تبليغاتX
شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران
" شهر یعنی مردم "

تاریخچه مدیدیت شهری (UMP) در آسیا

 

 

 

توسعه برنامه های مدیریت شهری در گرو تلاش و ممارست شهرها در جهت پیشرفت و رفاه منابع انسانی میسر می شود؛ این اقدامات عبارتند از جذب مشارکت های دولتی، بهره وری اقتصادی، حفظ تساوی و عدالت اجتماعی، کاهش فقر و بهبود شرایط زیست محیطی. این اقدامات در سایه استفاده بهینه و توزیع عادلانه منابع امکانپذیر خواهد بود.

مدیریت شهری طی سه مرحله از آغاز یعنی از سال 1986 میلادی تا کنون دستخوش یک سری تغییرات بنیانی شده است.

 

مرحله اول:

مرحله اول برنامه مدیریت شهری (1991-1986)؛ این برنامه ها بر روی تحقیقات کاربردی بر روی چهار موضوع: مدیریت اراضی، امور مالی و مدیریت شهری، زیرساخت ها و محیط زیست شهری و با هدف توسعه راهبرد های عملی و ابزارهای کاربردی مدیریت شهری در سطح جهانی متمرکز شده بود.

 

مرحله دوم:

اهداف این مرحله (1996-1992) حول محور چگونگی استفاد از این راهبردها و ابزارها در جهت ارتقای کارآیی و سطح تولیدات، ابتدا به صورت منطقه ای و سپس بسط آن به تمام کشور می بوده است. در این مرحله یک مورد دیگر به چهار موضوعی که قبلا در بالا ذکر شد، افزوده گردید. مورد پنجم کاهش فقر شهری بود. مکانیزم اساسی در این فاز اجرایی پرداختن به سطح کارآیی و تولیدات از قبیل تشکیل هیات کارشناسان منطقه و تاسیس کارگاه ها و همایش های مشاوره ای در سطح کشوری به منظور معرفی این خط مشی ها و ابزار های کاربرد به کل کشور، معطوف می شد. ساختار این برنامه ها تمرکز زدایی و واگذاری مسوولیت انجام این فعالیت ها به ادارات منطقه بوده است.

 

مرحله سوم:

مرحله سوم مدیریت شهری به منظور ایجاد و تحکیم کارآیی دولت، بانکها و مراکز تامین اعتبار در جهت مرتفع ساختن معضلات شهری اختصاص یافت.

مرحله چهارماین مرحله(2004-2001) ادامه مرحله سوم بود و تنها بیشتر از قبل بر روی فعالیت ها و اقدامات دولتی که شرایط زندگی قشر مستمند و کم درآمد جامعه شهری را متأثر می ساخت، متمرکز شده بود.

 

 

 

در واقع هم اکنون زمینه هایی که این برنامه ها توجه خاص به آنها دارند عبارتند از:

-- کاهش سطح فقر در شهر

-- مدیریت محیط زیست شهری

-- جذب مشارکت های دولتی

-- حل معضل ایدز و اعتیاد در جامعه شهری

برنامه هایی که در بالا بدان اشاره شد در 11 ناحیه و 21 شهر در آسیا اجراشده است.

در اینجا به مقایسه مدیریت شهری در آسیا و اروپا می پردازیم.

 

 

 

اصول مدیریت شهری در اروپا

در الگوی مدیریتی در اروپا سه عامل مدیریتی لحاظ می گردد: برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، نظارت و ارتقای برنامه ها. از این گذشته ویژگی های خاصی برای یک مدیریت مطلوب شهری نیاز است که این ویژگی ها شامل داشتن اطلاعات لازم در زمینه سیستم شهری، سازمان های مربوطه و روند فعالیت ها می باشد.

همچنین باید توجه داشت که بخش خصوصی، گروه های فشار و عامه مردم می توانند در بهبود مدیریت شهری سهیم باشند و با استفاده از اینها می توان به بودجه لازم جهت ارتقای وضعیت اقتصادی دستیابی پیدا کرد. این عملکرد ها می توانند شهروندان، محیط زیست شهری و ظرفیت کارآیی و تولیدات شهر را تحت تاثیر قرار دهد.

در اروپا تاکید بر این است که سیستم های شهر بطور کامل مورد ارزیابی قرار گیرد. نوع مدیریت شهری که در اروپا مورد استفاده قرار می گیرد می بایست با چرخه زندگی شهرنشینی، که افزایش و کاهش رشد محیط زیست نشانگر آن است، سازگار باشد. شهر هایی که به لحاظ فیزیکی و اقتصادی توسعه یافته هستند نیاز به شیوه مدیریت شهری متفاوت با شهرهای عقب مانده و دچار نقصان دارند.

به عنوان مثال بسیاری از شهر ها نتوانسته اند به توازن عرضه و تقاضا در تولیدات و خدمات شهری برسند. در این موارد شهر های اروپایی وضعیت بازارهای شهری مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. با این روش تقاضا برای تولیدات خدمات شهری و عرضه مایحتاج شهروندان به توازن می رسد.

از موارد دیگری که در مدیریت شهری اروپا مدنظر قرار می گیرد را می توان به وضعیت حمل و نقل شهری، مدیریت اراضی، اقتصاد شهری و منطقه ای،سازمان دهی کارآیی و حجم تولیدات در کلان شهر ها اشاره کرد.

1- خدمات تکنیکی در جهت فقرزدایی شهری بر روی موارد زیر متمرکز شده است:

·        دستیابی قشر فقیر جامعه به اراضی و تامین امنیت شغلی آنها: بهبود شرایط کاری و سازمان دهی اجتماعی می بایست به اندازه بهبود شرایط محیط شهری مد نظر قرار گیرد. چراکه قشر ضعیف و کم درآمد جامعه هم می بایست از امانات دسترسی به اراضی شهری و امنیت شغلی برخوردار باشند.

 

 

 

 

 

·        کمک های مالی هر چند جزئی به قشر کم درآمد: این بخش بهبود شرایط مدیریتی در سامان دهی گروه های اجتماع در ایجاد مشارکت های مالی، افزایش کارآیی مدیریتی در جهت اخذ و اداره سرویس های مالی-اعتباری به منظور توسعه فعالیت های درآمدزا و تسهیلات مسکن را شامل می شود. همچنین در این زمینه می توان به ایجاد ارتباط میان این گروه های مشارکتی با موسسه های ملی رسمی و استحکام کارآیی و افزایش سطح تولیدات دولت های محلی در ارتقاء تمهیدات مربوط به وضه اقتصادی و معیشتی جامعه اشاره کرد.

 

 

 

2- خدمات تکنیکی در جهت مدیریت محیط زیست شهری بر موارد زیر متمرکز شده است:

·        مدیریت بازیافت زباله:این بخش شامل بهبود مدیریت شهری در جهت برنامه ریزی، تامین اعتبار، و عملی ساختن امور مربوط به سیستم زباله های جامد شهری می باشد. در اینجا می بایست تقویت سرمایه گذاری در سیستم زباله های جامد شهری و بخصوص در زمینه های جمع آوری زباله های جامد، دفن و همچنین بازیافت مواد به خوبی انجام پذیرد.

 

 

 

 

·        مدیریت آب و فاضلاب و آلودگی هوا: این بخش شامل بهبود خط مشی ها و قوانین زیست محیطی به منظور ترفیع و تفییذ اختیارات مدیریت شهری در جهت برنامه ریزی، تامین اعتبار و عملی ساختن امور مربوط به سیستم آب و فاضلاب و کیفیت هوا می باشد. در ایجا می بایست تقویت مشارکت میان دولت های محلی و سازمان های دولتی در ارائه خدمات زیست محیطی و حفاظت از محیط زیست لحاظ گردد.

 

 

 

3- خدمات تکنیکی در جهت مدیریت شهری به شیوه مشارکتی

جمع آوری عواید و مدیریت مالی: بهبود روند مدیریتی در جهت جمع آوری عواید بمنظور توزیع مطلوب خدمات شهری

 

 

 

برگرفته از خبرنامه شهرنما

 

 

+ یه شهرساز در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 2:47 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه | 

- تعريف و کاربرد برنامه ريزي:

 

- مفهوم برنامه‌ريزي

 

در صورتي كه بخواهيم تعريفي كلي از برنامه‌ريزي داشته باشيم, مي‌بايستي برنامه‌ريزي را عبارت از كوششي در جهت انتخاب بهترين برنامه‌ها در جهت رسيدن به هدف‌هاي مشخص بدانيم كه ممكن است اين كوشش‌ها و برنامه‌ها, تا مرحله‌ي نهايي هدف نيز پيش نرود, بلكه گام‌هايي در جهت رسيدن به آن باشد.][i][

 

برنامه‌ريزي به معناي انديشيدن و تنظيم پيشاپيش امور, قبل از بروز وقايع و رويدادهاست تا در اموري همچون بهداشت, سلامت, رفاه, آسايش و خوشبختي افراد جامعه, نتايج مطلوبي بدست آيد. بديهي است, با برنامه‌ريزي دقيق مي‌توانيم اشتباهات گذشته را جبران كنيم و نسبت به آينده هوشيارتر عمل كنيم.][ii][

 

به گفته چادويك[1] "برنامه‌ريزي يك سيستم كلي ذهني است. با ايجاد يك سيستم ذهني مستقل اما منطبق بر سيستم دنياي واقعي, ابتدا پديده تحول را شناخته, سپس آن را پيش‌بيني كرده و بالاخره آن را ارزيابي مي‌كنيم, هدف بهينه كردن سيستم دنياي واقعي از طريق بهينه‌ نمودن سيستم ذهني مي‌باشد."][iii][

 

همچنين برنامه‌ريزي را مي‌توان به صورت ديگري تعريف كرد و آن عبارت است از: كوشش‌هاي انديشمندانه‌ي آدمي براي يافتن راه‌هايي كه به اتخاذ بهترين تصميمات براي تامين رفاه و ايجاد ترقي او منجر مي‌شود. با اين تعريف سه سوال مطرح مي‌گردد:

 

  1. منظور از انديشمندانه چيست؟

 

  1. راه‌هاي اتخاذ بهترين تصميمات كدام است؟

 

  1. مراد از تامين رفاه و ايجاد ترقي چيست؟

 

براي پاسخگويي به سوالت فوق, از برنامه‌ريزي تعريف ديگري نيز مي‌توان كرد. بنابراين تعريف كه از اجزاي متشكل آن منتج مي‌گردد, برنامه‌ريزي يعني:

 

  1. بررسي, برآورد و تخمين نيازها

 

  1. بررسي, برآورد و تخمين امكانات

 

  1. بررسي, برآورد و تخمين بهترين راه استفاده از امكانات براي برآوردن نيازها

 

طبيعي است كه در هر مرحله, اين تخمين‌ها بايستي واجد دقت, عدد و رقم باشد. در اين تعريف از برنامه‌ريزي, مسلم است كه نخستين قدم جمع‌آوري آمار و اطلاعات است كه البته بايستي با شيوه‌اي نظام يافته صورت پذيرفته باشد و بر اساس گرايش‌هاي گذشته, حال و آينده استوار باشد. دومين قدم, تجزيه و تحليل اطلاعات بدست آمده است كه آن هم بايستي با شيوه‌اي علمي و منظم صورت گيرد و در حقيقت از يك نوع غربال علمي بگذرد. سومين قدم, ارزشيابي يا به اصطلاح سبك و سنگين كردن آنها است كه نكات مثبت و منفي در جهت رسيدن به هدف‌ها مشخص مي‌گردد. گام چهارم, در جهت تعيين اولويت‌ها است. يعني برنامه‌ريز بايستي, از عوامل مختلف كه در متغيرهاي مختلف براي رسيدن به هدف‌هاي برنامه وضع شده, به انتخاب بهترين‌ها بپردازد. برنامه‌ريز بايستي مشخص كند كه از نظر زمان و امكانات در جهت برآوردن نيازها و رسيدن به هدف‌ها به بهترين صورت پرداختن به كدام عامل مقدم و مرجح است. مرحله آخر نيز, اجراي برنامه است كه با توجه به زمان‌بندي و برآورد امكانات و وسائل, اجراي برنامه صورت مي‌گيرد.[1]

 

انواع برنامه‌ريزي

 

برنامه‌ريزي از ديدگاه مسائل اجتماعي و اقتصادي, به منظور ارتقاء سطوح مختلف زندگي جامعه, مي‌توان به چند نوع تقسيم نمود:

 

الف- برنامه‌ريزي كلي (كلان)

 

اين برنامه‌ريزي, بيشتر به منظور رسيدن به هدف‌هاي كلي و عمومي اقتصادي و اجتماعي انجام مي‌گيرد. مثلاً, برنامه‌ريزي در زمينه‌ي ارتقاء رشد اقتصادي يا صادرات و مبادلات بازرگاني يك كشور را, مي‌توان يك برنامه‌ريزي كلي دانست.

 

ب- برنامه‌ريزي بخشي

 

اين نوع برنامه‌ريزي, بيشتر در بخش‌هاي مختلف توليدي و اجتماعي صورت مي‌گيرد. مانند: برنامه‌ريزي در بهداشت, ساختمان, كشاورزي, مخابرات و مانند آن.

 

ج- برنامه‌ريزي در سطح طرح (خرد)

 

اين برنامه‌ريزي در طرح‌ها و پروژه‌هاي داخل بخش صورت مي‌گيرد. مانند: برنامه‌ريزي توسعه‌ي كلينيك در داخل بخش بهداشت, برنامه‌ريزي توسعه‌ي مدارس ابتدايي در بخش آموزشي, يا ارتقاء سطح توليد گندم در بخش كشاورزي.

 

تقسيم‌بندي‌هاي ديگري نيز برنامه‌ريزي شده است كه از اهم آنها مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

 

الف- برنامه‌ريزي ملي

 

در برنامه‌ريزي ملي, برنامه‌ها و سياست‌هاي توسعه‌ي اقتصادي و اجتماعي يك كشور و نحوه‌ي اجراي آن مشخص مي‌گردد. برنامه‌ريزي ملي يا كشوري, هر چند سال يكبار (معمولاً هر 5 سال) براي كل كشور انجام گرفته و شامل كليه‌ي سطوح برنامه‌ريزي كلي, برنامه‌ريزي بخشي و برنامه‌ريزي طرح‌ها مي‌گردد.

 

ب- برنامه‌ريزي منطقه‌اي

 

در برنامه‌ريزي منطقه‌اي, سياست‌هاي توسعه‌ي اقتصادي و اجتماعي يك منطقه (جزئي از كشور), يا چند منطقه و يا كل كشور در قالب چند منطقه, انجام مي‌گيرد.

 

ج- برنامه‌ريزي شهري

 

در اين نوع برنامه‌ريزي با توجه به اقتصاد و عملكرد عوامل شهر, نحوه‌ي استفاده از اراضي شهر, محله‌بندي مسكن, ترافيك, فضاي سبز و غيره, در رابطه با جمعيت شهر مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

 

د- برنامه‌ريزي روستايي

 

در اين برنامه‌ريزي به مسائل و مشكلات روستاها پرداخته شده و مسائلي از قبيل توليد و عرضه‌ي محصولات كشاورزي و دسترسي روستاها به سرويس‌هاي اجتماعي (كلينيك, مسجد, مدرسه, حمام و مسكن) مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

 

انواع برنامه‌ريزي از نظر مدت اجرا

 

از مهمترين انواع برنامه‌ريزي, يكي برنامه‌ريزي مفيد و ديگري برنامه‌ريزي انعطاف‌پذير است. در آغاز رواج برنامه‌ريزي, كه عمر آن را به شكل كنوني نبايد بيش از 70 سال دانست, تصور مي‌شد كه مي‌توان برنامه‌اي معين را براي مدتي معلوم طرح كرد و تا پايان دوره‌ي برنامه, به تمام نكات آن مقيد بود. اما تجارب متعدد نشان داد كه چه در عرصه‌ي برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي و اجتماعي و چه در برنامه‌ريزي‌هاي كالبدي, به حكم پويايي روابط حاكم بر جوامع, مقيد بودن به برنامه‌اي ثابت مشكلاتي را به همراه خواهد داشت كه شايد از بي‌برنامگي نيز بدتر باشد. لذا, با توجه به اين نكات, برنامه‌ريزي را مي‌توان از نظر مدت اجرا, به خاطر بررسي اقدامات انجام شده و جبران اشتباهات يا نواقص, به چند دوره‌ي مشخص تقسيم نمود:

 

 

 

برنامه‌ريزي بلندمدت:

 

كه دوره‌ي اجراي آن بين 10 تا 20 سال است و گاهي به 25 سال نيز مي‌رسد و علت نياز به آن, معمولاً ايجاد يك چهارچوب كلي و آينده نگرانه در زمينه‌ي مورد توجه برنامه است كه بر اساس اين چهارچوب بتوان نيازها و امكانات آينده را مشاهده كرد و تقسيمات, هم‌آهنگي و توازن آنها را بر پايه‌اي گذارد كه هدف‌هاي مي‌كند.

 

 

برنامه‌ريزي ميان‌مدت:

 

كه معمولاً مدت اجراي برنامه‌ي آن بين 3 تا 7 سال مي‌باشد و گاه مي‌تواند به ده سال نيز برسد و آن اجراي برنامه‌هايي است كه در قالب همان برنامه‌ريزي بلندمدت و با هدف‌هاي كلي آن, به مرحله‌ي اجرا درمي‌آيد. در برنامه‌ي ميان مدت, رئوس برنامه مشروح‌تر از برنامه‌هاي بلندمدت است و اگر در برنامه‌هاي بلندمدت, هدف‌هاي كلي مورد بحث قرار مي‌گيرد, در برنامه‌هاي ميان مدت به ترتيبي است كه ببينيم راه‌هاي رسيدن به اين هدف‌ها كدام است.

 

 

برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت:

 

كه معمولاً مدت اجراي آنها بين 1 الي 2 سال است. معمولاً هر اندازه مدت اجراي برنامه كوتاه‌تر باشد, اجراي آن برنامه‌ها در رابطه با واقعيات, قابليت اجرايي بيشتر و بهتري دارند. از جهت ديگر, هر يك از برنامه‌هاي كوتاه, ميان و بلندمدت در قالب يكديگر انجام مي‌گيرند.

 

در يك برنامه‌ي دورنگرانه, هدف ارتقاء سطح زندگي مردم و تامين نيازهاي جمعيت يك كشور در بلندمدت است. در قالب اين برنامه‌ها, مي‌توان در برنامه‌هاي 5 تا 7 ساله (ميان مدت) به برنامه‌ريزي منطقه‌اي و اجراي برنامه‌هاي عمراني در سطح مناطق مختلف كشور و در رابطه با امكانات آن منطقه پرداخت؛ يا برنامه‌ها را در هر يك از سطوح بر اساس هدف‌هاي خاصي (مانند ارتقاء سطح آموزش, بهداشت و مانند آن) گذارد؛ و در قالب آنها در طي اجراي برنامه‌هاي 1 الي 2 ساله (كوتاه‌مدت), به اجراي جزئيات و مراحل كوتاه‌تري پرداخت. به عنوان مثال, در قابل برنامه‌ي ميان‌مدت, به توسعه‌ي بهداشت و درمان؛ در طي يك برنامه‌ي كوتاه‌مدت, به ايجاد بيمارستان‌ها يا مراكز درماني اقدام نمود و يا در سطح منطقه يا شهر, با برنامه‌هاي اجرايي ميان‌مدت, فرضاً به توسعه‌ي فضاهاي سبز يا ايجاد مراكز آموزشي همت گمارد.

 

بر طبق نظر برنامه‌ريزان, مي‌توان برنامه‌ريزي را به اقسام زير طبقه‌بندي كرد: برنامه‌ريزي محلي (شهري), برنامه‌ريزي روستايي, برنامه‌ريزي ناحيه‌اي, برنامه‌ريزي ملي و برنامه‌ريزي بين‌المللي.

 

 

 

برنامه‌ريزي محلي (شهري):

 

اين نوع برنامه‌ريزي از شرايط اقتصادي لازم جهت توسعه شهر تاثير فراواني مي‌پذيرد. براي آن كه تصويري كلي از اين نوع برنامه‌ريزي ارائه كنيم مي‌توانيم بگوييم كه ابتدا طرح توسعه شهر آماده مي‌شود؛ جمعيت در سطح شهر با حفظ كمترين تراكم ممكن به طور يكنواخت پراكنده مي‌گردد؛ مناطق مختلف شهر شكل مي‌گيرد و مقررات مربوط به معابر و آمد و شد, وضع مي‌شود.

 

برنامه‌ريزي روستايي:

 

نواحي روستايي بايد بر اساس روشي منظم و مطابق خطوط از پيش تعيين شده, توسعه يابد. از اين رو, در نواحي روستايي نيز بايد روش‌هاي حساب شده‌ي علمي برنامه‌ريزي بكار گرفته شود.

 

شهر بايد با روستاهاي اطراف از طريق امكانات حمل و نقل مناسب, ارتباط يابد و صنايع روستايي نظير مرغداري, مراكز توليد محصولات لبني, صنايع بافندگي كه در پيوند با محصولات كشاورزي است, مورد توجه قرار گيرد.

 

 

برنامه‌ريزي ناحيه‌اي:

 

برنامه‌ريزي ناحيه‌اي به معناي برنامه‌ريزي براي واحدهاي جغرافيايي بزرگ‌تر از يك شهر است كه اصطلاحاً به آن ناحيه مي‌گويند.

 

برنامه‌ريزي ناحيه‌اي كم و بيش بر اساس اصول برنامه‌ريزي نواحي شهري صورت مي‌گيرد. ناحيه قلمروي را دربر مي‌گيرد كه به آساني در دسترس بوده و بين 15 تا 50 كيلومتر را دربر مي‌گيرد و داراي تعدادي روستا و دهستان باشد.

 

برنامه‌ريزي ناحيه‌اي با روشي مناسب به توسعه موزون ناحيه كمك مي‌كند. اين نوع برنامه‌ريزي با برنامه‌ريزي بزرگراه‌هاي ناحيه‌اي, حمل و نقل ناحيه‌اي, منابع آب ناحيه‌اي, سيستم دفع فاضلاب و غيره مرتبط است. برنامه‌ريزي ناحيه‌اي توسعه شهرها و روستاهاي موجود در ناحيه را نيز مورد توجه قرار مي‌دهد و به منظور اسكان مجدد افرادي كه از يك مادرشهر انتقال داده شده‌اند؛ مكان‌هايي را مشخص مي‌كند تا شهرهاي جديد را احداث كند.

 

 

برنامه‌ريزي ملي:

 

برنامه‌ريزي در سطح ملي نيز انجام مي‌شود. اين نوع برنامه‌ريزي به منابع و توانايي‌ها در زمينه‌هاي مختلف ملي, در كل كشور توجه دارد.

 

برنامه‌ريزي ملي امكان مي‌دهد تا منابع ملي به بهترين شيوه‌ي ممكن براي توسعه كشور مورد استفاده قرار گيرد. كارهاي مهمي نظير ايجاد راه‌آهن, شبكه‌هاي آبياري, ايجاد صنايع سنگين و برق هيدروالكتريك در حيطه برنامه‌ريزي ملي قرار مي‌گيرد.

 

 

برنامه‌ريزي بين‌المللي:

 

برنامه‌ريزي بين‌المللي با تاسيس سازمان ملل متحد (U. N. O) بوجود آمد. اين نوع برنامه‌ريزي در پي ايجاد همكاري و هماهنگي بهتر بين ملت‌هاي مختلف جهان است. (U. N. O) آژانس‌هاي متفاوتي را به منظور رهبري مطالعات در زمينه‌هاي گوناگون حيات بشري, نظير بهداشت, مسكن, غذا, آموزش و ... به كار گرفته و راه‌حل‌هاي مناسبي را به منظور حل مشكلات موجود در سطح بين‌المللي ارائه داده است.

 

 

[1] - Chadwick 1996

 

 

[[i] مقدمه‌اي بر برنامه ريزي شهري، اسماعيل شيعه، مرکز انتشارات دانشگاه علم و صنعت ايران، چاپ پنجم بهمن 1375.

 

[[ii] درآمدي برمباني برنامه ريزي شهري، ج.کي.هيراسکار، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول بهار 1376

 

[[iii] مدلها در برنامه ريزي شهري، کوين لي ، جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران، چاپ اول شهريور 1366.

 

 

 

سایت همکلاسی

 

 

 

+ یه شهرساز در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 3:33 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه | 

تحلیل وضعیت کنونی نظام شهر نشینی در ایران که از شاخصه های مهم آن شهرنشینی شتاب آهنگ و افزایش تعداد شهرهای کشور است ، نشان می دهد که شهرنشینی فیزیکی بر شهرنشینی فرهنگی پیشی گرفته  است و علیرغم شکل گیری کالبد شهری، از روح و جان شهری خبری نیست و این یعنی کالبد بدون روح وجان که حکایت بیشتر شهر های ماست.

چنین وضعیتی منجر به عدم مشارکت مردم در اداره امور شهر ها شده است و مردم حرکتی جدا و مجزا از حرکت کالبد شهر دارند و بالعکس کالبد شهری بدون تاثیر پذیری از مردم ، سیر وجهتی را در پیش گرفته که نشانی از خواسته ها و نیازهای مردم در آن بچشم نمی خورد.

در تبیین علل این پدیده در نظام شهری کشور به موارد متعددی می توان اشاره کرد. لیکن  مهمترین آن نبود «شهروند» در جامعه شهری کشور باید تلقی نمود. امری که وابسته به علل و عوامل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است. حال اگر حیات اجتماعی را تقسیم بندی کنیم ؛ سه عرصه کاملا مجزا در آن مشاهده می شود: عرصه دولتی ، عرصه خصوصی و عرصه عمومی . عرصه دولتی مربوط به نهاد های حاکمیت است، عرصه خصوصی که به فرد و خانواده وی وابسته است و عرصه عمومی که میان دو عرصه پیشین جای دارد و احزاب ، اتحادیه ها ، اصناف ، مطبوعات و ... را در بر می گیرد.

مشکل جدی نظام شهر نشینی در ایران ، حیطه محدود عرصه عمومی نسبت دو عرصه دولتی و خصوصی است. نبود تشکل های مردمی خارج از عرصه های دولتی و خصوصی ، حضور مردم در تصمیم گیری و مدیریت شهر را با مشکلات جدی مواجه ساخته است.

فقدان مشارکت مردم و محدود بودن عرصه عمومی در حیات اجتماعی شهر ها ، شکل گیری فرهنگ شهرنشینی را دچار محدودیت محتومی کرده است. چرا که فرهنگ  شهرنشینی در تعاملات اجتماعی است که پدید می آید ، رشد می کند و بالنده می شود.

فقدان بستر های مناسب اجتماعی و سیاسی برای حضور مردم در عرصه های عمومی ، عدم شکل گیری فرهنگ شهرنشینی را موجب می شود و در نتیجه جسم شهر از روح و جان تهی می ماند.

(مجله مدیریت شهری ، علی نوذرپور)

در زیر چکیده سه مقاله از مجله مدیریت شهری (شماره 8) در ارتباط با فرهنگ شهری آمده است

 

 

 

فرهنگ را می توان متشکل از ارزش های گروهی معین و هنجار هایی دانست که از آن پیروی می کنند و کالایی مادی پدید می آورند. فرهنگ با زندگی شهری بالیده و راه تکاملی پیموده است . شهر واقعی ، فارغ از زمان و مکان ، بدون فرهنگ بی معناست . فرهنگ شهری پدیده ای هزار تو و کهنسال  است که هر روز نو می شود. فرهنگ شهری همراه با دگرگونی های شگرف سده بیستم ، چنان دگرگون گشته است که با تحولات این مفهوم در گستره تاریخ آن برابری می کند.

همه عناصر شهری به طور مستقیم و غیر مستقیم از فرهنک متاثر می شوند و در مواردی نیز بر آن اثر می گذارند. برای یافتن راهی منطقی  و روشمند برای پاسخ گویی به پرسش هایی چون «فرهنگ انسانی در متن شهری چیست ؟» می توان از الگوی تحلیل سه سطحی بهره جست . این الگوی نو پا گذشته از دو سطح کلان و خرد ، سطح میانه ای نیز دارد. برداشت ایستا از فرهنگ شهری آن را در سطح میانه که به سازمان ها و گروه بندی های اجتماعی اختصاص دارد ، قرار می دهد. سطح خرد به فرد و رفتار و سطح کلان به ساختار جمعی می پردازد.در برداشت پویا از فرهنگ شهری ، ارتباط متقابل سه سطح پیش گفته الزامی است.

برنامه ریزان شهری به هنگام برخورد با فرهنگ شهری از رابطه ارزش ها ، هنجار ها ، روابط انسانی و ساختار شهر و بالاخره برنامه ریزی شهری یاد می کنند. جامعه شناسان فرهنگ شهری را در معنای شهری بودن می جویند. برخی غیر شخصی شدن را مهمترین ویژگی فرهنگ شهری می دانند که روابطی با واسطه است نه چهره به چهره.

مبارزات گروه های اجتماعی ، و به ویژه جنبش های اجتماعی تهیدستان ، خود بخش مهمی از فرهنگ شهری اند.  

 

 

 

 

 

 

دگرگونی مفهوم کار و کمرنگ شدن مفهوم اداره، امکان انجام کارهای اداری در همه جا تنها به شرط دسترسی به رایانه ای متصل به مرکز اطلاعاتی ، از دستاوردهای جهانی شدن اقتصاد است. جهانی شدن واقعی با اختراع ریزپردازنده و تراشه و پوشش ماهواره ای فضای جهان (مانع علمی- فنی) و برنامه ریزی فروپاشی شوروی (مانع سیاسی-ایدئولوژیکی) صورت پذیرفت.

فرهنگ فوردیسم /پلاستیکی ، مصرف انبوه و توسعه تمامی زمینه ها ، اینک در ابعادی جهانی رشد کرده و مرزهای ملی را از میان برده است. آثار شگرف این امر بر شهر و فرهنگ شهری هویداست. مدیران شهر در شرایط کنونی کشور با دشواری ها و امکانات در حال شکل گیری روبرویند . در میان شهرها چاره ای جز مستقل شدن و اداره خود ندارند.

(پرویز پیران)

 

 

 

 

 

در این مقاله سه مبحث فرهنگ ، فضای شهری و رفتار ، جداگانه بررسی شده است. فرهنگ شیوه زندگی کردن یک جمع است. تعامل فرهنکی ویژه دوران معاصر که عصر ارتباطات نامیده شده نیست؛ در گذشته نیز جوامع از هم می آموختند و این تعامل به صورتی طبیعی انجام می گرفت.

هر فرهنگی به عنوان مظروف دارای ظرفی است که شهر ، فضاها و ساختمان های آن به شمار می آیند. در شهر دو گونه فضا به چشم می خورد : فضاهای عمومی و خصوصی. در فضای عمومی ما با غریبه ها سهیم هستیم و در واقع آنها بستر وقوع زندگی گروهی اند.

 

 

 

 

 

 

رفتار ، واکنش انسان در برابر محیط و شکل انجام یک فعالیت برای ارضای نیازهاست که به شدت وابسته به محیط است. ارتباط انسان با محیط خارج به واسطه فضای روانی انجام می شود که دارای لایه های گوناگونی مانند دانش ، تجربه و خاطره است. هر جامعه بر مبنای فرهنگش دارای یک فضای روانی و سامانه هنجاری است.

 

  

 

 

 

تناقضی که باعث ایجاد نابسامانی فرهنگی و بسیاری  از ناهنجاری های رفتاری در فضای شهری ما شده ، پیامد تغییری است که در مولفه فرم و عملکرد و فضا رخ داده است. اما «معنای فضا» در ذهن شهروندان مانند گذشته است.

سه گروه تاثیر گذار برکمیت و کیفیت فضاهای شهری عبارتند از مدیران ، مردم  و کارشناسان، که هر یک با رویکردی متفاوت بر شهر و فضای آن تاثیر می گذارند.

مدیران خود را خدمت گذار مردم می دانند ، اما در عمل اقتدارگرا هستند. مردم دارای چهره های گوناگونی چون قومیت ، جنس و موقعیت اجتماعی اند. کارشناسان آرمان گرا هستند و به دنبال دستیابی به «بهترین ها» .

در این مقاله به جای جمع بندی یک فضای شهری ؛ «فلکه» تشریح شده است . با خیابان کشی و آمدن خودرو به شهرها ، در محل تقاطع محورها فلکه پدید آمده است. فلکه با میدان تفاوت دارد ، فلکه جای تفرق و پراکندگی است و در آن سواره ها بیشترند، اما میدان جای تجمع است و پیادگان بیشترند، ناهماهنگی بین فرم و معنا و عملکرد در میدان ها ، باعث بروز مشکلات و معضلات بسیاری شده است. در طرح فضاها ، تکیه بر معانی موجود در اذهان شهروند ایرانی ضروری است و فلکه ها را هم می بایست بر پایه توجه به مسائل طراحی کرد. از آنجا که معانی بسیار کند تر از عملکرد و فرم تغییر می یابند، معانی موجود از هر مکان را باید در برنامه ریزی و طراحی به عنوان مهمترین مولفه لحاظ کرد.

(جهانشاه پاکزاد)

 

 

 

موضوع این مقاله بررسی رابطه بین فرهنگ و تولید فرهنگی ونیز بین برنامه ریزی فرهنگی و برنامه ریزی شهری است. به نظر نویسنده سیاست گذاران ، برنامه ریزان و مدیران شهری بیش از پیش ضرورت توجه به برنامه ریزی های فرهنگی شهری و یافتن نقطه اتصال میان برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی فرهنگی را احساس می کنند. علاوه براین برنامه ریزان شهری اخیرا این ضرورت را در یافته اند که شهر بیش از آنچه که پیش تر تصور می شد هویتی فرهنگی دارد و لذا هرگونه برنامه ریزی شهری منطقی و واقعی باید حساسیت های لازم را نسبت به هویت های فرهنگی شهرها و نیز تقویت هویت فرهنگی شهروندان در زندگی شهری مدرن در خود داشته باشد.

با توجه به این امر نویسنده مقاله بر چند نکته عمده تاکید ورزیده است :

  1. عدم توجه برنامه ریزی شهری به مقوله «فرهنگ شهری» آن را با محدودیت های نظری و تجربی بحرانی مواجه می سازد.
  2. برنامه ریزی شهری و طراحی شهری به عنوان دو فرایند به هم بسته هنری و فرهنگی، با تولیدات فرهنگی دیگر-به ویژه «شهر» که خود یکی از صورت های تولید فرهنگی است- پیوندد دارد.
  3. از بعد نظری ضروری است که آموزش فرهنگی برنامه ریزان شهری و نیز وارسی انتقادی نظریه های شهری و برنامه ریزی شهری از چشم اندازهای فرهنگی پی گیری می شود.
  4. این ضرورت نظری نیز احساس می شود که باید برای دست دادن تعریف مجددی از برنامه ریزی شهری بر مبنای دیگاه فرهنگی ، اقدام کرد.
  5. برای صورت بندی سیاست گذاری های فرهنگی شهری و برنامه ریزی های فرهنگی شهری در سطح محلی ، منطقا توجه به مشخصه های فرهنگی محلی در زمینه های گوناگون آن (هنرها ، ادبیات ، میراث فرهنگی ، سنت های فرهنگی و مانند آن) دارای ضرورت است.
  6. رویکرد «برنامه ریزی فرهنگی» در برنامه ریزی شهری مستلزم در نظر گرفتن چندین حوزه مرتبط با زندگی شهری مدرن است. اینها عبارتند از : حوزه اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، هنری ، نمادی ، آموزشی و زیست محیط شهری.
  7. برای تحقق «رویکرد فرهنگی» در برنامه ریزی شهری ، لازم است که نقش مدیران فرهنگی ، کارکنان شهری ، لازم است که نقش مدیران فرهنگی ، کارکنان فرهنگی ، تصمیم گیران و سیاست گذاران فرهنگ محلی و شهری نیز همانند نقش مقامات محلی دیده می شود

(فرانکو بیانچینی – مترجم: سید محمود نجاتی حسینی)   

 

 

 

+ یه شهرساز در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 3:48 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه | 

ترفندهای محوطه سازی در طراحی فضای سبز

 

در هنگام استفاده از مصالح در محوطه سازی پارک ها و باغات نیاز به توجه تکنیکی در این خصوص وجود دارد. مثلا استفاده از کالار سیمان در پارک ها که امروزه رایج شده و بسیاری از جنبه های زیبا شناختی آنها را نابود ساخته است. زیرا سیمان از نظر ساختار بسیار ناپایدار است، هنگامی که اولین برف می بارد بسیار شاداب و پرطراوت به نظر می رسد اما پس از آن کیفیت خود را از دست می دهد. دومین مساله این است که برف سمبل پاکی و عفت است و این درحالی است که سیمان و بتون معنای وحشت و خشونت را به انسان القا می کند. بنابراین از سیمان و بتون می بایست در مکان هایی از پارک که در معرض دید نیستند مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل سنگ نشان دهنده استحکام، وحدت و جاودانگی است. سنگ در بسیاری از ادیان مقدس است. مثلا در دین اسلام سنگ سیاهی که در کعبه زائرین ان را می بوسند و معتقدند که از بهشت آمده و در هنگام نزول از آسمان به رنگ سفید بوده اما در اثر گناهانی که بشر مرتکب شده سیاه شده است.

 

 

در قدیم دیوار باغها از ملاط ساخته می شدند که بسیار مهربان تر و ملایم تر از سیمان پورتلندی به نظر می رسید. آهک آبی از طریق حرارت دادن گچ و سنگ آهک بمنظور آزاد شدن دی اکسید کربن، بدست می آید. هنگامیکه این مواد دوباره با آب مخلوط شدند و در معرض هوا قرار می گیرند و دوباره با دی اکسد کربن ترکیب شده و به همان حالت شیمیایی اولیه باز می گردد. دی اکسید کربن به استحکام لایه های بیرونی ملاط می افزاید و بهمین دلیل شاید یک قرن بتواند استحکام خود را حفظ کند. این نوع ملاط امروزه از نظر ساختمان سازان دور مانده است در صورتیکه هنوز هم می توان از آن در محوطه سازی پارک ها و باغات استفاده کرد.

 

 

مثلا امروزه استفاده از آجر و خشت به کلی از مد افتاده تلقی می شود. اما باید بدانیم که دوام این محصول می تواند با توجه به کیفیت آن مناسب باشد. خشت های گلی که شهر باستانی بابل به کار می رفته بوسیله شل دادن به گل مرطوب درست شده است. این بلوک های گلی سپس در مقابل نور آفتاب خشک می شوند و در مکان مناسب مورد استفاده قرار می گرفتند و در ساخت خانه ها کاربرد داشته اند.

حدود 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح انسان این مساله را دریافته بود که هنگامی که گل مرطوب خشک شود تبدیل به ماده ای سخت می شود. در آن زمان از گل رس برای ساخت ظروف استفاده می شد. رومی ها مهارت لازم را در ساخت خشت کسب کرده و سپس این هنر را در اختیار مردمان شمال اروپا قراردادند. این خشت ها در قرون وسطی در ساخت دودکش ها و مناره کلیساها مورد استفاده قرار گرفت. البته امکان این نبود که در کوره های آجرپزی ابتدایی این خشت ها در دمای بالایی درست شوند.بعد از 1200 سال پس از میلاد مسیح کشورهای سفلی مانند هلند و جنوب انگلستان مبادرت به ساخت این خشت ها ورزیدند. اما در زمان حاضر این خشت ها و در واقع آجر ها به اندازه استاندارد رسیده اند اما در ساخت دیوار باغاها کاربردی ندارند، آجرهای دست ساز از نظر ساختار به گونه ای هستند که هرگز ماشین نمی تواند ان را بسازد؛ آجر های دست ساز را می توان به اندازه مورد نیاز ساخت. این طور به نظر می رسد که آجرهای دست ساز از نظر زیبایی و آذین بندی بهتر از آجرهای کارخانه ای است، البته هزینه دستمزد ساخت آنها از مواد خام بیشتر می شد؛ این مساله هم حل شد و زیبایی حاصله جای خود را به پرداخت هزینه های کلان داد. در دهه سوم قرن بیستم "وینستون چرچیل" به ساخت خشت و آجر و کارگران این حرفه بسیار اهمیت می داد.

 

سفال هم یکی از مصالح قدیمی است که در امر محوطه سازی باستان اهمیت بسیاری داشته است. سفال همان گل رس است که در دمایی پایین تر از کوره آجرپزی خشک می شود و به رنگ سرخ بسیار زیبایی در می آید و در گذشته بیشتر در ساخت ظرف و ظروف مورد استفاده قرار می گرفت. امروزه بسیاری از کارخانه ها به جای اساتفاده از پلاستیک و بتون استفاده از این ماده را توصیه می کنند. بسیاری از باغهای بر جای مانده از مصر باستان و روم دارای دیوارهای رنگین بوده اند که دلیل آن استفاده از گل رس و سفال بوده است. در زمان برگزاری فستیوال ها برای تزئینات روی دیوارهای پارک ها و باغها می توان از سفال استفاده کرد. هن.ز هم "توسکانی" در ایتالیا در مرکز ساخت سفال قرار دارد.

 

استفاده از سایه ها

حرکت دورانی زمین، حرکت قابل پیش بینی و تدریجی سایه را در صفحه یک ساعت آفتابی سبب می شود. یک اصل مهم در این زمینه این است که ساعت آفتابی می بایست در یک مکان دقیق و حساب شده طراحی شود و انتخاب این مکان از اهمیت خاصی برخوردار است. طول عقربه ساعت آفتابی به زمان، عرض جغذافیایی ساعت آفتابی، موقعیت زمین در چرخش روزانه این بستگی دارد. وضعیت سایه عقربه های در دو ساعت آفتابی همسان یک زمان واحد اما در دو باغ متفاوت، هیچگاه یکسان نخواهد بود.

نور خورشید در اثر تبدیل هیدروژن به هلیوم تولید می شود و 8 دقیق زمان می برد تا مسافت 149.6 میلیون کیلومتری از خورشید به زمین را بپیماید. اگر در ساختمان این ساعت ها به دقت بنگریم تا حدودی شگفت زده خواهیم شد. این ساعت ها بیشتر در بالای برج کلیسا نصب می شود چون زمان امر مقدسی است. چون این ساعت ها خودبخود تنظیم می شوند و اصلا نیازی به تنظیمات ندارد.

یکی از صاحبنظرن در مورد این ساعت ها می گوید : "خدای بزرگی که خورشید را طوری قرار داد تا بر شب و روز فرمانروایی کند و ستاره ها را آفرید تا شب را مغلوب خود کنند، طبیعت بشر را هم طوری خلق کرده که با این تغییرات متناوب سازگاری داشته باشد و این میل را در وجود او قرار داده تا همواره در صدد پی بردن به چگونگی گذران دقایق و لحظه ها و در نهایت زندگی باشد.

ساعت آفتابی تنها 4 روز در طول سال با ساعت های مکانیکی مطابقت می کند: 16 آوریل، 14 ژوئن، 2 سپتامبر و 25 دسامبر و در طول سال کبیسه هم این تطابق تا حدودی وجود دارد. در روزهایی غیر از این تاریخ هایی که ذکر شد در بقیه روزها در حدود 16 دقیقه این زمان عقب تر از زمان رسمی و یا 14 دقیقه جلوتر از زمان رسمی می باشد. علت این امر این است که زمین در مدار بیضی شکلی دوران می کند و زمانی که به خورشید نزدیک می شود حرکتش سریعتر

می شود. هنگامی که سرعت حرکت خورشید بیشتر می شود، زمان خورشیدی جلوتر از زمانی که بر روی ساعت های مکانیکی نشان داده می شود، است.

ساعت های آفتابی باید طوری تنظیم شوند که اطلاعات نجومی را منعکس کنند. مثلا هنگامیکه سرعت کند و یا تند می شود این مسئله را نشان می دهد که سرعت زمین افزایش و یا کاهش یافته است. قرار دادن یک صفحه میزانگر در صفحه ساعت آفتابی می تواند این زمان را به زمان رسمی تبدیل کند.

چون ساعت های مکانیکی چون با زمان رسمی و استاندارد یک کشور تنظیم می شوند در بشتر موارد نمی توانند ظهر واقعی را نشان دهند. مثلا اگر انسان بخواهد بداند که خورشید چه موقع به سمت الرأس خود می رسد و باغ در چه وقت به بیشترین میزان روشنایی دست پیدا می کند. علامت و مشخصه ظهر راهترین راه برای نشان دادن سمت الرأس خورشید است. این مشخصه می تواند خط راستی باشد که در امتداد سایه محور عمود در هنگام ظهر می افتد.

 

 

برگرفته از خبرنامه شهرنما

 

 

 

+ یه شهرساز در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 1:20 بعد از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه | 
 
شهرسازنامه اول
می خوای با شهرسازا تماس بگیری؟
شهرسازنامه ها
می خوای بدونی؟
مطالب تخصصی رشته شهرسازی و پست های اختصاصی دانشجویان رشته شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران

شهرسازنامه های قدیمی
شهریور 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
شهرسازان
شهرسازان
مرجان
مهین
آیدا
زهرا
علی
امیر حسین
آزاده
بهاره
فریبا
ماهیار
محمدجواد
معصومه
ملیحه
نرگس
مریم
سینا
میلاد
فاطمه
پدرام
الناز
کیا وبلاگ دارن؟
مست و خراب (وبلاگ مرجان)
باش تا گم نشوم (وبلاگ مرجان)
بچه های شیمی 83 دانشگاه مازندران
rezatpmusic (وبلاگ رضا تقی پور)
خانه ابریشمی (شهرسازی دانشگاه گیلان)
پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری
مهندسی شهرسازی(شهرسازی بجنورد)
urbanphoto
شهرسازی ایران
شهرسازی مشهد
جغرافیای شهری از نگاه من
GIS
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور
شهرسازی و معماری تهران
شهرساز
دنیای یک شهرساز
آمایش و برنامه ریزی منطقه ای
urbanplanninganddesign(بحث و گفتگو در شهرسازی)
دود پراکنده شدم... (وبلاگ محمد بی آزار)
از شار تا شهر
حرف های یک کمی تازه (وبلاگ مهرداد وزیری)
آرونا (پایگاه اطلاع رسانی معماری و شهرسازی ایران)
پابرهنه (وبلاگ معصومه)
کمیته علمی گروه مهندسی شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
شهرسازي 86 اروميه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان