نوشهرگرايي را در پهنه اي از شهر اجرا نمود بطوريكه در نهايت بتوان به تلفيقي از مزاياي زندگي روستايي و شهري به صورت توام و با در نظر گرفتن نيازهاي انسان در عصر مدرن رسيد؟ از این رو پژوهش حاضر با توجه به سوال تحقیق ، به طراحی یک ناحیه ی شهری در شهرکرج خواهد پرداخت وپژوهشی را باعنوان " طراحی ناحیه مركزي شهر کرج با تاکید بر اصول رهیافت دهکده شهری " به هدف امکان سنجی بکارگیری اصول رهیافت مذکور آغازخواهد نمود .
يا حق... |
|
+ یه شهرساز در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعتو ولم کن ولی 2:2 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
سال نو مبارک امیدوارم امسال همه نتیجه زحماتمون رو ببینیم... به امید قبولی بچه های ۸۳ و باقی سال بالایی های عزیز در امتحان کارشناسی ارشد!
یا حق...
|
|
+ یه شهرساز در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعتو ولم کن ولی 2:10 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
عضوهيات علمي گروه جغرافياوبرنامه ريزي شهري دانشگاه تبريز وعضو انجمن بين المللي محققين توريسم آنتاليا شهرهمواره درنزد فيلسوفان، انديشمندان ومحققان به عنوان پديده اي جديد كه انسان را ازجوهراصيل خود دورمي سازد واو را درچارچوب روابط عقلاني خشك ابزاري وحسابگري قرارمي دهد مد نظربوده است. درچنين شرايطي كه حتي نزديكترين همسايه ها نيزغريبه اند بديهي است كه عرصه هاي نيمه عمومي ونيمه خصوصي ناپديدگردند. زيرا زندگي ما درهسته خانواده و درون عرصه خصوصي و پنهان ازاغيارمي گذرد و يا به شتاب در ميان عرصه عمومي جريان دارد. دراين ميان وسايل ارتباطي و فناوري اطلاعات درست بر خلاف نام خود به نوعي در جهت تضعيف روابط انساني گام برداشته اند. درچنين شرايطي احساس غريبگي، تنهايي و رها شدگي درافراد چندان هم دورازانتظارنيست. ازمهمترين تبعات اين غريبگي بي تفاوتي شهروندان نسبت به سايرين و نسبت به محيط زندگيشان است. غريبگي وازخود بيگانگي انسان درمحيط شهري راعدم انطباق فرم،عملكرد وفضا در محيط كالبدي تشديد مي كند. اين عدم انطباق رامي توان درمواردزيرجستجوكرد : 1- استقرارغلط كاربري هادرفضاهاواطراف آن 2- اندازه نامناسب فضاهاي عملكردي پياده روها 3- عدم هماهنگي وارتباط لازم فرم فضاها با عملكرد خاص آنها توسعه وگسترش ساخت وسازهاي جديد و گسترش شبكه پيچيده فضاها، فرم ها وعملكردهاي شهري د رچارچوبي ناهماهنگ و ناهمخوان، احساس گيج كننده ومشوشي رادرشهرنشينان پديدآورده است كه بيگانگي و انزوا راعمق مي بخشد. شهرنشيني در چنين شرايطي مي تواند به نوعي شوك روحي ورواني تعبيرگردد. شوكي كه براي انسان شهرنشين راهي جز سازگاري و تطابق روحي و رواني با محيط شهري نمي گذارد. درسطح كلان تماميت شهر وكليت آن مي تواند نماد هويت افراد باشد. اما اگر انسانها نتوانند ازمفهوم شهر نماد هويت و تعلق را درخود احساس كنند مي كوشند هويت را درسطوح پاينتر و خردترآن بيابند (مثلادرمكانهاي محلي). لذا مي توان گفت انسانهاي شهرنشين با هويت محلي و قوي دچارنوعي پارادوكس هستند. ازيك سو همبستگي دروني بالايي دارند وازسوي ديگر داراي همبستگي بيروني چنداني نسبت به محيط خارجي خود و تماميت شهري نيستند. به عقيده زيمل اگرچه ساكنان شهري با افراد زيادي سروكاردارند اما در نهايت فرد احساس غريبگي وناآشنايي مي كند چرا كه او تنها رابطه عقلايي با ديگران برقرارمي كند و نه رابطه حسي وعاطفي. هنگامي كه از شهر و مكان شهري سخن به ميان می آيد يكي ازابتدايي ترين تصاويري كه ذهن انسان ترسيم مي كند درهمتنيدگي بافت روابط اجتماعي حاكم بر آن است. لازم به ذكراست كه اين درهمتنيدگي هم معطوف به كالبد شهراست وهم به روابط ميان ساكنان آن. دراين زمينه فقدان عوامل ايجادكننده انقطاع درمحلات شهري نظيرخيابان كشي هاي جديد، تعريض هاي حساب نشده وياساخت وسازهاي بي برنامه نامتجانس با بافت شهرشرط لازم محسوب مي شود. شكل گيري توام فضاها و توده هاي يك محله شهري نيز گامي موثر دراين راستا به شمار مي رود. بهره گيري ازتوالي نيز گامي درجهت رسيدن به وضوح كالبدي درمحلات شهري است. البته بايد گفت ناخوانایي محلات شهري هميشه ناشي از درهم ريختگي و عدم وضوح آن نيست بلكه گاه يكنواختي بیش از حد منجربه ازبين رفتن خوانايي مي شود. براي پرهيز از اين يكنواختي وجود وجوه تمايز ميان كالبدهاي مشابه امري ضروري است. همچنين ايجادحس تعلق درساكنان نسبت به شهرگامي اساسي براي حركت به سوي شهري سالم وپايدارمي باشد.براي دستيابي به اين حس تعلق وجودهمبستگي ميان ساكنان اهميت فراوان دارد.براين اساس حفظ وتقويت عوامل خاطره انگيزابزاري است براي پيوندزدن ساكنان به محيط شهري وعميق تركردن احساس تعلق خاطربه آنها. عامل ديگردراين زمينه مشخص بودن حدود وثغورشهراست. طبيعتا كسي نمي تواند خود را به بافتي كه ازهرطرف گسترش مي يابد متعلق بداند وآنرا امن احساس كند. ضمن اينكه اين توسعه و گسترش بي اندازه مشكلات كالبدي زيادي را براي شهر بوجود مي آورد. البته بايد گفت كه راهكارهاي ديگري نيزبراي هويت مند و انساني كردن فضاهاي شهري وجود دارد كه تنهابه طورمختصربه مهمترين آنها پرداخته شد كه بوسيله آنها مي توان از بروزعوارض ناشي از بحران هويت درشهرها تا حدودي جلوگيري نمود يا آن را كنترل كرد. بر اساس مباحث مطرح شده پديده شهرنشيني در جامعه كنوني ما به دنبال خود مسائل آسيب شناسي فراوان و پيچيده اي را داشته است كه مديران شهري را باعرصه ها و حوزه هاي جديدي مواجه مي سازد. عرصه هايي كه غالبا مبهم و ناشناخته اند. فضاهاي شهري وهويت شهر : شهربي هويت يكي ازبزرگترين معضلاتي است كه انسان امروزي در بسياري ازنقاط جهان با آن دست به گريبان است. زندگي دراين گونه شهرها باعث سردرگمي و اضطراب و تشويش مي شود وانسان نمي تواند نسبت به آن احساس تعلق كند. اگرفضا را گستره اي باز و انتزاعي ببينيم مكان بخشي از فضاست كه بوسيله شخصي يا چيزي اشغال شده است وداراي بارمعنايي وارزشي است. حس مكان مي تواند منجربه ايجاد تعلق خاطردرافراد و نهايتا ثبات و ماندگاري اجتماع درشهرشود. حس مكان فضا را ازحالت عام و يكسان براي همه مي رهاند و آنرا به نقطه اي خاص براي مخاطبانش تبديل مي كند. هويت مكاني پيوندنزديكي باهويت شخصي پيدامي كند من اينجا هستم حكايت ازمن هستم مي كند (مدني پور،1379). بدون شك يكي از راههاي ايجاد هويت براي شهر كه با زمان و مكان كنوني آن نيز تناسب داشته باشد ساخت فضاهاي عمومي درشهراست. ترانسيك(Trancik) فضاهاي باز شهري رابه دو دسته كلي سخت فضا ونرم فضا تقسيم مي كند. سخت فضا به آن دسته از فضاها اطلاق مي شود كه عملكرد اصلي آنها دورهم جمع شدن و فعاليتهاي اجتماعي است درمقابل نرم فضاها با عناصر طبيعي تعريف مي شوند وعملا فرصتهايي رابراي استراحت، خلوت و دوري ازمحيط مصنوع دراختيار شهروندان قرار مي دهند. امروزه اكثر طرحهاي شهري فاقد سخت فضا هستند. اساسا فضاهايي محدود وشكيل با كرانهاي قابل ادراك و داراي مقياس انساني جزو فضاهاي فراموش شده هستند و چون اين فضاها بستر وقوع حيات جمعي براي شهروندان هستند فقدان آنها درواقع فقدان حيات جمعي واشتراكات ذهني بين شهروندان است واين امرباعث از بين رفتن حس مكان مي شود. براي شكل گيري حس مكان در شهر وجود سخت فضاها درسطوح مختلف الزامي است. نكته ديگري كه همواره درطرح ها به فراموشي سپرده مي شود توجه به حركت پياده درسطح شهراست. اين درست همان جايي است امكان درنگ را ازشهروندان سلب مي كند و اين يعني ناتوان كردن فضا درايجاد حس مكان وهويت. براي دستيابي به اين هدف (ايجادهويت درفضاهاي شهري) فضاها و ساختمانهاي عمومي شهر بايد خصوصيات زير را درخود داشته باشند : 1- فضاهاي عمومي شهربايد با گذشته و حال شهر پيوند برقرار كرده و خصوصيات آن را در خود مجسم سازد: راب كرير در اين زمينه معتقد است كه فضاهاي قديمي را بايد ازنوكشف نمود. زماني اين هدف دست يافتني مي شود كه ابتدا كاركردهاي آنرا ارزش نهيم وبعد درمكان درست با برخورداري مناسب آنرا درطرح كلي شهر برنامه ريزي نماييم. شهرسازان همواره وظيفه اخلاقي دارند كه خصوصيات زمان رادركارهاي خود متجلي نمايند. 2- فضاهاي عمومي به عنوان عناصري نمادين براي ايجادنقاط تاكيد در شهر: ازنظر كوين لينچ محيط بايد هويت قابل ادراك داشته باشد. اين نوع هويت يا حس مكان مي تواند احساس تعلق به همراه داشته باشد و ميان مردم ومكانها ارتباط برقراركند و وحدت بوجود آورد. ايجاد محيط هاي متنوع امكان انتخاب افراد را ازمحيط هاي خلوت تا شلوغ، محصورتا آزاد وساده تا پيچيده افزايش مي دهد. 3- شناخت فعاليتهاي مردم با توجه به فضا و كنش انسان و كالبد ساخته شده : وضوح فرم بصري و عملكرد فضا موجب ادراك صحيح از آن و در نتيجه ارتباط مناسب مردم با فضا مي گردد كه درنهايت به اهميت اجتماعي فضا مي انجامد. هرگاه عملكردي با اهداف فضايي منطبق باشد فضا داراي مفهوم خواهد بود. انسان جزئي ازفضاست و با ارزش ها و هنجارها به اين فضا معنا مي بخشد. الگوي روابط اجتماعي ثابت نيست و هر فضا با جايگزين شدن روابط اجتماعي خاص چهره متفاوتي به خود مي گيرد. به همين دليل بايد به دنبال فضايي گشت كه به تغيرات سريع جامعه، تكنولوژي و اقتصاد پاسخگو باشد. بدين ترتيب شهر نيازمند فضا هايي است كه به طورارگانيك با زندگي قرين شود. يعني قابل انعطاف و قابل احياء باشد. 4- تناسب شهرسازي با زمان: فضا براي اينكه بتواند ارزشمند و ماندگار باشد بايد روح زمان را درخود مجسم كند. ما درعصرعدم قطعيت زندگي مي كنيم و بسياري از اموري كه ترديد نشدني مي نمودند امروزه مورد ترديد جدي قرار گرفته اند. ما در دنيايي قرار داريم كه با سرعت شتابان درحركت است. در واقع بايد چارچوب ساختاري را براي اين ساختمانها درنظرگرفت كه فضاها درآن قابل تغييرباشند و در غيراين صورت فضايي كه بتواند خود را با تغييرات سريع علم و جامعه منطبق سازد پس از مدتي اندك كهنه مي شود و بلااستفاده باقي مي ماند. درخاتمه با اين جمله از هيل بلاودر اهميت فضاي مطلوب بحث رابه پايان مي رسانيم هرچندكه صحبت دراين زمينه بسياراست : ‹ماعمدتا درفضاهاي محصورزندگي مي كنيم. اين فضاها محيطي راشكل مي دهند كه درآن فرهنگ ما رشد مي كند... اگر آرزو داريم كه فرهنگ خود را به سطحي بالاترارتقا دهيم مجبوريم فضاي زندگي خودمان را دگرگون سازيم› |
|
+ یه شهرساز در
پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعتو ولم کن ولی 0:34 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
همه سلام! امسال هم به رسم هر سال سومین ماه رمضون رو در کنار هم جشن گرفتیم. روز بسیار خوبی بود، خاطرات خوب رو باید ثبت کرد!!
یا حق...
|
|
+ یه شهرساز در
یکشنبه دهم دی 1385ساعتو ولم کن ولی 4:13 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
سلام بچه ها! چند وقت پیش دکتر حیدری لطف کردن و مطلبی رو برامون فرستادن که فکر کردم بهتره همه بخونیم. برای کسایی که ایشون رو نمی شناسن می گم ایشون دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری هستن و عضو هیات علمی دانشگاه تبریزن خیلی به ما لطف دارن و از طریق ایمل مرتب با ما در ارتباط هستن و مطالب جالبی رو برامون می فرستن که با اجازه شون من برای همه می ذارم تو وبلاگ. باز هم ممنون آقای حیدری.
به نام خدا برنامه ريزي براي شهر باكدام ديدگاه ؟ دوست عزيزم سركارخانم بابائي باسلام ووقت بخير مدتي قبل دروبلاگ جالبتان مطالبي رادرموردبرنامه ريزي مطالعه كردم.جمع آوري جنين مطالبي ازكتابهاي مختلف درنوع خودقابل تقديربود.اتفاقاهمان روزهابابچه هاي ترم 7تدريس داشتم ودراين موردنيزبحث هاي باآنهاكرده بودم. متاسفانه بايدبه واقعيتي دربرنامه ريزي شهري ايران اذعان كردوآن گرفتارشدن برنامه ريزي درتعاريف خشك مي باشد.تاوقتي نگرش خودرابه شهراصلاح نكنيم وتاوقتي ندانيم ازشهرچه مي خواهيم وشهرازماچه مي خواهدهزاران تعريف هم ازبرنامه ريزي بكنيم راه به جايي نخواهيم برد.اگربه همه تعاريف ارائه شده نظري بياندازيم روشن مي شودكه به همه چيزاشاره شده به جزعنصراصلي شهرسازي كه فضامي باشد.دانشگاهيان واساتيد ما از اين موضوع غافلندكه امروزه فضا يك توليد سياسي و ايدئولوژيك هست. تا ابزارهاي اين توليد را نشناسيم نمي توانيم براي آن برنامه ريزي كنيم. به اعتقاد لوفو رمتناسب با ايدئولوژي هاي سياسي و اجتماعي و عقيدتي حاكم بر هر جامعه اي فضاهاي خاص آن جامعه شكل مي گيرد. ايدئولوزي حاكم برجوامع شرق دركليت آن ايدئولوژي درون محوري است كه همه شهروندان درآن در كيست (KIST) خودبوده و متفاوت از ايدئولوژي موبايليته (mobiliote)غربي است و لذا ترجمه تعاريف آنها عينا به فارسي دردي از كار ما را دوا نخواهدكرد. در زمان ما منطق برنامه ريز شهري منطق معرفت به شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ايدئولوژيك است. و شهر يك پديده مستقل نيست. شهرهاي امروزي نمودي از نيروهاي اجتماعي سازنده و فلج كننده به شمار مي آيند و سيماي شهر نشان دهنده اين واقعيتند كه اين نيروها در يك نبرد رقابتي چگونه يكديگرا تضعيف ياحذف مي كنند. وداروينيسم اجتماعي رابرپيكره برنامه ريزي شهري تحميل مي كنند. كه نتيجه چنين تحميلي درنظر گرفتن كاپيتاليسم فردي و اجتماعي و منافع آن دربرنامه ريزي هامي شود. پس آنچه كه ضروري است روشن نمودن اين نكته است كه مابه دنبال برنامه ريزي با كدام ديدگاه و ايدئولوژي هستيم؟ چيزي كه هيچ وقت شهرسازان ما به آن توجهي نداشته اند. اساس در تفكر برنامه ريزي بايد اين باشدكه چه چيزي را، چه كسي، چرا و چگونه به دست مي آورد و در شهر چه چيزي ، كجا، چرا و چگونه قرار گرفته يا مي گيرد. امروزه ديگر برنامه ريزي شهري تنها شناخت و معرفي و ارائه مشكلات و راه حل ها و برنامه هاي صرفا كالبدي نيست بلكه برنامه ريزشهري بايد پاسخگوي چگونگي نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي در سطح شهر و چگونگي توزيع آن درمحلات شهري وچگونگي تخصيص فضايي منابع محدود ميان شهروندان باشد و به تحليل سازمان فضايي شهرها و رفتارفضايي شهروندان در داخل اين الگوي سازماني بپردازد. امروزه دربرنامه ريزي هاي شهري كشورهاي پيشرفته از ايدئولوژي حاكم بر شهرها، تحليل تصميمات حكومتي درمورد خلق فضاي فيزيكي واجتماعي درشهرها، چگونگي وابستگي به اقتصادجهاني، پست مدرنيسم و مسائل آن، شهرهاي دوفضايي، دوقطبي شدن شهرها، اقتصادسياسي شهرها بحث مي شود كه درطرح هاي شهرسازي، كتاب هاي دانشگاهي و دروس دانشگاهي و در تفكرات برنامه ريزان كشوري ايران اثري ازاين بحثهاياديده نمي شود و يا بسيار محدود است. براي مثال امروزه مطالعه در سيستم برنامه ريزي شهري انگلستان بدون مطالعه در نقش تاچريسم در اين سيستم امكان پذير نيست. يا توسعه شهر نشيني و حومه نشيني در ايالات متحده بدون توجه به ايدئولوژي فورديسم و پست فورديسم عملا غيرممكن است. بايد بپذيريم كه درشهرهاي امروزي مسائل اجتماعي شهرها را نمي توان تنها با احداث خيابان و منطقه بندي شهري حل نمود. بلكه بايد تحليل رويدادها و ايدئولوژي هاي حاكم بر شهر و اقتصاد سياس شهر و كيفيت زندگي شهروندان وتاكيد بر شهرگرايي به جاي شهرنشيني بيش از ماهيت كالبدي شهر اهميت داده شود در اين ميان تحليل تجديد ساخت اقتصاد جهاني و تاثير آن در شهرهاي كشور نيز نبايد مورد بي توجهي قرارگيرد. چرا كه هم اكنون مالكيت سرمايه هاي تجاري درمراكز بين المللي مالي بيشتر جهان شهري(Cosmopolitan)مي شود به حدي كه درشهرهاي لندن و نيويورك بانكهاي خارجي بيش ازبانكهاي داخلي است. در واقع اقتصاد جهاي و جهاني شدن تاثيرمستقيمي بر برنامه ريزي و توسعه شهرها و مسائل اجتماعي آن داردكه پرداختن به اين تاثيرات مجال ديگري رامي طلبد. پس دوستان عزيز من و مرجان خانم بابايي سعي كنيم شهر را تنها يك كالبد فيزيكي نبينيم و وقتي ازشهر سخن مي گوييم آنها را با همه اجزايش و در ارتباط با اقتصاد سياسي و ايدئولوژي اجتماعي آن درنظربگيريم.
موفق باشيد.
|
|
+ یه شهرساز در
جمعه نوزدهم آبان 1385ساعتو ولم کن ولی 2:57 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
همه گی سلام قبل از اینکه این مطلب رو بخونین باید بگم که این نوشته جنبه و جهت گیری خاصی نداره یکی از بچه های شهرسازی ۸۱ برام میل کرد من هم عینا گذاشتم درسته صریحه اما به هر حال یه نظره! من ازش تشکر می کنم که تو وبلاگ ما مطلب گذاشته.
روز دفاع بود خیلی کار کرده بودم از لحاظ کمی و کیفی به کار خودم اطمینان داشتم اما بعد از این که جناب مدیر گروه نمره ها رو اعلام کرد فهمیدم که اینا هنوز هم به پاچه خواری نمره می دن... آقا مدیر!!! می گفت من تو درس کاربرد نظام اطلاعات(که همیشه شاکی بود که تو کلاس نمی یای و آخر هم یه 14 ناقابل تو نظام اطلاعات بهم داد) یه فلوچارت بهتون یاد دادم تو کار خانم فلانی بود دیدی چقدر قشنگ بود!!! اون خانم محترم با فلوچارت سازمانی بحث کیفی و طراحی شهری نمونه موردیش رو توجیه کرده بود!! و تازه از طرف آقا مدیر تایید هم شده بود... خواستم یه چیزی بگم اما گفتم 4 سال حق هایی بیشتر از این از من ضایع شد به خاطر اینکه منت فلان استاد!! رو نکشیدم یا این شیرین عسل بازی و ...(واژه های خفن رو نمی شه به کار برد اما خودتون می دونید!!) در نیاوردم یا اینکه به خاطر حق خودم و بچه ها تو موضوعات مختلف درسی ، اردو و ... باهاشون در گیر شدم، نمر ه هایی گرفتم که از زحمتی که به خاطر کارها می کشیدم خیلی کمتر بود در عوض با تکنیک برتر پاچه خواری نمره های رد و بدل می شد که ... تموم خستگی کار رو تنم موند با استاد راهنمام! که در کل پایان نامه 20 دقیقه از وقت گرانبهاشون واسه کرکسیون به من داده بودند گفتم و مثل همیشه از کلمه بچه بازی و .. استفاده نمودند. گفتم اتفاقا همیشه اونایی که بچه بازی و ... در میارن ضرر نکردند! با خودم گفتم من تو جاهای خیلی مهمتر حق مو گرفتم و شکر خدا یه جاهایی سربلند بودم که با اون تکنیک برتر نمی شه جواب گرفت. خدا رو هزاران بار شکر که حقایق رو همیشه آشکار می کنه من خدا یه جا دیگه حق مو می ده و نمی ذاره زحمتام هدر بره ، فقط واسه بعضی ها متاسفم.
یه شهرساز ورودی 81
|
|
+ یه شهرساز در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 4:8 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
واژه توسعه پایدار از اواسط دهه 70 میلادی و پس از بحران نفتی سال 1973 بسیار به کار رفته است. سازمان های محیط زیست و سازمان ملل از ارگان های مطرح کننده این بحث بوده اند. بحث توسعه پایدار دارای دو مبحث عمده است: 1- منابع غیرقابل تجدید در جهان. 2- آلودگی محیط زیست و کره زمین. شهرها در گذشته بهترين نمونه هاي پايداري را در خود متجلي ساخته اند. توجه به محدوديت هاي اكولوژيك محل ، نظير: آب ، توسعه متناسب و سازگار با طبيعت، صرفه جوئي در منابع ، استفاده از مواد و مصالح بومي، ابداع روش هاي موثر و مناسب براي ادامه حيات نظير قنات و بادگير و استفاده هنرمندانه از آب و گياه با هدف تلطيف هوا و ايجاد مناظر مطبوع، ايجاد باغ ها و باغچه ها در حياط ها، فضاهاي عمومي و اطراف شهرها، همه نمونه هائي از عوامل موثر در اين پايداري بوده اند . تعریف توسعه پایدار توسعه ای که نیاز های کنونی بشر را بدون مخاطره افکندن نیاز نسل های آینده برآورده ساخته و در آن به محیط زیست و نسل های فردا نیز توجه شود. تا کنون تعاریف زیادی از توسعه پایدار ارائه شده که اساس تمامی آن ها توجه به محیط زیست و حفاظت از محیط زیست جهانی بوده است. توسعه پایدار توسعه ای است کیفی و متوجه کیفیات زندگی است و هدف از آن بالا بردن سطح کیفیت زندگی برای آیندگان می باشد.
اصول توسعه پایدار 1- توجه به استفاده از منابع تجدید پذیر مثل انرژی خورشید و باد. 2- استفاده کمتر از انرژی های تجدید ناپذیر و آلوده کننده مثل سوخت فسیلی. 3- توجه به نسل های آینده. 4- توجه به محیط زیست و کاهش آلودگی آن و نیز توجه به چرخه های زیست محیطی. در تعریف شهرسازی پایدار توجه به محیط زیست شهری، ایجاد شهرهای سالم و اکولوژیک و آلودگی کمتر مورد توجه هستند. می توان گفت که اگر در یک شهر به اصول پایداری توجه شود، شهر پایدار بوده و توسعه آن نیز پایدار خواهد بود. یکی از بحث های محیط در شهرسازی پایدار محیط زیست و فضای سبز شهری است. در واقع شهری پایدار و سالم است که قسمت قابل توجهی از آن به پارک و فضای سبز اختصاص داده شود و در آن به محیط زیست، پاکیزگی هوا، اکوسیستم ها و چرخه های زیستی موجودات دیگر اهمیت داده شده باشد. یکی از ملزومات دستیابی به توسعه پایدار شهری خلق چشم اندازهای زیبا و موزون شهری است که می تواند بوسیله طراحی پارک ها و فضای سبز و تلفیق آن ها با ساختمان های خاص انجام پذیرد. در شهرهایی که مشکل توسعه در آن ها وجود دارد اختصاص بخش قابل توجهی از شهر به فضای سبز دشوار است. در این زمینه لوکوربوزیه، معمار و شهرساز مشهور، ایده استفاده از بام ساختمان ها به عنوان باغچه را ارائه داد که هم اکنون در کشورهای چین و ژاپن شاهد آن هستیم.
* نیویورک
پایداری محیطی و توسعه پایدار ایده پایداری محیطی عبارتست از: باقی گذاردن زمین به بهترین شکل برای نسل آینده، با این تعریف که فعالیت انسان تنها زمانی از نظر محیطی پایدار است که بتواند بدون تقلیل منابع طبیعی یا تنزل محیط طبیعی اجرا شود. - کاهش اتلاف و پخش انرژی در محیط - کاهش تولید تاثیر گذارندهها بر سلامت انسان - استفاده از مواد قابل بازگشت به چرخه طبیعت - رفع سموم مواد
* رواج ایده پارک وی در امریکا
پایداری محیطی در عرصه کار معماران نیز با اهداف زیر تبیین میشود: - مصرف منابع انرژی درکمترین - استفاده از مصالح تجدیدپذیر - حفاظت و عرضه انرژی و بازیافت کامل آن بدون ایجاد آلودگی اصل طراحی پایدار بر این نکته استوار است که ساختمان جزئی کوچک از طبیعت پیرامونی است و باید بعنوان بخشی از اکوسیستم عمل کند و در چرخه حیات قرار گیرد. طراحی و معاری پایدار طراحی پایدار نشاندهنده نوعی نگرش به معماری است که بر چند نکته اساسی اشاره دارد: 1- کیفیتگرایی 2- توجه به آینده 3- توجه به محیط طراحی پایدار، طراحی است مردمی و لذا کیفیت فضاهای داخلی ساختمان اهمیت ویژه ای مییابند. بدون تردید کیفیت مطلوب بدون توجه به طبیعت، نورگیری مناسب فضاها و تهویه مطبوع فراهم نمیآید. در ضمن اینکه از آنجا که پایداری و ماندگاری خود ساختمان بعنوان یک پدیده مد نظر است؛ لذا ساختن با کیفیت بالا، استفاده از مصالحی با قابلیت ماندگاری طولانی نیز باید در نظر گرفته شود. دستیابی به استانداردهای بالای کیفیت، امنیت و آسایش که در واقع سلامت انسانها را تامین میکند از مهمترین اهداف معماری پایدار است. طراحی پایدار تلاشی است در جهت ایجاد حداکثر آسایش افراد با بالابردن کیفیت زندگی و ایجاد کمترین لطمات به محیط پیرامون. تامین آسایش در طراحی پایدار با ایجاد کمترین آلودگی محیط زیست و با استفاده از عوامل طبیعی میسر میشود. اصول طراحی پایدار - شناخت مکان؛ طراحی پایدار با شناختی از مکان مطرح میشود زیرا اگر ما به مسائل ظریف مکانی حساسیت داشته باشیم میتوانیم بدون تخریب در آن ساکن شویم. شناخت مکان مانند جهت نور یک ساختمان به طراحی کمک کرده و باعث محافظت محیطی میشود و حتی دسترسیها را نیز آسانتر خواهد کرد. - ارتباط با طبیعت؛ در طراحی سایت که چه درون شهر و چه در محیط طبیعیتر باشد، طراحی هماهنگ با طبیعت بازگشت به زندگی محیطی را در خود دارد و تاثیرات طراحی به ما کمک میکند که فضایی طبیعی داشته باشیم. - شناخت فرایندهای طبیعی؛ در طبیعت اتلافی وجود ندارد. تولید یک ارگانیسم غذا را برای دیگری فراهم میسازد و به عبارتی سیستمهای طبیعی چرخه بستهای دارند. با کار با فرایندهای زنده ما به نیاز گونهها احترام گذارده و با طراحی که بتواند خود را در چرخه طبیعت قرار دهد، طراحی را به زندگی بازگشت میدهیم. - شناخت تاثیرات محیطی؛ طراحی پایدار کوششی جهت داشتن شناختی از تاثیرات محیطی با ارزیابی سایت است. تاثیرات منفی محیطی میتواند با کارایی انرژی تجدیدپذیر، تکنولوژی ساختارها و انتخاب مصالح پایدار تخفیف پیدا کند. - شناخت مردم؛ طراحی پایدار باید گستره وسیعی از فرهنگها، نسلها، مذاهب و عادات مردمی که آنرا بکار میبرند و یا در آن ساکن میشوند را مورد توجه قرار دهد و این نیازمند حساسیت به نیازهای مردم و جامعه است. منابع:
یاحق...
|
|
+ یه شهرساز در
یکشنبه دوم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 2:6 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
پروژه حومه نشینی نادرست ترین تخصیص منابع در تاریخ جهان است. اکنون برنامه ریزان و طراحان شهری منتقدند که برای تقویت شرایط محیطی و اجتماعی شهرها اولویت برتر این است که استفاده از ماشین قطع شود. اجتماعی به سبب اینکه ما بسیاری از اوقات خود را در ماشین ها و خانه های حومه ای خود محبوس هستیم، زمان یا فرصت کمی برای ارتباط اجتماعی و ملاقات های معمول تصادفی که در هنگام پیاده روی در طول پیاده روهای صمیمی و در حوالی فضاهای عمومی اتفاق می افتد، داریم. به این دلیل که ما زمان بیشتر و بیشتری گرفتار در ترافیک می گذرانیم، زمان کمتر و کمتری برای شرکت و درگیر شدن در جامعه خود داریم. بعلاوه ترکیب ناساختاری حومه ها با کیفیت پائین معماری اثری خراب بر همه دارد. اقتصادی اکنون ما وقت خود را بیش از هر زمانی در ترافیک با فشار روحی، و تقریبا 30% درآمدمان را بر پرداخت های بنزین، نگهداری و بیمه ماشین مصرف می کنیم. بیشترین مالیات های ما برای ساخت بی حد جاده ها و بزرگراه ها، با باقی مانده کمی برای مسائل باارزش مانند آموزش، ساخت و سازهای عمرانی، معماری کیفیت و عرصه های عمومی یا ساخت سیستم های جدید قطار خرج می شود. تلاش ما برای جلب رضایت برای استفاده از ماشین خشکاندن اقتصاد ملی مانند دارائی های شخصی ماست. بعلاوه همچنان که زمان بیشتر و بیشتری در گرفتاری در ترافیک به هدر می رود شبکه بزرگراه ها و فرودگاه ها در حال خفه کردن اقتصاد ملی و منطقه ای ماست. این بطور گسترده تولید ملی ما را پائین می آورد در حالیکه هزینه تجارت را برای هر کسی بالا می برد. محیطی تخلیه مداوم دود به اتمسفر که ماشین های ما روزانه انجام می دهند، اثرش را از راه های مختلف بر محیط جهان می گذارد، و به تنزل سیستم طبیعی که ما برای تقویت زندگی به آن وابسته هستیم ادامه می دهد. ساخت مداوم جاده یا بزرگراه های بیشتری با توسعه کم تراکم حومه نشینی مایل ها محیط طبیعی غیر قابل تعویض را مصرف می کند.
سلامت
راه حل: شهرهای پیاده رو
شهرهای پیاده رو (Pedestrian Cities)
طراحی مکان هایی برای آسایش و سرگرمی پیاده ها یکی از مهم ترین نمودهای شهرسازی نوین است. در سطوح بالای شهرسازی مناسب ترین مکان ها در جهان شهرهای با شبکه های یکپارچه از مسیرهای خالی از ماشین مشهور به شهرهای پیاده رو می باشد. شهرهای پیاده رو در حال محبوب شدن در سراسر جهان است. امکان پیاده روی در ترکیبی از مغازه ها، رستوران ها، دکه های روزنامه فروشی، کافه ها و بازارهای سرباز به همراه مراکز کار و مجاورت با مکان های خالی از ماشین بالاترین سطح کیفیت زندگی را ارائه می دهد. اکنون خواسته در حال افزایشی برای پیاده رو کردن کل بخش های شهر و اتصال مستقیم به قطار وجود دارد.
ونیز ایتالیا بزرگ ترین شهر پیاده رو در دنیا شناخته شده است زیرا شامل خیابان های پیاده رو کاملا خالی از ماشین می باشد. کل شهر ماشینی که در خیابان ها کار کند ندارد. شهر کلا متراکم است که تا کنون آرامش بخش ترین و دلپذیرترین شهر در دنیا بوده است.
کپنهاگ از دیگر شهرهای پیاده روی بزرگ جهان است. گرچه بوسیله خصوصیات قدیمی خاصی – مانند یک شبکه خیابان های باریک قرون وسطایی – تقدیس شده است، شهر به طور استوار برای تقویت کیفیت حیات خیابان هایش عمل کرده است. طی 40 سال از زمانی که خیابان اصلی کپنهاگ به یک معبر پیاده رو تبدیل شده است برنامه ریزان شهری گام های بیشماری برای تبدیل شهر از یک مکان متمایل به ماشین به نوع صمیمی مردمی برداشته اند. برنامه کوپنهاگ برای یک شهر صمیمانه پیاده بیشتر از این قرارند:
برنامه 10 قسمتی کوپنهاگ 1- تبدیل خیابان ها به معابر پیاده شهر در سال 1962 خیابان اصلی خود (Stroget) را به یک معبر پیاده تبدیل کرد. در دهه های موفقیت به تدریج معابر پیاده بیشتری اضافه شد که به معابر پیاده اصلی تر متصل شدند، که در آن ها عابرین پیاده و دوچرخه سواران حق عبور داشتند اما ماشین ها در سرعت پائین مجاز بودند.
2 – کاهش تدریجی عبور و مرور و پارکینگ ها برای ثابت نگه داشتن حجم عبور و مرور شهر شمار ماشین ها در مرکز شهر را بوسیله حذف پارکینگ ها به میزان 2 – 3 درصد در سال کاهش داد. بین 1986 تا 1996 شهر تقریبا 600 پارکینگ را حذف کرد. 3 – تبدیل زمین پارکینگ ها به عرصه های عمومی ایجاد معابر پیاده زمین های پارکینگ ها را آزاد کرد، و امکان تبدیل آن ها به میدان های عمومی فراهم شد.
4 – حفظ مقیاس متراکم و کوتاه برافراشتگی کم و متراکم ساختمان ها اجازه عبور باد از آن ها را می دهد که مرکز شهر را ملایم تر و کمتر از بقیه قسمت های کوپنهاگ بادگیر می کند. 5 – حفظ مقیاس انسانی مقیاس نسبتا پائین شهر و شبکه معابر، پیاده روی را تجربه ای دلپذیر می کند. بناهای تاریخی آن با خمیدگی، سایبان ها و درگاه ها برای مردم مکان هایی برای ایستادن و نشستن (مکث) ایجاد کرده اند. 6 – مسکون کردن هسته مرکزی اکنون بیش از 6800 نفر از ساکنین در مرکز شهر زندگی می کنند. آن ها وابستگی خود را به ماشین قطع کردند و هنگام شب پنجره های روشن آن ها به پیاده های بیننده احساسی از امنیت می دهد.
7- تشویق زندگی به سبک دانش آموزان دانش آموزانی که همه روزه با دوچرخه به مدرسه می روند به تراکم ترافیک اضافه نمی شوند، برعکس، حضور فعال آن ها، شب و روز، شهر را روح می بخشند. 8 – وفق دادن شهر به فصول مختلف کافه های سرباز، میدان های عمومی و مجریان خیابان هزاران نفر را در تابستان جلب می کنند، رینگ های اسکیت، سکوهای هیتر و هیترها در گوشه های خیابان ها زمستان را در مرکز شهر لذت بخش می کنند. 9 – ترویج دوچرخه سواری به عنوان سبک اصلی حمل و نقل شهر مسیرهای دوچرخه رو را بنا کرد و انواع موجود آن را گسترش داد. آن ها فضاهای عبور دوچرخه را بوسیله محدود کردن پارکینگ ها – در نزدیکی تقاطع ها – ایجاد کردند. اکنون 34 درصد از اهالی کوپنهاگ که در شهر کار می کنند با دوچرخه به محل کار خود می روند.
10 – دسترس پذیر کردن دوچرخه ها شهر سیستم دوچرخه سواری شهر را در 1995 مطرح کرد، که به هر کسی اجازه می داد از ایستگاه های کل شهر با سکه ای دوچرخه قرض کند. هنگام پایان کار، به راحتی آن ها را در هر کدام از 110 ایستگاه دوچرخه سواری که در مرکز شهر مستقر شده بودند، می گذاشتند و پول آن ها پس داده می شد.
منبع:
یا حق...
|
|
+ یه شهرساز در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 2:45 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
حق اوست...
نکته مهم در زمینه نظارت بر جنبه های بصری ساختمان های مرتفع تمایز قائل شدن بین یک طراحی خوب از دید معماری و یک طراحی مطلوب از نظر طراحی شهری است. ایجاد دسترسی بصری بطور کلی ویژگی مثبت بناهای مرتفع فراهم نمودن گستره دید وسیع و دلپذیر برای ساکنان می باشد. اولین و مهم ترین نکته مورد توجه حفظ دسترسی بصری مناسب برای هریک از بناهای مرتفع است که این مسئله بوسیله رعایت فواصل مناسب بین بناها، حفاظت از دید ساختمان های موجود، ایجاد سقف برای حداکثر ارتفاع و یا نحوه طراحی شکل و حجم ساختمان ها، اعمال روش های نظارت بر توسعه همچنین برنامه ریزی های مناسب ایجاد می گردد.
ارتقای ارزش های بصری یکی از قابلیت های مثبت بناهای مرتفع بهره گیری از حضور بصری بناهای جدید در سیمای شهر و خط آسمان در جهت ارتقای ارزش بصری نشانه های شهری موجود است. يكي از راه هاي تقويت ارزش بصري مناظر موجود، علاوه بر اعمال محدوديت در ارتفاع و حجم ساختمان هاي جديد در مسير ديد، تشويق به توسعه اراضي اي است كه در حاشيه و جوانب گستره و زواياي ديد قرار مي گيرند. تشويق به توسعه تا خط زمين در اين اراضي به عنوان ابزاري در جهت تداوم بخشي به بدنه ساختمان ها در جداره خيابان در اطراف مسيرهاي ديد و در نتيجه تأكيد بيشتر بر ارزش مناظر موجود و تشديدگرايي و جذابيت و تقويت تأثير بصري آنهاست. امتزاج بصری نشانه ها ترکیب و تلفیق مناسب بناهای مرتفع جدید با ساختار مناظر و نشانه های شهری موجود و در نتیجه حفظ توازن قبلی مناظر در سیما و بافت شهری و خط آسمان یا سایر عناصر کالبدی-فضایی و طبیعی شهر همچنین بهبود توازن بصری مناظر طبیعی یا مصنوعی شهر از مهم ترین جنبه های مدیریت بصری توسعه ساختمان های مرتفع در کشورهای توسعه یافته است. ایجاد نشانه های شهری ساختمان های مرتفع به عنوان نشانه های شهری سهم مهمی در شکل گیری ساختار فضایی و سیمای شهری ایفا می کنند. لازم است كه بدون كاهش خلاقيت ها در معماري، امكان توسعه برج هايي را كه در تضاد با روند شكل گيري ساختار و سيماي مطلوب شهري در چارچوب اهداف توسعه و طراحي شهري و در زمينه هاي زيبايي شناختي، بصري و ادراكي هستند، از میان برداشته شود.
تعيين حداقل مجاز عقب نشيني بنا از دو بر جانبي زمين، علاوه بر ارتقاي كيفيت و ايجاد عمق در سيماي شهر، موجب نورگيري فضاهاي داخلي ساختمان ها از همه طرف، جلوگيري از امكان سرايت حريق به بناهاي مجاور، ممانعت از قابليت فشار افقي بناها بر يكديگر در هنگام زلزله، افزايش قابليت جابه جايي هوا، كاهش تنش و تعارض بصري ميان بناهاي مجاور با اشكال، سبك ها، مصالح، حجم ها و ارتفاعات متفاوت، و افزايش استقلال بصري آنان، و در رابطه با بناهاي مرتفع تر، موجب شكل گيري برج ها در قالب احجام سه بعدي به عنوان نشانه هاي شهري قابل رؤيت از زواياي گوناگون و همچنين ايجاد دسترسي بصري به مناظر و ساير نشانه هاي شهري از داخل طبقات بنا در همه زوايا است، ويژگي هايي كه در بناهاي به هم پيوسته نفي مي گردند. نگاهی به بلندمرتبه سازی در کشور دلایل عمده گرایش به ساخت و سازهای بلند عبارتند از:
ضوابط کلی حاکم بر طراحی و ساخت ساختمان های بلند:
رعایت اصول مهندسی بر اساس آئین نامه های ملی و بین المللی:
در ضوبط ترافیکی و دسترسی توصیه می شود این سازه ها حتی المقدور در فاصله 500 متری ایستگاه اتوبوس یا 1000 متری ایستگاه های مترو مستقر شوند. اتصال مستقیم ورودی این بناها به آزادراه ها و بزرگراه ها ممنوع است مگر بناهای با اهمیت خاص. اگرنسبت ارتفاع به عرض در ساختمان ها 2به 1، 1 به 1 و یا 1 به 2 باشد حالت پویا و دینامیک دارد و در صورت تجاوز از نسبت 2 به 1 نوعی احساس ترس از تنگی فضا به انسان دست می دهد. معمولا برای ساخت سازه های بلند زمین های بزرگ مناسب ترند لذا فرآیند بلندمرتبه سازی باعث می شود که روند افزایش قیمت زمین های کوچک قطع شده و بین قیمت تمام شده زمین ها با اندازه های متفاوت تعادل برقرار شود. رعایت تنوع فرم، شکل، مصالح و رنگ سازه باعث خوانایی یک شهر می شود و در چنین شهری می توان به آسانی مکان ها را پیدا کرد، از خصوصیات شهرهای متنوع دارا بودن ساختمان های بلند است.
نمونه موفق
این برج جدید که جایگزین برج موجود در سایت خواهد شد با ارتفاعی بالغ بر 630 فوت، حدود 850000 فوت مربع فضای اداری و 12000 فوت مربع فضای تجاری را در خود جای خواهد داد. همچنین در این طرح فضای بزرگ و بی نظیری به شکل یک Skyroom در طبقه چهلم تعبیه شده که با پنجره های بلندی به ارتفاع 4 طبقه و یک تراس بام در بیرون بازدید کنندگان را قادر خواهد ساخت با دید پانورامای 360 درجه نظاره گر شهر لندن باشند. ساخت این برج جدید با حفظ مناظر حاضر، و تفاوت در فرم و شکل و همچنین مصالح خاص نسبت به سازه های پیرامونی تنوع بصری مناسبی ایجاد می کند، باعث تقویت خط آسمان شهرشده، به سیمای شهر لندن عمق بیشتری می بخشد و به خوانایی شهر کمک می کند.
منابع سيماي شهري و قابليت بناها - دكتر بهرام عبدالله خان گرجي نگاهي اجمالي به بلند مرتبه سازي در كشور- سيد سعيد حسيني لندن؛ جولانگاهی برای آرزوهای بلند وینولی - کمال یوسف پور
یاحق... |
|
+ یه شهرساز در
جمعه سوم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 3:19 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
حق اوست...
سلام وچون! یوهههوووووووووووو... امروز تولد مهینه!!!
مهین جووووووون تولدت مبارک!!
یاحق...
|
|
+ یه شهرساز در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 1:37 بعد از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
حق اوست...
توللللللللللللللللللللللد توللللللللللللللللللللللد تولدت مبارررررررررررررک مبارک مبارررررررررررررک تولدت مبارک...
بچه ها امروز تولد سیناست! سینا جان تولد مبارک خیلی مبارک! |
|
+ یه شهرساز در
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 12:1 بعد از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
حق اوست...
پارسال اردیبهشت ما رو دسته جمعی اردو بردن کاشان! خیلی خوش گذشت! خاطرات خوب رو باید ثبت کرد:
ابیانه... پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم ابیااااااااااانهههههههههه!!!
اینا بچه های شهرسازن! شهرسازی 83 منظره خیلی قشنگه اما خورشید بدجاییه! همه صورتا فقط دماغن!!
دخترا ماشین عروس شدن البته به تعبیر آقایون محترم!
این عکس ما شهرسازاست رو پشت بوم یکی از خونه ها! البت فکر کنم طویله باشه!!
لپای آقای راننده پر صبحونه ست! خب آدم با راننده تپل بره اردو همینه دیگه! بابا ای بابا!
کیا وسطی بازی می کنن؟!
ااااااااااااااااااااا... من خواب بودم ازم عکس گرفتن ااااااااااااااا...
تاب تاب عباسییییییییییییییییی خدا مهینو نندازییییییییییییی!
بیجو آخه این چه عکسییییییییییه؟!
سعی کردم بیشتر عکسای حاشیه ای رو بذارم! (نامردا خسته شدم انقدر آپ کردم...) حق نگهدارتون، یاحق... |
|
+ یه شهرساز در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعتو ولم کن ولی 2:57 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
حق اوست...
سلام بچه ها! یه سری عکس از کارای راندو شده دارم که براتون می ذارم:
یا حق... |
|
+ یه شهرساز در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعتو ولم کن ولی 2:35 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
شهرسازنامه اول می خوای با شهرسازا تماس بگیری؟ شهرسازنامه ها |
| می خوای بدونی؟ |
مطالب تخصصی رشته شهرسازی و پست های اختصاصی دانشجویان رشته شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران
|
| شهرسازنامه های قدیمی |
|
شهریور 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 فروردین 1387 شهریور 1386 اسفند 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| شهرسازان |
|
شهرسازان مرجان مهین آیدا زهرا علی امیر حسین آزاده بهاره فریبا ماهیار محمدجواد معصومه ملیحه نرگس مریم سینا میلاد فاطمه پدرام الناز |
|
RSS
|