![]() |
![]() |
|
| " شهر یعنی مردم " |
|
تاریخچه مدیدیت شهری (UMP) در آسیا
توسعه برنامه های مدیریت شهری در گرو تلاش و ممارست شهرها در جهت پیشرفت و رفاه منابع انسانی میسر می شود؛ این اقدامات عبارتند از جذب مشارکت های دولتی، بهره وری اقتصادی، حفظ تساوی و عدالت اجتماعی، کاهش فقر و بهبود شرایط زیست محیطی. این اقدامات در سایه استفاده بهینه و توزیع عادلانه منابع امکانپذیر خواهد بود. مدیریت شهری طی سه مرحله از آغاز یعنی از سال 1986 میلادی تا کنون دستخوش یک سری تغییرات بنیانی شده است. مرحله اول: مرحله اول برنامه مدیریت شهری (1991-1986)؛ این برنامه ها بر روی تحقیقات کاربردی بر روی چهار موضوع: مدیریت اراضی، امور مالی و مدیریت شهری، زیرساخت ها و محیط زیست شهری و با هدف توسعه راهبرد های عملی و ابزارهای کاربردی مدیریت شهری در سطح جهانی متمرکز شده بود. مرحله دوم: اهداف این مرحله (1996-1992) حول محور چگونگی استفاد از این راهبردها و ابزارها در جهت ارتقای کارآیی و سطح تولیدات، ابتدا به صورت منطقه ای و سپس بسط آن به تمام کشور می بوده است. در این مرحله یک مورد دیگر به چهار موضوعی که قبلا در بالا ذکر شد، افزوده گردید. مورد پنجم کاهش فقر شهری بود. مکانیزم اساسی در این فاز اجرایی پرداختن به سطح کارآیی و تولیدات از قبیل تشکیل هیات کارشناسان منطقه و تاسیس کارگاه ها و همایش های مشاوره ای در سطح کشوری به منظور معرفی این خط مشی ها و ابزار های کاربرد به کل کشور، معطوف می شد. ساختار این برنامه ها تمرکز زدایی و واگذاری مسوولیت انجام این فعالیت ها به ادارات منطقه بوده است. مرحله سوم: مرحله سوم مدیریت شهری به منظور ایجاد و تحکیم کارآیی دولت، بانکها و مراکز تامین اعتبار در جهت مرتفع ساختن معضلات شهری اختصاص یافت. مرحله چهارم—این مرحله(2004-2001) ادامه مرحله سوم بود و تنها بیشتر از قبل بر روی فعالیت ها و اقدامات دولتی که شرایط زندگی قشر مستمند و کم درآمد جامعه شهری را متأثر می ساخت، متمرکز شده بود.
در واقع هم اکنون زمینه هایی که این برنامه ها توجه خاص به آنها دارند عبارتند از: -- کاهش سطح فقر در شهر -- مدیریت محیط زیست شهری -- جذب مشارکت های دولتی -- حل معضل ایدز و اعتیاد در جامعه شهری برنامه هایی که در بالا بدان اشاره شد در 11 ناحیه و 21 شهر در آسیا اجراشده است. در اینجا به مقایسه مدیریت شهری در آسیا و اروپا می پردازیم. اصول مدیریت شهری در اروپا در الگوی مدیریتی در اروپا سه عامل مدیریتی لحاظ می گردد: برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، نظارت و ارتقای برنامه ها. از این گذشته ویژگی های خاصی برای یک مدیریت مطلوب شهری نیاز است که این ویژگی ها شامل داشتن اطلاعات لازم در زمینه سیستم شهری، سازمان های مربوطه و روند فعالیت ها می باشد. همچنین باید توجه داشت که بخش خصوصی، گروه های فشار و عامه مردم می توانند در بهبود مدیریت شهری سهیم باشند و با استفاده از اینها می توان به بودجه لازم جهت ارتقای وضعیت اقتصادی دستیابی پیدا کرد. این عملکرد ها می توانند شهروندان، محیط زیست شهری و ظرفیت کارآیی و تولیدات شهر را تحت تاثیر قرار دهد. در اروپا تاکید بر این است که سیستم های شهر بطور کامل مورد ارزیابی قرار گیرد. نوع مدیریت شهری که در اروپا مورد استفاده قرار می گیرد می بایست با چرخه زندگی شهرنشینی، که افزایش و کاهش رشد محیط زیست نشانگر آن است، سازگار باشد. شهر هایی که به لحاظ فیزیکی و اقتصادی توسعه یافته هستند نیاز به شیوه مدیریت شهری متفاوت با شهرهای عقب مانده و دچار نقصان دارند. به عنوان مثال بسیاری از شهر ها نتوانسته اند به توازن عرضه و تقاضا در تولیدات و خدمات شهری برسند. در این موارد شهر های اروپایی وضعیت بازارهای شهری مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. با این روش تقاضا برای تولیدات خدمات شهری و عرضه مایحتاج شهروندان به توازن می رسد. از موارد دیگری که در مدیریت شهری اروپا مدنظر قرار می گیرد را می توان به وضعیت حمل و نقل شهری، مدیریت اراضی، اقتصاد شهری و منطقه ای،سازمان دهی کارآیی و حجم تولیدات در کلان شهر ها اشاره کرد. 1- خدمات تکنیکی در جهت فقرزدایی شهری بر روی موارد زیر متمرکز شده است: · دستیابی قشر فقیر جامعه به اراضی و تامین امنیت شغلی آنها: بهبود شرایط کاری و سازمان دهی اجتماعی می بایست به اندازه بهبود شرایط محیط شهری مد نظر قرار گیرد. چراکه قشر ضعیف و کم درآمد جامعه هم می بایست از امانات دسترسی به اراضی شهری و امنیت شغلی برخوردار باشند.
· کمک های مالی هر چند جزئی به قشر کم درآمد: این بخش بهبود شرایط مدیریتی در سامان دهی گروه های اجتماع در ایجاد مشارکت های مالی، افزایش کارآیی مدیریتی در جهت اخذ و اداره سرویس های مالی-اعتباری به منظور توسعه فعالیت های درآمدزا و تسهیلات مسکن را شامل می شود. همچنین در این زمینه می توان به ایجاد ارتباط میان این گروه های مشارکتی با موسسه های ملی رسمی و استحکام کارآیی و افزایش سطح تولیدات دولت های محلی در ارتقاء تمهیدات مربوط به وضه اقتصادی و معیشتی جامعه اشاره کرد.
2- خدمات تکنیکی در جهت مدیریت محیط زیست شهری بر موارد زیر متمرکز شده است: · مدیریت بازیافت زباله:این بخش شامل بهبود مدیریت شهری در جهت برنامه ریزی، تامین اعتبار، و عملی ساختن امور مربوط به سیستم زباله های جامد شهری می باشد. در اینجا می بایست تقویت سرمایه گذاری در سیستم زباله های جامد شهری و بخصوص در زمینه های جمع آوری زباله های جامد، دفن و همچنین بازیافت مواد به خوبی انجام پذیرد.
· مدیریت آب و فاضلاب و آلودگی هوا: این بخش شامل بهبود خط مشی ها و قوانین زیست محیطی به منظور ترفیع و تفییذ اختیارات مدیریت شهری در جهت برنامه ریزی، تامین اعتبار و عملی ساختن امور مربوط به سیستم آب و فاضلاب و کیفیت هوا می باشد. در ایجا می بایست تقویت مشارکت میان دولت های محلی و سازمان های دولتی در ارائه خدمات زیست محیطی و حفاظت از محیط زیست لحاظ گردد.
3- خدمات تکنیکی در جهت مدیریت شهری به شیوه مشارکتی جمع آوری عواید و مدیریت مالی: بهبود روند مدیریتی در جهت جمع آوری عواید بمنظور توزیع مطلوب خدمات شهری برگرفته از خبرنامه شهرنما
|
|
+ یه شهرساز در
شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 2:47 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه |
|
|
همه گی سلام قبل از اینکه این مطلب رو بخونین باید بگم که این نوشته جنبه و جهت گیری خاصی نداره یکی از بچه های شهرسازی ۸۱ برام میل کرد من هم عینا گذاشتم درسته صریحه اما به هر حال یه نظره! من ازش تشکر می کنم که تو وبلاگ ما مطلب گذاشته.
روز دفاع بود خیلی کار کرده بودم از لحاظ کمی و کیفی به کار خودم اطمینان داشتم اما بعد از این که جناب مدیر گروه نمره ها رو اعلام کرد فهمیدم که اینا هنوز هم به پاچه خواری نمره می دن... آقا مدیر!!! می گفت من تو درس کاربرد نظام اطلاعات(که همیشه شاکی بود که تو کلاس نمی یای و آخر هم یه 14 ناقابل تو نظام اطلاعات بهم داد) یه فلوچارت بهتون یاد دادم تو کار خانم فلانی بود دیدی چقدر قشنگ بود!!! اون خانم محترم با فلوچارت سازمانی بحث کیفی و طراحی شهری نمونه موردیش رو توجیه کرده بود!! و تازه از طرف آقا مدیر تایید هم شده بود... خواستم یه چیزی بگم اما گفتم 4 سال حق هایی بیشتر از این از من ضایع شد به خاطر اینکه منت فلان استاد!! رو نکشیدم یا این شیرین عسل بازی و ...(واژه های خفن رو نمی شه به کار برد اما خودتون می دونید!!) در نیاوردم یا اینکه به خاطر حق خودم و بچه ها تو موضوعات مختلف درسی ، اردو و ... باهاشون در گیر شدم، نمر ه هایی گرفتم که از زحمتی که به خاطر کارها می کشیدم خیلی کمتر بود در عوض با تکنیک برتر پاچه خواری نمره های رد و بدل می شد که ... تموم خستگی کار رو تنم موند با استاد راهنمام! که در کل پایان نامه 20 دقیقه از وقت گرانبهاشون واسه کرکسیون به من داده بودند گفتم و مثل همیشه از کلمه بچه بازی و .. استفاده نمودند. گفتم اتفاقا همیشه اونایی که بچه بازی و ... در میارن ضرر نکردند! با خودم گفتم من تو جاهای خیلی مهمتر حق مو گرفتم و شکر خدا یه جاهایی سربلند بودم که با اون تکنیک برتر نمی شه جواب گرفت. خدا رو هزاران بار شکر که حقایق رو همیشه آشکار می کنه من خدا یه جا دیگه حق مو می ده و نمی ذاره زحمتام هدر بره ، فقط واسه بعضی ها متاسفم.
یه شهرساز ورودی 81
|
|
+ یه شهرساز در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 4:8 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
- تعريف و کاربرد برنامه ريزي:
- مفهوم برنامهريزي در صورتي كه بخواهيم تعريفي كلي از برنامهريزي داشته باشيم, ميبايستي برنامهريزي را عبارت از كوششي در جهت انتخاب بهترين برنامهها در جهت رسيدن به هدفهاي مشخص بدانيم كه ممكن است اين كوششها و برنامهها, تا مرحلهي نهايي هدف نيز پيش نرود, بلكه گامهايي در جهت رسيدن به آن باشد.][i][ برنامهريزي به معناي انديشيدن و تنظيم پيشاپيش امور, قبل از بروز وقايع و رويدادهاست تا در اموري همچون بهداشت, سلامت, رفاه, آسايش و خوشبختي افراد جامعه, نتايج مطلوبي بدست آيد. بديهي است, با برنامهريزي دقيق ميتوانيم اشتباهات گذشته را جبران كنيم و نسبت به آينده هوشيارتر عمل كنيم.][ii][ به گفته چادويك[1] "برنامهريزي يك سيستم كلي ذهني است. با ايجاد يك سيستم ذهني مستقل اما منطبق بر سيستم دنياي واقعي, ابتدا پديده تحول را شناخته, سپس آن را پيشبيني كرده و بالاخره آن را ارزيابي ميكنيم, هدف بهينه كردن سيستم دنياي واقعي از طريق بهينه نمودن سيستم ذهني ميباشد."][iii][ همچنين برنامهريزي را ميتوان به صورت ديگري تعريف كرد و آن عبارت است از: كوششهاي انديشمندانهي آدمي براي يافتن راههايي كه به اتخاذ بهترين تصميمات براي تامين رفاه و ايجاد ترقي او منجر ميشود. با اين تعريف سه سوال مطرح ميگردد:
براي پاسخگويي به سوالت فوق, از برنامهريزي تعريف ديگري نيز ميتوان كرد. بنابراين تعريف كه از اجزاي متشكل آن منتج ميگردد, برنامهريزي يعني:
طبيعي است كه در هر مرحله, اين تخمينها بايستي واجد دقت, عدد و رقم باشد. در اين تعريف از برنامهريزي, مسلم است كه نخستين قدم جمعآوري آمار و اطلاعات است كه البته بايستي با شيوهاي نظام يافته صورت پذيرفته باشد و بر اساس گرايشهاي گذشته, حال و آينده استوار باشد. دومين قدم, تجزيه و تحليل اطلاعات بدست آمده است كه آن هم بايستي با شيوهاي علمي و منظم صورت گيرد و در حقيقت از يك نوع غربال علمي بگذرد. سومين قدم, ارزشيابي يا به اصطلاح سبك و سنگين كردن آنها است كه نكات مثبت و منفي در جهت رسيدن به هدفها مشخص ميگردد. گام چهارم, در جهت تعيين اولويتها است. يعني برنامهريز بايستي, از عوامل مختلف كه در متغيرهاي مختلف براي رسيدن به هدفهاي برنامه وضع شده, به انتخاب بهترينها بپردازد. برنامهريز بايستي مشخص كند كه از نظر زمان و امكانات در جهت برآوردن نيازها و رسيدن به هدفها به بهترين صورت پرداختن به كدام عامل مقدم و مرجح است. مرحله آخر نيز, اجراي برنامه است كه با توجه به زمانبندي و برآورد امكانات و وسائل, اجراي برنامه صورت ميگيرد.[1] انواع برنامهريزي برنامهريزي از ديدگاه مسائل اجتماعي و اقتصادي, به منظور ارتقاء سطوح مختلف زندگي جامعه, ميتوان به چند نوع تقسيم نمود: الف- برنامهريزي كلي (كلان) اين برنامهريزي, بيشتر به منظور رسيدن به هدفهاي كلي و عمومي اقتصادي و اجتماعي انجام ميگيرد. مثلاً, برنامهريزي در زمينهي ارتقاء رشد اقتصادي يا صادرات و مبادلات بازرگاني يك كشور را, ميتوان يك برنامهريزي كلي دانست. ب- برنامهريزي بخشي اين نوع برنامهريزي, بيشتر در بخشهاي مختلف توليدي و اجتماعي صورت ميگيرد. مانند: برنامهريزي در بهداشت, ساختمان, كشاورزي, مخابرات و مانند آن. ج- برنامهريزي در سطح طرح (خرد) اين برنامهريزي در طرحها و پروژههاي داخل بخش صورت ميگيرد. مانند: برنامهريزي توسعهي كلينيك در داخل بخش بهداشت, برنامهريزي توسعهي مدارس ابتدايي در بخش آموزشي, يا ارتقاء سطح توليد گندم در بخش كشاورزي. تقسيمبنديهاي ديگري نيز برنامهريزي شده است كه از اهم آنها ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود: الف- برنامهريزي ملي در برنامهريزي ملي, برنامهها و سياستهاي توسعهي اقتصادي و اجتماعي يك كشور و نحوهي اجراي آن مشخص ميگردد. برنامهريزي ملي يا كشوري, هر چند سال يكبار (معمولاً هر 5 سال) براي كل كشور انجام گرفته و شامل كليهي سطوح برنامهريزي كلي, برنامهريزي بخشي و برنامهريزي طرحها ميگردد. ب- برنامهريزي منطقهاي در برنامهريزي منطقهاي, سياستهاي توسعهي اقتصادي و اجتماعي يك منطقه (جزئي از كشور), يا چند منطقه و يا كل كشور در قالب چند منطقه, انجام ميگيرد. ج- برنامهريزي شهري در اين نوع برنامهريزي با توجه به اقتصاد و عملكرد عوامل شهر, نحوهي استفاده از اراضي شهر, محلهبندي مسكن, ترافيك, فضاي سبز و غيره, در رابطه با جمعيت شهر مورد بررسي قرار ميگيرند. د- برنامهريزي روستايي در اين برنامهريزي به مسائل و مشكلات روستاها پرداخته شده و مسائلي از قبيل توليد و عرضهي محصولات كشاورزي و دسترسي روستاها به سرويسهاي اجتماعي (كلينيك, مسجد, مدرسه, حمام و مسكن) مورد بررسي قرار ميگيرند. انواع برنامهريزي از نظر مدت اجرا از مهمترين انواع برنامهريزي, يكي برنامهريزي مفيد و ديگري برنامهريزي انعطافپذير است. در آغاز رواج برنامهريزي, كه عمر آن را به شكل كنوني نبايد بيش از 70 سال دانست, تصور ميشد كه ميتوان برنامهاي معين را براي مدتي معلوم طرح كرد و تا پايان دورهي برنامه, به تمام نكات آن مقيد بود. اما تجارب متعدد نشان داد كه چه در عرصهي برنامهريزيهاي اقتصادي و اجتماعي و چه در برنامهريزيهاي كالبدي, به حكم پويايي روابط حاكم بر جوامع, مقيد بودن به برنامهاي ثابت مشكلاتي را به همراه خواهد داشت كه شايد از بيبرنامگي نيز بدتر باشد. لذا, با توجه به اين نكات, برنامهريزي را ميتوان از نظر مدت اجرا, به خاطر بررسي اقدامات انجام شده و جبران اشتباهات يا نواقص, به چند دورهي مشخص تقسيم نمود: برنامهريزي بلندمدت: كه دورهي اجراي آن بين 10 تا 20 سال است و گاهي به 25 سال نيز ميرسد و علت نياز به آن, معمولاً ايجاد يك چهارچوب كلي و آينده نگرانه در زمينهي مورد توجه برنامه است كه بر اساس اين چهارچوب بتوان نيازها و امكانات آينده را مشاهده كرد و تقسيمات, همآهنگي و توازن آنها را بر پايهاي گذارد كه هدفهاي ميكند. برنامهريزي ميانمدت: كه معمولاً مدت اجراي برنامهي آن بين 3 تا 7 سال ميباشد و گاه ميتواند به ده سال نيز برسد و آن اجراي برنامههايي است كه در قالب همان برنامهريزي بلندمدت و با هدفهاي كلي آن, به مرحلهي اجرا درميآيد. در برنامهي ميان مدت, رئوس برنامه مشروحتر از برنامههاي بلندمدت است و اگر در برنامههاي بلندمدت, هدفهاي كلي مورد بحث قرار ميگيرد, در برنامههاي ميان مدت به ترتيبي است كه ببينيم راههاي رسيدن به اين هدفها كدام است. برنامهريزي كوتاهمدت: كه معمولاً مدت اجراي آنها بين 1 الي 2 سال است. معمولاً هر اندازه مدت اجراي برنامه كوتاهتر باشد, اجراي آن برنامهها در رابطه با واقعيات, قابليت اجرايي بيشتر و بهتري دارند. از جهت ديگر, هر يك از برنامههاي كوتاه, ميان و بلندمدت در قالب يكديگر انجام ميگيرند. در يك برنامهي دورنگرانه, هدف ارتقاء سطح زندگي مردم و تامين نيازهاي جمعيت يك كشور در بلندمدت است. در قالب اين برنامهها, ميتوان در برنامههاي 5 تا 7 ساله (ميان مدت) به برنامهريزي منطقهاي و اجراي برنامههاي عمراني در سطح مناطق مختلف كشور و در رابطه با امكانات آن منطقه پرداخت؛ يا برنامهها را در هر يك از سطوح بر اساس هدفهاي خاصي (مانند ارتقاء سطح آموزش, بهداشت و مانند آن) گذارد؛ و در قالب آنها در طي اجراي برنامههاي 1 الي 2 ساله (كوتاهمدت), به اجراي جزئيات و مراحل كوتاهتري پرداخت. به عنوان مثال, در قابل برنامهي ميانمدت, به توسعهي بهداشت و درمان؛ در طي يك برنامهي كوتاهمدت, به ايجاد بيمارستانها يا مراكز درماني اقدام نمود و يا در سطح منطقه يا شهر, با برنامههاي اجرايي ميانمدت, فرضاً به توسعهي فضاهاي سبز يا ايجاد مراكز آموزشي همت گمارد. بر طبق نظر برنامهريزان, ميتوان برنامهريزي را به اقسام زير طبقهبندي كرد: برنامهريزي محلي (شهري), برنامهريزي روستايي, برنامهريزي ناحيهاي, برنامهريزي ملي و برنامهريزي بينالمللي. برنامهريزي محلي (شهري): اين نوع برنامهريزي از شرايط اقتصادي لازم جهت توسعه شهر تاثير فراواني ميپذيرد. براي آن كه تصويري كلي از اين نوع برنامهريزي ارائه كنيم ميتوانيم بگوييم كه ابتدا طرح توسعه شهر آماده ميشود؛ جمعيت در سطح شهر با حفظ كمترين تراكم ممكن به طور يكنواخت پراكنده ميگردد؛ مناطق مختلف شهر شكل ميگيرد و مقررات مربوط به معابر و آمد و شد, وضع ميشود. برنامهريزي روستايي: نواحي روستايي بايد بر اساس روشي منظم و مطابق خطوط از پيش تعيين شده, توسعه يابد. از اين رو, در نواحي روستايي نيز بايد روشهاي حساب شدهي علمي برنامهريزي بكار گرفته شود. شهر بايد با روستاهاي اطراف از طريق امكانات حمل و نقل مناسب, ارتباط يابد و صنايع روستايي نظير مرغداري, مراكز توليد محصولات لبني, صنايع بافندگي كه در پيوند با محصولات كشاورزي است, مورد توجه قرار گيرد. برنامهريزي ناحيهاي: برنامهريزي ناحيهاي به معناي برنامهريزي براي واحدهاي جغرافيايي بزرگتر از يك شهر است كه اصطلاحاً به آن ناحيه ميگويند. برنامهريزي ناحيهاي كم و بيش بر اساس اصول برنامهريزي نواحي شهري صورت ميگيرد. ناحيه قلمروي را دربر ميگيرد كه به آساني در دسترس بوده و بين 15 تا 50 كيلومتر را دربر ميگيرد و داراي تعدادي روستا و دهستان باشد. برنامهريزي ناحيهاي با روشي مناسب به توسعه موزون ناحيه كمك ميكند. اين نوع برنامهريزي با برنامهريزي بزرگراههاي ناحيهاي, حمل و نقل ناحيهاي, منابع آب ناحيهاي, سيستم دفع فاضلاب و غيره مرتبط است. برنامهريزي ناحيهاي توسعه شهرها و روستاهاي موجود در ناحيه را نيز مورد توجه قرار ميدهد و به منظور اسكان مجدد افرادي كه از يك مادرشهر انتقال داده شدهاند؛ مكانهايي را مشخص ميكند تا شهرهاي جديد را احداث كند. برنامهريزي ملي: برنامهريزي در سطح ملي نيز انجام ميشود. اين نوع برنامهريزي به منابع و تواناييها در زمينههاي مختلف ملي, در كل كشور توجه دارد. برنامهريزي ملي امكان ميدهد تا منابع ملي به بهترين شيوهي ممكن براي توسعه كشور مورد استفاده قرار گيرد. كارهاي مهمي نظير ايجاد راهآهن, شبكههاي آبياري, ايجاد صنايع سنگين و برق هيدروالكتريك در حيطه برنامهريزي ملي قرار ميگيرد. برنامهريزي بينالمللي: برنامهريزي بينالمللي با تاسيس سازمان ملل متحد (U. N. O) بوجود آمد. اين نوع برنامهريزي در پي ايجاد همكاري و هماهنگي بهتر بين ملتهاي مختلف جهان است. (U. N. O) آژانسهاي متفاوتي را به منظور رهبري مطالعات در زمينههاي گوناگون حيات بشري, نظير بهداشت, مسكن, غذا, آموزش و ... به كار گرفته و راهحلهاي مناسبي را به منظور حل مشكلات موجود در سطح بينالمللي ارائه داده است. [1] - Chadwick 1996 [[i] مقدمهاي بر برنامه ريزي شهري، اسماعيل شيعه، مرکز انتشارات دانشگاه علم و صنعت ايران، چاپ پنجم بهمن 1375. [[ii] درآمدي برمباني برنامه ريزي شهري، ج.کي.هيراسکار، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول بهار 1376 [[iii] مدلها در برنامه ريزي شهري، کوين لي ، جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران، چاپ اول شهريور 1366. |
|
+ یه شهرساز در
پنجشنبه ششم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 3:33 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه |
|
واژه توسعه پایدار از اواسط دهه 70 میلادی و پس از بحران نفتی سال 1973 بسیار به کار رفته است. سازمان های محیط زیست و سازمان ملل از ارگان های مطرح کننده این بحث بوده اند. بحث توسعه پایدار دارای دو مبحث عمده است: 1- منابع غیرقابل تجدید در جهان. 2- آلودگی محیط زیست و کره زمین. شهرها در گذشته بهترين نمونه هاي پايداري را در خود متجلي ساخته اند. توجه به محدوديت هاي اكولوژيك محل ، نظير: آب ، توسعه متناسب و سازگار با طبيعت، صرفه جوئي در منابع ، استفاده از مواد و مصالح بومي، ابداع روش هاي موثر و مناسب براي ادامه حيات نظير قنات و بادگير و استفاده هنرمندانه از آب و گياه با هدف تلطيف هوا و ايجاد مناظر مطبوع، ايجاد باغ ها و باغچه ها در حياط ها، فضاهاي عمومي و اطراف شهرها، همه نمونه هائي از عوامل موثر در اين پايداري بوده اند . تعریف توسعه پایدار توسعه ای که نیاز های کنونی بشر را بدون مخاطره افکندن نیاز نسل های آینده برآورده ساخته و در آن به محیط زیست و نسل های فردا نیز توجه شود. تا کنون تعاریف زیادی از توسعه پایدار ارائه شده که اساس تمامی آن ها توجه به محیط زیست و حفاظت از محیط زیست جهانی بوده است. توسعه پایدار توسعه ای است کیفی و متوجه کیفیات زندگی است و هدف از آن بالا بردن سطح کیفیت زندگی برای آیندگان می باشد.
اصول توسعه پایدار 1- توجه به استفاده از منابع تجدید پذیر مثل انرژی خورشید و باد. 2- استفاده کمتر از انرژی های تجدید ناپذیر و آلوده کننده مثل سوخت فسیلی. 3- توجه به نسل های آینده. 4- توجه به محیط زیست و کاهش آلودگی آن و نیز توجه به چرخه های زیست محیطی. در تعریف شهرسازی پایدار توجه به محیط زیست شهری، ایجاد شهرهای سالم و اکولوژیک و آلودگی کمتر مورد توجه هستند. می توان گفت که اگر در یک شهر به اصول پایداری توجه شود، شهر پایدار بوده و توسعه آن نیز پایدار خواهد بود. یکی از بحث های محیط در شهرسازی پایدار محیط زیست و فضای سبز شهری است. در واقع شهری پایدار و سالم است که قسمت قابل توجهی از آن به پارک و فضای سبز اختصاص داده شود و در آن به محیط زیست، پاکیزگی هوا، اکوسیستم ها و چرخه های زیستی موجودات دیگر اهمیت داده شده باشد. یکی از ملزومات دستیابی به توسعه پایدار شهری خلق چشم اندازهای زیبا و موزون شهری است که می تواند بوسیله طراحی پارک ها و فضای سبز و تلفیق آن ها با ساختمان های خاص انجام پذیرد. در شهرهایی که مشکل توسعه در آن ها وجود دارد اختصاص بخش قابل توجهی از شهر به فضای سبز دشوار است. در این زمینه لوکوربوزیه، معمار و شهرساز مشهور، ایده استفاده از بام ساختمان ها به عنوان باغچه را ارائه داد که هم اکنون در کشورهای چین و ژاپن شاهد آن هستیم.
* نیویورک
پایداری محیطی و توسعه پایدار ایده پایداری محیطی عبارتست از: باقی گذاردن زمین به بهترین شکل برای نسل آینده، با این تعریف که فعالیت انسان تنها زمانی از نظر محیطی پایدار است که بتواند بدون تقلیل منابع طبیعی یا تنزل محیط طبیعی اجرا شود. - کاهش اتلاف و پخش انرژی در محیط - کاهش تولید تاثیر گذارندهها بر سلامت انسان - استفاده از مواد قابل بازگشت به چرخه طبیعت - رفع سموم مواد
* رواج ایده پارک وی در امریکا
پایداری محیطی در عرصه کار معماران نیز با اهداف زیر تبیین میشود: - مصرف منابع انرژی درکمترین - استفاده از مصالح تجدیدپذیر - حفاظت و عرضه انرژی و بازیافت کامل آن بدون ایجاد آلودگی اصل طراحی پایدار بر این نکته استوار است که ساختمان جزئی کوچک از طبیعت پیرامونی است و باید بعنوان بخشی از اکوسیستم عمل کند و در چرخه حیات قرار گیرد. طراحی و معاری پایدار طراحی پایدار نشاندهنده نوعی نگرش به معماری است که بر چند نکته اساسی اشاره دارد: 1- کیفیتگرایی 2- توجه به آینده 3- توجه به محیط طراحی پایدار، طراحی است مردمی و لذا کیفیت فضاهای داخلی ساختمان اهمیت ویژه ای مییابند. بدون تردید کیفیت مطلوب بدون توجه به طبیعت، نورگیری مناسب فضاها و تهویه مطبوع فراهم نمیآید. در ضمن اینکه از آنجا که پایداری و ماندگاری خود ساختمان بعنوان یک پدیده مد نظر است؛ لذا ساختن با کیفیت بالا، استفاده از مصالحی با قابلیت ماندگاری طولانی نیز باید در نظر گرفته شود. دستیابی به استانداردهای بالای کیفیت، امنیت و آسایش که در واقع سلامت انسانها را تامین میکند از مهمترین اهداف معماری پایدار است. طراحی پایدار تلاشی است در جهت ایجاد حداکثر آسایش افراد با بالابردن کیفیت زندگی و ایجاد کمترین لطمات به محیط پیرامون. تامین آسایش در طراحی پایدار با ایجاد کمترین آلودگی محیط زیست و با استفاده از عوامل طبیعی میسر میشود. اصول طراحی پایدار - شناخت مکان؛ طراحی پایدار با شناختی از مکان مطرح میشود زیرا اگر ما به مسائل ظریف مکانی حساسیت داشته باشیم میتوانیم بدون تخریب در آن ساکن شویم. شناخت مکان مانند جهت نور یک ساختمان به طراحی کمک کرده و باعث محافظت محیطی میشود و حتی دسترسیها را نیز آسانتر خواهد کرد. - ارتباط با طبیعت؛ در طراحی سایت که چه درون شهر و چه در محیط طبیعیتر باشد، طراحی هماهنگ با طبیعت بازگشت به زندگی محیطی را در خود دارد و تاثیرات طراحی به ما کمک میکند که فضایی طبیعی داشته باشیم. - شناخت فرایندهای طبیعی؛ در طبیعت اتلافی وجود ندارد. تولید یک ارگانیسم غذا را برای دیگری فراهم میسازد و به عبارتی سیستمهای طبیعی چرخه بستهای دارند. با کار با فرایندهای زنده ما به نیاز گونهها احترام گذارده و با طراحی که بتواند خود را در چرخه طبیعت قرار دهد، طراحی را به زندگی بازگشت میدهیم. - شناخت تاثیرات محیطی؛ طراحی پایدار کوششی جهت داشتن شناختی از تاثیرات محیطی با ارزیابی سایت است. تاثیرات منفی محیطی میتواند با کارایی انرژی تجدیدپذیر، تکنولوژی ساختارها و انتخاب مصالح پایدار تخفیف پیدا کند. - شناخت مردم؛ طراحی پایدار باید گستره وسیعی از فرهنگها، نسلها، مذاهب و عادات مردمی که آنرا بکار میبرند و یا در آن ساکن میشوند را مورد توجه قرار دهد و این نیازمند حساسیت به نیازهای مردم و جامعه است. منابع:
یاحق...
|
|
+ یه شهرساز در
یکشنبه دوم مهر 1385ساعتو ولم کن ولی 2:6 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان |
|
|
شهرسازنامه اول می خوای با شهرسازا تماس بگیری؟ شهرسازنامه ها |
| می خوای بدونی؟ |
مطالب تخصصی رشته شهرسازی و پست های اختصاصی دانشجویان رشته شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران
|
| شهرسازنامه های قدیمی |
|
شهریور 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 فروردین 1387 شهریور 1386 اسفند 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| شهرسازان |
|
شهرسازان مرجان مهین آیدا زهرا علی امیر حسین آزاده بهاره فریبا ماهیار محمدجواد معصومه ملیحه نرگس مریم سینا میلاد فاطمه پدرام الناز |
|
RSS
|