تبليغاتX
شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران
" شهر یعنی مردم "

تحلیل وضعیت کنونی نظام شهر نشینی در ایران که از شاخصه های مهم آن شهرنشینی شتاب آهنگ و افزایش تعداد شهرهای کشور است ، نشان می دهد که شهرنشینی فیزیکی بر شهرنشینی فرهنگی پیشی گرفته  است و علیرغم شکل گیری کالبد شهری، از روح و جان شهری خبری نیست و این یعنی کالبد بدون روح وجان که حکایت بیشتر شهر های ماست.

چنین وضعیتی منجر به عدم مشارکت مردم در اداره امور شهر ها شده است و مردم حرکتی جدا و مجزا از حرکت کالبد شهر دارند و بالعکس کالبد شهری بدون تاثیر پذیری از مردم ، سیر وجهتی را در پیش گرفته که نشانی از خواسته ها و نیازهای مردم در آن بچشم نمی خورد.

در تبیین علل این پدیده در نظام شهری کشور به موارد متعددی می توان اشاره کرد. لیکن  مهمترین آن نبود «شهروند» در جامعه شهری کشور باید تلقی نمود. امری که وابسته به علل و عوامل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است. حال اگر حیات اجتماعی را تقسیم بندی کنیم ؛ سه عرصه کاملا مجزا در آن مشاهده می شود: عرصه دولتی ، عرصه خصوصی و عرصه عمومی . عرصه دولتی مربوط به نهاد های حاکمیت است، عرصه خصوصی که به فرد و خانواده وی وابسته است و عرصه عمومی که میان دو عرصه پیشین جای دارد و احزاب ، اتحادیه ها ، اصناف ، مطبوعات و ... را در بر می گیرد.

مشکل جدی نظام شهر نشینی در ایران ، حیطه محدود عرصه عمومی نسبت دو عرصه دولتی و خصوصی است. نبود تشکل های مردمی خارج از عرصه های دولتی و خصوصی ، حضور مردم در تصمیم گیری و مدیریت شهر را با مشکلات جدی مواجه ساخته است.

فقدان مشارکت مردم و محدود بودن عرصه عمومی در حیات اجتماعی شهر ها ، شکل گیری فرهنگ شهرنشینی را دچار محدودیت محتومی کرده است. چرا که فرهنگ  شهرنشینی در تعاملات اجتماعی است که پدید می آید ، رشد می کند و بالنده می شود.

فقدان بستر های مناسب اجتماعی و سیاسی برای حضور مردم در عرصه های عمومی ، عدم شکل گیری فرهنگ شهرنشینی را موجب می شود و در نتیجه جسم شهر از روح و جان تهی می ماند.

(مجله مدیریت شهری ، علی نوذرپور)

در زیر چکیده سه مقاله از مجله مدیریت شهری (شماره 8) در ارتباط با فرهنگ شهری آمده است

 

 

 

فرهنگ را می توان متشکل از ارزش های گروهی معین و هنجار هایی دانست که از آن پیروی می کنند و کالایی مادی پدید می آورند. فرهنگ با زندگی شهری بالیده و راه تکاملی پیموده است . شهر واقعی ، فارغ از زمان و مکان ، بدون فرهنگ بی معناست . فرهنگ شهری پدیده ای هزار تو و کهنسال  است که هر روز نو می شود. فرهنگ شهری همراه با دگرگونی های شگرف سده بیستم ، چنان دگرگون گشته است که با تحولات این مفهوم در گستره تاریخ آن برابری می کند.

همه عناصر شهری به طور مستقیم و غیر مستقیم از فرهنک متاثر می شوند و در مواردی نیز بر آن اثر می گذارند. برای یافتن راهی منطقی  و روشمند برای پاسخ گویی به پرسش هایی چون «فرهنگ انسانی در متن شهری چیست ؟» می توان از الگوی تحلیل سه سطحی بهره جست . این الگوی نو پا گذشته از دو سطح کلان و خرد ، سطح میانه ای نیز دارد. برداشت ایستا از فرهنگ شهری آن را در سطح میانه که به سازمان ها و گروه بندی های اجتماعی اختصاص دارد ، قرار می دهد. سطح خرد به فرد و رفتار و سطح کلان به ساختار جمعی می پردازد.در برداشت پویا از فرهنگ شهری ، ارتباط متقابل سه سطح پیش گفته الزامی است.

برنامه ریزان شهری به هنگام برخورد با فرهنگ شهری از رابطه ارزش ها ، هنجار ها ، روابط انسانی و ساختار شهر و بالاخره برنامه ریزی شهری یاد می کنند. جامعه شناسان فرهنگ شهری را در معنای شهری بودن می جویند. برخی غیر شخصی شدن را مهمترین ویژگی فرهنگ شهری می دانند که روابطی با واسطه است نه چهره به چهره.

مبارزات گروه های اجتماعی ، و به ویژه جنبش های اجتماعی تهیدستان ، خود بخش مهمی از فرهنگ شهری اند.  

 

 

 

 

 

 

دگرگونی مفهوم کار و کمرنگ شدن مفهوم اداره، امکان انجام کارهای اداری در همه جا تنها به شرط دسترسی به رایانه ای متصل به مرکز اطلاعاتی ، از دستاوردهای جهانی شدن اقتصاد است. جهانی شدن واقعی با اختراع ریزپردازنده و تراشه و پوشش ماهواره ای فضای جهان (مانع علمی- فنی) و برنامه ریزی فروپاشی شوروی (مانع سیاسی-ایدئولوژیکی) صورت پذیرفت.

فرهنگ فوردیسم /پلاستیکی ، مصرف انبوه و توسعه تمامی زمینه ها ، اینک در ابعادی جهانی رشد کرده و مرزهای ملی را از میان برده است. آثار شگرف این امر بر شهر و فرهنگ شهری هویداست. مدیران شهر در شرایط کنونی کشور با دشواری ها و امکانات در حال شکل گیری روبرویند . در میان شهرها چاره ای جز مستقل شدن و اداره خود ندارند.

(پرویز پیران)

 

 

 

 

 

در این مقاله سه مبحث فرهنگ ، فضای شهری و رفتار ، جداگانه بررسی شده است. فرهنگ شیوه زندگی کردن یک جمع است. تعامل فرهنکی ویژه دوران معاصر که عصر ارتباطات نامیده شده نیست؛ در گذشته نیز جوامع از هم می آموختند و این تعامل به صورتی طبیعی انجام می گرفت.

هر فرهنگی به عنوان مظروف دارای ظرفی است که شهر ، فضاها و ساختمان های آن به شمار می آیند. در شهر دو گونه فضا به چشم می خورد : فضاهای عمومی و خصوصی. در فضای عمومی ما با غریبه ها سهیم هستیم و در واقع آنها بستر وقوع زندگی گروهی اند.

 

 

 

 

 

 

رفتار ، واکنش انسان در برابر محیط و شکل انجام یک فعالیت برای ارضای نیازهاست که به شدت وابسته به محیط است. ارتباط انسان با محیط خارج به واسطه فضای روانی انجام می شود که دارای لایه های گوناگونی مانند دانش ، تجربه و خاطره است. هر جامعه بر مبنای فرهنگش دارای یک فضای روانی و سامانه هنجاری است.

 

  

 

 

 

تناقضی که باعث ایجاد نابسامانی فرهنگی و بسیاری  از ناهنجاری های رفتاری در فضای شهری ما شده ، پیامد تغییری است که در مولفه فرم و عملکرد و فضا رخ داده است. اما «معنای فضا» در ذهن شهروندان مانند گذشته است.

سه گروه تاثیر گذار برکمیت و کیفیت فضاهای شهری عبارتند از مدیران ، مردم  و کارشناسان، که هر یک با رویکردی متفاوت بر شهر و فضای آن تاثیر می گذارند.

مدیران خود را خدمت گذار مردم می دانند ، اما در عمل اقتدارگرا هستند. مردم دارای چهره های گوناگونی چون قومیت ، جنس و موقعیت اجتماعی اند. کارشناسان آرمان گرا هستند و به دنبال دستیابی به «بهترین ها» .

در این مقاله به جای جمع بندی یک فضای شهری ؛ «فلکه» تشریح شده است . با خیابان کشی و آمدن خودرو به شهرها ، در محل تقاطع محورها فلکه پدید آمده است. فلکه با میدان تفاوت دارد ، فلکه جای تفرق و پراکندگی است و در آن سواره ها بیشترند، اما میدان جای تجمع است و پیادگان بیشترند، ناهماهنگی بین فرم و معنا و عملکرد در میدان ها ، باعث بروز مشکلات و معضلات بسیاری شده است. در طرح فضاها ، تکیه بر معانی موجود در اذهان شهروند ایرانی ضروری است و فلکه ها را هم می بایست بر پایه توجه به مسائل طراحی کرد. از آنجا که معانی بسیار کند تر از عملکرد و فرم تغییر می یابند، معانی موجود از هر مکان را باید در برنامه ریزی و طراحی به عنوان مهمترین مولفه لحاظ کرد.

(جهانشاه پاکزاد)

 

 

 

موضوع این مقاله بررسی رابطه بین فرهنگ و تولید فرهنگی ونیز بین برنامه ریزی فرهنگی و برنامه ریزی شهری است. به نظر نویسنده سیاست گذاران ، برنامه ریزان و مدیران شهری بیش از پیش ضرورت توجه به برنامه ریزی های فرهنگی شهری و یافتن نقطه اتصال میان برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی فرهنگی را احساس می کنند. علاوه براین برنامه ریزان شهری اخیرا این ضرورت را در یافته اند که شهر بیش از آنچه که پیش تر تصور می شد هویتی فرهنگی دارد و لذا هرگونه برنامه ریزی شهری منطقی و واقعی باید حساسیت های لازم را نسبت به هویت های فرهنگی شهرها و نیز تقویت هویت فرهنگی شهروندان در زندگی شهری مدرن در خود داشته باشد.

با توجه به این امر نویسنده مقاله بر چند نکته عمده تاکید ورزیده است :

  1. عدم توجه برنامه ریزی شهری به مقوله «فرهنگ شهری» آن را با محدودیت های نظری و تجربی بحرانی مواجه می سازد.
  2. برنامه ریزی شهری و طراحی شهری به عنوان دو فرایند به هم بسته هنری و فرهنگی، با تولیدات فرهنگی دیگر-به ویژه «شهر» که خود یکی از صورت های تولید فرهنگی است- پیوندد دارد.
  3. از بعد نظری ضروری است که آموزش فرهنگی برنامه ریزان شهری و نیز وارسی انتقادی نظریه های شهری و برنامه ریزی شهری از چشم اندازهای فرهنگی پی گیری می شود.
  4. این ضرورت نظری نیز احساس می شود که باید برای دست دادن تعریف مجددی از برنامه ریزی شهری بر مبنای دیگاه فرهنگی ، اقدام کرد.
  5. برای صورت بندی سیاست گذاری های فرهنگی شهری و برنامه ریزی های فرهنگی شهری در سطح محلی ، منطقا توجه به مشخصه های فرهنگی محلی در زمینه های گوناگون آن (هنرها ، ادبیات ، میراث فرهنگی ، سنت های فرهنگی و مانند آن) دارای ضرورت است.
  6. رویکرد «برنامه ریزی فرهنگی» در برنامه ریزی شهری مستلزم در نظر گرفتن چندین حوزه مرتبط با زندگی شهری مدرن است. اینها عبارتند از : حوزه اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، هنری ، نمادی ، آموزشی و زیست محیط شهری.
  7. برای تحقق «رویکرد فرهنگی» در برنامه ریزی شهری ، لازم است که نقش مدیران فرهنگی ، کارکنان شهری ، لازم است که نقش مدیران فرهنگی ، کارکنان فرهنگی ، تصمیم گیران و سیاست گذاران فرهنگ محلی و شهری نیز همانند نقش مقامات محلی دیده می شود

(فرانکو بیانچینی – مترجم: سید محمود نجاتی حسینی)   

 

 

 

+ یه شهرساز در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 3:48 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه | 

 

پروژه حومه نشینی نادرست ترین تخصیص منابع در تاریخ جهان است. اکنون برنامه ریزان و طراحان شهری منتقدند که برای تقویت شرایط محیطی و اجتماعی شهرها اولویت برتر این است که استفاده از ماشین قطع شود.

 

اجتماعی

            به سبب اینکه ما بسیاری از اوقات خود را در ماشین ها و خانه های حومه ای خود محبوس هستیم، زمان یا فرصت کمی برای ارتباط اجتماعی و ملاقات های معمول تصادفی که در هنگام پیاده روی در طول پیاده روهای صمیمی و در حوالی فضاهای عمومی اتفاق می افتد، داریم. به این دلیل که ما زمان بیشتر و بیشتری گرفتار در ترافیک می گذرانیم، زمان کمتر و کمتری برای شرکت و درگیر شدن در جامعه خود داریم. بعلاوه ترکیب ناساختاری حومه ها با کیفیت پائین معماری اثری خراب بر همه دارد.

 

 

اقتصادی

            اکنون ما وقت خود را بیش از هر زمانی در ترافیک با فشار روحی، و تقریبا 30% درآمدمان را بر پرداخت های بنزین، نگهداری و بیمه ماشین مصرف می کنیم. بیشترین مالیات های ما برای ساخت بی حد جاده ها و بزرگراه ها، با باقی مانده کمی برای مسائل باارزش مانند آموزش، ساخت و سازهای عمرانی، معماری کیفیت و عرصه های عمومی یا ساخت سیستم های جدید قطار خرج می شود. تلاش ما برای جلب رضایت برای استفاده از ماشین خشکاندن اقتصاد ملی مانند دارائی های شخصی ماست. بعلاوه همچنان که زمان بیشتر و بیشتری در گرفتاری در ترافیک به هدر می رود شبکه بزرگراه ها و فرودگاه ها در حال خفه کردن اقتصاد ملی و منطقه ای ماست. این بطور گسترده تولید ملی ما را پائین می آورد در حالیکه هزینه تجارت را برای هر کسی بالا می برد.

 

 

محیطی

            تخلیه مداوم دود به اتمسفر که ماشین های ما روزانه انجام می دهند، اثرش را از راه های مختلف بر محیط جهان می گذارد، و به تنزل سیستم طبیعی که ما برای تقویت زندگی به آن وابسته هستیم ادامه می دهد. ساخت مداوم جاده یا بزرگراه های بیشتری با توسعه کم تراکم حومه نشینی مایل ها محیط طبیعی غیر قابل تعویض را مصرف می کند.

 

سلامت

            کیفیت زندگی با گرفتار شدن بیشتر ما در ترافیک بدتر می شود. محیط زشت و تحت تسلط ماشین ما بسیار پرفشار، بی نهایت ناسالم (بوسیله سم مداوم دود که ما همه روزه تنفس می کنیم) و بسیار مرگبار (بوسیله تصادف های بی حد ماشینی) است. این محیط پر از فشار روحی اثر خود را بر ما از راه های بیشماری وارد می کند: خشم و فشار روحی زیاد، الکلیسم و سوء استفاده از دارو، بالا رفتن نرخ طلاق، افزایش میزان سرطان و بیماری های دیگر محیطی و نارضایتی کلی از زندگی هایمان.

 

 

راه حل: شهرهای پیاده رو

 

 

شهرهای پیاده رو (Pedestrian Cities)    

 

 

طراحی مکان هایی برای آسایش و سرگرمی پیاده ها یکی از مهم ترین نمودهای شهرسازی نوین است. در سطوح بالای شهرسازی مناسب ترین مکان ها در جهان شهرهای با شبکه های یکپارچه از مسیرهای خالی از ماشین مشهور به شهرهای پیاده رو می باشد.

            شهرهای پیاده رو در حال محبوب شدن در سراسر جهان است. امکان پیاده روی در ترکیبی از مغازه ها، رستوران ها، دکه های روزنامه فروشی، کافه ها و بازارهای سرباز به همراه مراکز کار و مجاورت با مکان های خالی از ماشین بالاترین سطح کیفیت زندگی را ارائه می دهد. اکنون خواسته در حال افزایشی برای پیاده رو کردن کل بخش های شهر و اتصال مستقیم به قطار وجود دارد.

 

 

 

 

ونیز ایتالیا بزرگ ترین شهر پیاده رو در دنیا شناخته شده است زیرا شامل خیابان های پیاده رو کاملا خالی از ماشین می باشد. کل شهر ماشینی که در خیابان ها کار کند ندارد. شهر کلا متراکم است که تا کنون آرامش بخش ترین و دلپذیرترین شهر در دنیا بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کپنهاگ از دیگر شهرهای پیاده روی بزرگ جهان است. گرچه بوسیله خصوصیات قدیمی خاصی – مانند یک شبکه خیابان های باریک قرون وسطایی – تقدیس شده است، شهر به طور استوار برای تقویت کیفیت حیات خیابان هایش عمل کرده است. طی 40 سال از زمانی که خیابان اصلی کپنهاگ به یک معبر پیاده رو تبدیل شده است برنامه ریزان شهری گام های بیشماری برای تبدیل شهر از یک مکان متمایل به ماشین به نوع صمیمی مردمی برداشته اند. برنامه کوپنهاگ برای یک شهر صمیمانه پیاده بیشتر از این قرارند:

 

 

 

 

 

 

برنامه 10 قسمتی کوپنهاگ

 

1- تبدیل خیابان ها به معابر پیاده

            شهر در سال 1962 خیابان اصلی خود (Stroget) را به یک معبر پیاده تبدیل کرد. در دهه های موفقیت به تدریج  معابر پیاده بیشتری اضافه شد که به معابر پیاده اصلی تر متصل شدند، که در آن ها عابرین پیاده و دوچرخه سواران حق عبور داشتند اما ماشین ها در سرعت پائین مجاز بودند.

 

 

 

 

 

 

2 – کاهش تدریجی عبور و مرور و پارکینگ ها

            برای ثابت نگه داشتن حجم عبور و مرور شهر شمار ماشین ها در مرکز شهر را بوسیله حذف پارکینگ ها به میزان 2 – 3 درصد در سال کاهش داد. بین 1986 تا 1996 شهر تقریبا 600 پارکینگ را حذف کرد.

 

3 – تبدیل زمین پارکینگ ها به عرصه های عمومی

            ایجاد معابر پیاده زمین های پارکینگ ها را آزاد کرد، و امکان تبدیل آن ها به میدان های عمومی فراهم شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

4 – حفظ مقیاس متراکم و کوتاه

            برافراشتگی کم و متراکم ساختمان ها اجازه عبور باد از آن ها را می دهد که مرکز شهر را ملایم تر و کمتر از بقیه قسمت های کوپنهاگ بادگیر می کند.

 

5 – حفظ مقیاس انسانی

            مقیاس نسبتا پائین شهر و شبکه معابر، پیاده روی را تجربه ای دلپذیر می کند. بناهای تاریخی آن با خمیدگی، سایبان ها و درگاه ها برای مردم مکان هایی برای ایستادن و نشستن (مکث) ایجاد کرده اند.

 

6 – مسکون کردن هسته مرکزی

            اکنون بیش از 6800 نفر از ساکنین در مرکز شهر زندگی می کنند. آن ها وابستگی خود را به ماشین قطع کردند و هنگام شب پنجره های روشن آن ها به پیاده های بیننده احساسی از امنیت می دهد.

 

 

 

 

 

7- تشویق زندگی به سبک دانش آموزان

            دانش آموزانی که همه روزه با دوچرخه به مدرسه می روند به تراکم ترافیک اضافه نمی شوند، برعکس، حضور فعال آن ها، شب و روز، شهر را روح می بخشند.

 

8 – وفق دادن شهر به فصول مختلف

             کافه های سرباز، میدان های عمومی و مجریان خیابان هزاران نفر را در تابستان جلب می کنند، رینگ های اسکیت، سکوهای هیتر و هیترها در گوشه های خیابان ها زمستان را در مرکز شهر لذت بخش می کنند.

 

9 – ترویج دوچرخه سواری به عنوان سبک اصلی حمل و نقل

            شهر مسیرهای دوچرخه رو را بنا کرد و انواع موجود آن را گسترش داد. آن ها فضاهای عبور دوچرخه را بوسیله محدود کردن پارکینگ ها – در نزدیکی تقاطع ها – ایجاد کردند. اکنون 34 درصد از اهالی کوپنهاگ که در شهر کار می کنند با دوچرخه به محل کار خود می روند.

 

 

 

 

 

 

 

10 – دسترس پذیر کردن دوچرخه ها

            شهر سیستم دوچرخه سواری شهر را در 1995 مطرح کرد، که به هر کسی اجازه می داد از ایستگاه های کل شهر با سکه ای دوچرخه قرض کند. هنگام پایان کار، به راحتی آن ها را در هر کدام از 110 ایستگاه دوچرخه سواری که در مرکز شهر مستقر شده بودند، می گذاشتند و پول آن ها پس داده می شد.

 

 

 

منبع: 

  http://www.newurbanism.org

 

 

یا حق...

 

 

 

+ یه شهرساز در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 2:45 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

بررسی  تحول ساخت شهرتهران در قرن معاصر

 

مقدمه

همان طور که می دانیم تشکیل دولت صفوی به صورت یک دولت مرکزی واوج گیری سیاسی- عقیدتی آن سبب می شود که این دولت مفاهیم سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی خود را هویت مادی ببخشد و به شهر به عنوان یک نماد کالبدی –فضایی بنگرد .

این الگوی تازه بیان فضایی در زمینه شهرسازی و برپایی شهر، به علت شکل

گیری آن در اصفهان ، مکتب اصفهان نام می گیرد .

در این مکتب دو روش طراحی اندامیک یا ارگانیک (شهرهایی که به صورت طبیعی شکل می گیرند) و خردگرا (شهرهایی که بر اساس طرح و برنامه به وجود می آیند با هم ترکیب شده و به صورت هماهنگ مفهوم جدیدی را بیان می کنند .

از ویژگی های خاص مکتب اصفهان که پایه و بنیان شهرسازی معاصر است می توان به دو ویژگی اساسی اشاره کرد:

نخستین ویژگی آن ایجاد مجموعه های شهری جدید در کنار شهرهای کهن است  به طوریکه مکتب اصفهان شهر قدیم را جراحی نمی کند بلکه با ایجاد مجموعه های جدید جرم دگرگونی را به صورت هماهنگ در بافت های کهن می پراکند.

بارزترین مجموعه های کالبدی – فضایی به کار گرفته شده در این مکتب ایجاد یک میدان و مرکز ثقل است . عناصر اصلی حکومتی ، دیوانی ، مذهبی و اقتصادی در کناره های آن قرار می گیرند در عین حال که این میدان مکان تقاطع گذرگاههای اصلی و عبوری نیز می باشد.

میدان نقش جهان قوی ترین مثال است . حضور مسجد بزرگ شهر در ضلع جنوبی با سلطه فضایی از طریق سردرهای بزرگ در هماهنگی کامل است با ضلع شمالی، بازار بزرگ – همان سازمان اقتصادی شهر-که بازوهای خود را به صورت راسته های بازار به سوی مسجد می گستراند هم چنین در میانه ضلع غربی عمارت عالی قاپو با معماری متفاوت نشانی از دولت صفوی با امت تحت سلطه خویش است .

 

 

همان طورکه می بینیم معماری نه در حد بناهای منفرد بلکه در حد مجموعه های شهری مطرح می شود و" معماری شهری " به عنوان پایه مکتب اصفهان شناخته می شود.

ویژگی دیگر این مکتب طراحی یک محور وسیع و جدید شهری ( خیابان چهارباغ ) است همراه با ایجاد میدانی گسترده برای اولین بار در مفهوم شهر ایرانی که باعث منطقه بندی شهری می شود . به عنوان مثال : محلات مسلمان و یهودی نشین در شمال شرقی ، محلات دولت مردان در شمال غربی و محله زرتشتیان و ارامنه به ترتیب در جنوب شرقی و غربی در تقاطع زاینده رود و چهارباغ قرارمی گیرند.

تاسیسات و تجهیزات شهری نیز با بیان معماری شهری مطرح می شوند . آب انبارها، پل ها، باغ هاو نهرها در مقیاس مجموعه و به صورت سلسله مراتبی ساماندهی می شوند .

با بررسی دقیق تر و جزئی تر هریک از این ویژگی ها درمکتب اصفهان به اصول و قواعدی در شهرسازی می رسیم که از آنها می توان به اصل سلسله مراتب ؛ اصل تمرکز؛ اصل تداوم ؛ اصل ترکیب و اصول دیگری اشاره کرد.

اکنون که مکتب اصفهان را شناختیم می توانیم درک کنیم که هم مکتب اصفهان و هم سبک تهران، درپی پاسخ دادن به نیازها چه به دولت صفوی و چه به  دگرگونی های اقتصادی بیرونی، شکل گرفته اند. اما ما در مکتب اصفهان با ابداع و نوآوری در مفهوم فضاهای شهری (میدان به عنوان یک مرکز شهری جدید) روبه رو هستیم در صورتیکه سبک تهران به تکمیل مکتب اصفهان نه به خاطر ناقص بودن آن بلکه به دلیل نیازهای جدید پرداخته است . به عنوان مثال می توان به قرار گیری بانک در اطراف میدان یا مرکز شهری که محل قرارگیری عناصر اصلی حکومتی و دیوانی در کنار هم و به صورت مردمی می با شد ، اشاره کرد.

قبل از اینکه به روند شهرسازی در دوران پهلوی بپردازیم چون حجم این مطالب برای یک نوشته زیاد بود سعی کردم با ادامه دار کردن آن به بهتر درک کردن این تاریخ کمک کرده باشم.

دوران پهلوی خود دارای دو دوره است که هر کدام را به طور جداگانه بررسی می کنیم .

دوره اول : دگرگونی در مفهوم شهر- دوره سبک شهرسازی مدرن

دوره دوم : دگرگونی در مفهوم شهر – حرکت به سوی برنامه ریزی متمرکز

 

 

دگرگونی در مفهموم شهر –سبک شهرسازی مدرن درایران

 

پس از سبک تهرانی در دوره قاجار ما در دوران پهلوی با گسترش سبک بین الملل یا شهرسازی نو در شهرهای ایران و بالاخص در تهران به عنوان پایتخت دولت پهلوی روبه رو هستیم.

این دوره بین سالها ی 1304 تا 1320 را شامل می شود که از لحاظ تاریخی بین دو واقعه کودتای 1299 (کودتای رضاخان)و فروپاشی دولت اش در 1320ه.ش قرار می گیرد.

دولت جدید پرچم دار " نوگرایی" و دگرگونی سازمان کهن زیست و تولید، در اولین برخورد خود تصمیم به دگرگونی کالبد شهری می گیرد . با این باور که دگرگونی کالبدی و شکلی تغییرات پایه ایی و محتوایی را به وجود آورد.

برای اولین بار در تاریخ شهرگرایی کشور دولت برآن می شود که چهره وسازمان شهر را نه بر مبنای تفکر وتحول درونی بلکه بر مبنای اندیشه بیرونی دگرگون سازد- در دولت قاجار نیز تغییرات کالبدی بر مبنای دگرگونی های بیرونی صورت گرفت با این تفاوت که در بیان کالبدی خود هویتی بومی داشت-

به این ترتیب بر خلاف سنت شهرسازی کهن شهر نه در فراسوی دیوارها ، بلکه در درون مورد دگرگونی کالبدی واقع می شود .برای پیش برد این امر تصویب قانون " بلدیه " در سال 1309 ه.ش فرصتی مناسب برای مداخلات سنگین در بافت های کهن شهری – از این پس ناکارآمدوسنتی- را فراهم می آورد که به دنبال آن اجرای نقشه  "خیابان ها " در دستور کار قرار می گیرند و خیابان های چلیپایی ( موازی مورب ) بافت کهن شهر را تکه تکه می کنند .

اولین نقشه دگرگونی تهران به عنوان نقشه خیابان ها نامیده می شود .

 

 

-        نقشه تهیه شده برای شهر " همدان" در 1310 ه.ش نیز همین عنوان را دارد

با اجرای این قانون شالوده کهن ارتباطات از هم گسسته می شود، سازمان محله ایی دچار آسیب شدید می گردد و بازار به عنوان ستون فقرات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی شهر در مقابل حضور قوی خیابان و انتقال بخش عمده از فعالیت های اقتصادی به کناره خیابان های جدید، به گونه ایی آکنده از فضاهای بسیار ، بی مصرف و بی عملکرد به یادها و خاطره ها می پیوندد.خیابان نه به عنوان عنصرمکمل سازمان فضایی کهن بلکه به عنوان عنصر مسلط وتعیین کننده شهر ظاهر می شود.

به عبارت دیگر تجرد ونوگرایی دولت پهلوی پس از ایجاد برش های متعدد در پیکره شهر در  چارچوب قطعه مشرف به خیابان باقی می ماند به صورتیکه شهر در محدوده خیابان چهره نو و در نهان خوددارای بافت کهنه است .شهر نقاب تجدد بر چهره زده است و فهموم " شهر تقلید " را به خود گرفته است.

 

 

خیابان مخبرالدوله

بازار تهران

 

(در این دو تصویر تغییر کالبدی و عملکردی خیابان های تهران پهلوی نشان داده شده است.)

پس ازآن در چارچوب جدید روابط دولت کشور، تنظیم همه امور به عهده تهران واگذار می شود . شهرهای ایالتی که تا پیش از این در رابطه ایی نیمه مستقل با مرکز به سر می بردند از این پس در حالتی کاملا وابسته به مرکز قرار میگیرند که نتیجه آن گسترش و توسعه شتابان تهران در سالها ی1301 تا 1320 است . در پی این گسترش بی رویه تهیه نقشه جدید تهران به عهده مستشاران خارجی (فرانسوی) گذاشته می شودکه اولین نقشه شهرسازی تدارک دیده شده در دولت پهلوی برای گسترش شهر تهران است . اگر چه در تهیه نقشه دارالخلافه تهران ناصری نیز ذهنیتی بیگانه وجودداشت ولی این ذهنیت تحت تاثیر هویت بومی چهره دیگری را عرضه می دارد. حال آنکه در تهیه نقشه تهران 1316 هویت بومی تحت تاثیر این ذهنیت بیگانه رنگ می بازد.

 

 

دراین طرح که متاثر از جنبش معماری " مدرن " در جوامع دیگر است . بافت شطرنجی ، جدایی عملکردهای شهری بنابر نوعی منطقه بندی ، ایجاد فضاهاو میادین عمومی از مفاهیم پایه ایی این طرح اند.

به عنوان مثال ایجاد منطقه نظامی- اداری در دل شهر کهن باعث تخریب کامل محله ارگ و کاخ های دوران قاجارمی شود.

محله سنگلج یکی از بزرگ ترین محلات شهر برای ایجاد بنای بورس تخریب می شود.-این بنا هرگز ساخته نمی شود-

طرح 1316 با تبعیت از الگوی شهر صنعتی (مطرح شده در این دوران ) مکان دانشگاه ، بیمارستان ، ایستگاه راه آهن و کارخانه ها را در ورای بافت موجود شهر پیشنهاد می کند در صورتیکه هجوم سرمایه و کالاهای خارجی ازیک سو و ورود سرمایه نفت به عنوان منبع اصلی درآمد دولت از سوی دیگر دولت روزگار کهن را که خزانه اش از درآمد ناشی از تولید جامعه پر می شد به دولتی تبدیل می کند که خزانه اش از سرمایه نفتی پر است. دولتی که از مردم و تولید  بی نیاز است و برخلاف دولت قبلی حداقل تاسیسات و تجهیزات لازم برای افزایش هر چه بیشتر تولید را فراهم نمی کند در این نگاه جدید این جامعه است که نگاه به دست دولت دارد .

نا به هنجاری و آشفتگی مفهوم برای شهر تهران و شهروند تهرانی از نتایج این الگوی صنعتی می شود.

از این پس شهر مکانی است برای تبلور تمامی تمایزات اجتماعی- فرهنگی و کالبدی- فضایی که به هیچ ضابطه ایی در همه جهات توسعه می یابد. این توسعه از طریق اشغال بی رویه زمین از این به بعد به عنوان ابزاری برای سوداگری – با نوعی معماری سخت وابسته به اصول معماری نو- در بسیاری موارد در تقابل با شیوه ها ی زیست و حتی شرایط اقلیمی خود را نشان می دهد . شهر از این به بعد مکانی است متشکل از تعدادی بلوک شهری – تعریف شده به وسیله خیابان های اطراف –

که بدون هیچ سازمان یابی فضایی – کالبدی در کنار هم گرد آمده اند.

در آخر باید توجه داشت که چون این دگرگونی ها از طریق مداخلات وسیع دولت سیاسی صورت می گیرد نه ازطریق دگرگونی های اجتماعی- فرهنگی طرح های شهری در این سالها صوری یا برنامه ریزی نشده  ارزیابی می شوند.هم چنین این طرح ها عرضی اند یعنی اینکه در هر مکانی و درهر نقطه از جهان به اجرا درمی آیند ومختص یک مکان با شرایط اجتماعی خاص نیستند.

در این میان آنچه که باعث می شود این تغییرات جایگاه خود را پیدا نکنند این است که چنین اندیشه ایی (جنبش مدرن در شهرسازی و معماری) در محیط بومی خود سیری درونی و تحولی منطقی را پیموده است که در محیطی دیگرو در سیر برونی نمی تواند منطقی باشد و تداوم تاریخی را باعث می شود.

دیدن این تصاویر خالی از لطف نیست..

 

 

رادیو تهران

 

شهر فرنگ

 

منابع تصویر

www.ashreshteh.com

 

ادامه دارد...

 

+ یه شهرساز در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 4:31 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:نرگس | 

آنچه در ادامه می آید فقط و فقط محض لبخندی و انبساط خاطریست.

هدف این است از لابه لای خاطرات مشترک دو سال گذشته دانشجویان شهرسازی ورودی 83 با نگاهی تازه غم ها و دغدغه هایمان را ببینیم و این بار بخندیم...

پیشایش از همه عزیزانی که ممکن است این نام ها را برازنده خود و عملکردشان ندانند پوزش می طلبم و اعتراف می کنم که ممکن است به اقتضای سن و بغض های فروخورده این دو سال و... گاه به دام هجو گرفتار آمده باشم.

 هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل          نقش خيالی می کشم فال دوامی می زنم

دانم سر آرد غصه را رنگين برآرد قصه را     اين آه خون افشان که من هر صبح و شامی ميزنم.

 

 

برای آشنایی بیشتر ....

دانشگاه مازندران:کویت

دانشکده هنر و معماری:قلعه هزار اردک

دکتر عباس نژاد(رئیس دانشکده): مردی با یک لبخند

گروه شهرسازی: من مدیر گروه یا تو یا کی؟ آرمان نوارا دو دو اسکاچی...

وچون شهرسازی:آبادگران ایران

وچون معماری: مهندسان ناظر بزرگوار

وچون صنایع دستی: هنرمند ، احساساتی...وای دیگه چی بگم

اعضای هیئت علمی شهرسازی:شنگول و منگول و حبه انگور( بازم خانوم ها در اقلیت غریبی هستند)

انجمن علمی شهرسازی: فراماسونری ، محل اجلاس نامعلوم ، هدف تشکیل نامعلوم...

آموزش: نزدیک نشید ، سؤال نکنید ، وقت اداری تمامه...

لابی دانشکده : قفس کفتران بی تاب

آتلیه های شهرسازی: ای ول داره ...باهاس ببینید...

بوفه ترنج: هر روز بهتر از دیروز...محل استتار جاسوس دو جانبه

کار گروهی: جنگ هفتاد و دو ملت

کرکسیون: سیا بازی « استاد ! کار من ملیله دوزی و منجوق دوزی هم شده...»«20»

تحویل پروژه : هم تراز تسلیم جان به حضرت عزرائیل

قبل از اردو: زندگی ، دوستی ، آرزو...

اردوی شیراز : دوره فشرده آموزش شاگرد رانندگی (48 ساعت همراهی و ارتباط تنگاتنگ با جماعت باصفای شوفر...) کارم از گریه گذشتست بدان می خندم

بعد از اردو: تعقیب ، اختفا ، احضار ، پنجه بکس...

پایان نامه : آرزوی دور و دراز

کاربرد نقشه برداری در شهرسازی : دوره عملی باربری ، عکاسی ، تمرین تشییع جنازه ، خر خوانی ،Listening  فارسی دری ، تند نویسی و هر چی که بخواین...

کارگاه برداشت کالبدی: 2 استاد در یک اقلیم نگنجند چه رسد به 4 استاد در یک آتلیه

(?مهندس یا دکتر؟ ) گودرزی( فعلا مدیر گروه ): پدر خوانده

دکتر حبیبی : بر باد رفته

آقای میثاقی : جو، برادر کوچیکه دالتونا

آقای حق جو(استاد راهنمای83): کاسپاروف

خانم امیر احمدی : همکار ( کل کل برعکسش هم درست است )

دکتر شاهرودی(مدیر گروه معمارا): هنوز ساعت هفت نشده...کنفرانس بدید...

آقای میر فتاح (آمارجات): میر بنداز با صدایی از ماورا

دکتر پاکزاد : شما مطرودید...مردودید...شرسازید... بهتره دوباره کنکور بدید...شهرسازی هم شد رشته؟ ایششششششش

ورودی های جدید : زندگی تازه  برای پسرها ،  یاد جوانی برای دخترها

وچون 83 : بچه باحال ، زنده ، یه کم شاکی  ولی امیدوار...

اگر چیزی جا مونده  یا اشتباه نوشتم شما اضافه و اصلاح کنید...

 

+ یه شهرساز در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 9:55 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مریم | 

 

شهر بارزترین نمود تمایل و نیاز بشر به حیات مدنی و زندگی اجتماعی است ، حیاتی که از مجموعه برخوردها و روابط رودرروی مردم با محیط عینی پیرامون ، با خود و با دیگران شکل می گیرد ، حیاتی که سبب می شود شهر چون موجودی زنده در گفتگویی چندسویه با ساکنان و بینندگانش قرار گیرد . اصولا شهری زنده ست که تجربه ها و انباشت های فرهنگی و اجتماعی ساکنانش ، در آن موقعیت ها و مکان هایی برای تجلی بیایند ، در این موقعیت ها و مکان هاست که احساس و ادراک شهری شکل می گیرد ، ملا قات ها صورت می پذیرند ، واقعه ها و حادثه ها رخ می دهند و شهروند در یک زمان ایفاگر نقش بازیگر و تماشگر می شود . فضاهای عمومی شهرها مهم ترین این موقعیت ها و مکان ها هستند ، این فضاها بستری فراهم می کنند که روابط اجتماعی و حیات مدنی در آن جریان می یابد .

 

 

فضاها و عرصه های عمومی یکی از عناصر ضروری و اساسی زندگی روزمره شهری و مهمترین بخش شهرها به شمار می روند . در چنین عرصه هایی نواع فعالیت های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جریان می یابد و بیشترین تماس ، ارتباط و تعامل میان انسان ها رخ می دهد . این عرصه ها تمام بخش ها ی بافت شهری را که مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند ، در بر می گیرند و با نگاهی به طراف خود می توانیم نمونه های زیادی از آنها را نام ببریم : خیابان هایی که بر سر راه مدرسه یا کار ، از آنها عبور می کنیم ، مکان هایی که کودکان در آنها بازی می  کنند ، یا جاهایی که در آنها با طبیعت و حیات وحش  روبرو می شویم ، پارک های محلی که در آنها از ورزش کردن لذت می بریم ، قدم می زنیم و موقع ناهار می نشینیم و استراحت می کنیم ، یا به زبان سده هرجای آرامی  که در آن برای لحظه آی از شلوغی زندگی روزانه دور می شویم .

 

فضاهای عمومی شهرها ، از دیرباز بستر کالبدی حیات مدنی و تعاملات اجتماعی شهروندان بوده اند ، بطوری که رابطه میان فضاهای عمومی و شکل های حیات مدنی قدمتی به درازای تاریخ شهر دارد . تجربه های تاریخی بیانگر تأ ثیر فضاهای عمومی در شکل زندگی اجتماعی ، توجه و علاقه شهروندان به محیط زندگی و آرامش شهروندان است . تاریخ نشان داده است که توجه و دقت به طراحی فضاهای عمومی مناسب کردن آنها برای جشن و سرور ، در کنار رویدادهای اجتماعی روزمره و فعالیت های شغلی ، در تمام ساکنان شهر حس شهروند بودن را القاء می کند و آثار و پیامدهای اجتماعی ، فرهنگی بسیار مثبتی از خود بر جای می گذارد . نخستین فضاهای ساخته‌شده و تدوین یافته‌ای که انسان‌ها برای برگزاری رفتارها و رابطه‌های جمعی خویش بنا کرده‌اند، آگوراها و فوروم‌ها هستند.


آگورا در یونان فضایی محدود و مشخص برای وقوع فعالیت‌های اجتماعی شهر و برگزاری آزادانه رابطه‌های اجتماعی و فرهنگی میان شهروندان بوده است، بطوری که برخورد اجتماعی مردم با هم و مداخله آنان در امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی قضایی و نیز برخوردهای فکری آنان در این فضا صورت می¬گرفت. رومیان نیز فوروم
ها را در هماهنگی با نظام اداری شهرهای خود و جهت پاسخ‌گویی به نیازهای خاص زندگی جمعی‌شان ساخته بودند. فوروم به لحاظ کالبدی به آگورای یونانی شباهت داشت و به عنوان محلی برای برگزاری امور اداری شهروندان، انجام امور تجاری و امور سیاسی و گاه بخشی از امور مذهبی، زمینه برخورد اجتماعی مردم با هم را فراهم می‌آورد.


امروزه نیز، قرن ها پس از یونان و روم باستان، اندیشه‌های مردمسالارانه ای که از گذشته های بسیار دور در غرب زاده شده و پرورش یافته بودند، در قالب فضاهای عمومی دیگری همچون پلازا یا میدان شهری و ساختمان‌های عمومی همچون تالار شهر نمود یافته‌اند و در حال حاضر این فضاها و بناهای عمومی جزء جدایی‌ناپذیر شهرهای امروزی محسوب می‌شوند.

فضاهای عمومی محیط هایی برای تبادل فرهنگی ، لذت ، تفریح ، گذران فراغت ، زندگی اجتماعی و تبادل افکار دیدگاه ها ، عقاید نظرات هستند . این فضاها به بهترین وجهی نقش مراکز زندگی  روزمره را ایفا می کند و منعکس کننده بسیاری از همان ویژگی ها در مقیاس کوچکترند . بیان دیگر فضاهای عمومی فضای زندگی روزمره شهروندان هستند که هر روز بصورت آگاهانه یا ناآگاهانه در طول راه ز منزل تا محل کار ادراک می شوند. این فضاها که چند منظوره و تأمین کننده بسیاری از فعالیت ها و استفاده های ساکنان شهر هستند ، فصل مشترک زندگی کلیه شهروندان و تبلور زندگی جمعی آنها محسوب می شوند و براین اساس نقش مهمی در تأمین هماهنگی اجتماعی و تحقق عملی عضویت شهروندان در جامعه ایفا می کنند .

 

 

 

فضاهای عمومی به روی همه ما ، صرف نظر از خاستگاه نژادی ، سن یا جنسیت ، باز هستند و مخاطبین آن طیف وسیعی آز اقشار اجتماعی ، گروه های سنی مختلف و نظایر اینها را در برمی گیرند . برهمین اسا س ، فضاهای عمومی یک محل گردهمایی دموکراتیک را برای شهروندان  و جامعه فراهم می آورند . در این نوع فضاها شهروندان بدون آنکه یکدیگر ر بشناسند و یا حضور آنهامقید به روابط محیط زندکی شان باشد ، با همدیگر برخوردهای اجتماعی چهره به چهره دارند که این امر می تواند تجمع و کنش های بین شهروندن را باور سازد . در نتیجه فضاهای عمومی اگر به طور شایسته ای طراحی و نگهداری شوند ، می توانند عامه مردم را گرد هم آورند ، مکان هایی برای تجمع و ملاقات فراهم کنند و از این طریق پیوندها و روابط اجتماعی میان فرهنگ ها و مردم مناطق مختلف را که در بسیاری از مناطق شهری در حال از بین رفتن هستند ، تقویت نمایند .

 

فضاهای عمومی واقع در مناطق مسکونی و زیستگاه های محلی بخشی از هویت فرهنگی و شخصیت منحصر به فرد این مناطق را تشکیل می دهند و نقش مهمی در ایجاد حس مکان در آنها ایفا می کنند . این دسته از فضاهای عمومی یک کانون اجتماعی بسیار مطلوب و مکان ارزشمندی برای تعاملات اجتماعی همسایگان با یکدیگر فراهم می نمایند و بدین ترتیب به ایجاد حس حقیقی  همسایگی کمک فراوانی می کنند .

یکی دیگر از مزایای فضاهای عمومی برخوردار  از کیفیت مطلوب ، پتانسیل آنها به عنوان مکانی برای وقوع رویدادهای اجتماعی است . جشنواره ها و سایر رویدادها در صورت بهره مندی ز هدایت و مدیریت شایسته ، می توانند با گردهم آوردن عامه مردم و ایجاد منافع مالی ، اجتماعی و محیطی تأثیر بسیار مثبتی بر محیط شهری داشته باشند . آنها به ویژه می توانند کیفیت جامعه مدنی را که در بسیاری از مناطق شهری از بین رفته است ، مجددا به مردم معرفی کنند . یک نمونه خوب دراین مورد ، جشنواره سالانه first night  در شب سال نو در بوستون است که موقعیت خود را به عنوان یک عنصر کلیدی و اصلی در تقویم شهر تثبیت کرده است . صاحبان مشاغل مختلف که در ابتدا نسبت به پتانسیل این جشنواره شک داشتند ، اینک از آن به عنوان عامل عمده ترقی شرکت هایشان یاد می کنند . همچنین در حال حاضر ، علاوه بر جامعه تجاری ، جامعه هنری شهر نیز مزایای ین جشنواره بهره مند می شوند . البته به منظور تقویت رویدادهایی نظیر ین جشنواره و بهره مندی از منافع و مزایای آنها ، متولیان شهرها باید برنامه فیزیکی فضاهای عمومی شهرهایشان را بر اساس جشنوارهها و سایر فعالیت ها ی اجتماعی موردنظرشان طرح ریزی کنند .

 

 

یکی از نمونه های خوب استفاده خلاقانه و مطلوب از فضای شهری عمومی در   Aachen آلمان قابل مشاهده است . زندگی اجتماعی در خیابان های این شهر تاریخی با استفاده از یک راهبرد  درازمدت جهت حیات        بخشی به  فضاهای مدنی آن و نیز بهره گیری از مجموعه بسیار جالب توجهی از فواره ها و تندیس ها که بطور دقیق درسطح شهر جانمایی شده اند ، رونق بیشتری یافته است .

 همچنین هنر مردمی ارائه شده در سطح شهر ، زندگی روزمره در Aachen   را به تصویر می کشد و موجب ارجاعات تاریخی می شود ، در عین حال نگاه کردن به این نوع هنر و تعامل با آن مفرح بوده و برای بزرگسالان وکودکان به یک اندازه جذاب ست . در ضمن پشتیبانی مالی از این آثار هنری توسط  تعداد زیادی از صاحبان کسب و کر و شرکت های بزرگ شهر موجب می شود آنها احساس کنند دارای نقش مستقیمی در ارتقاء کیفیت محیط عمومی هستند . نتیجه چنین استفاده ای  از فضاهای عمومی ، شهری با هویت منحصربفرد است ، شهری که ساکنان آن نسبت به شهرشان کاملا احساس مسئولیت می کنند . 

نکته مهمی که در برنامه ریزی و طراحی فضاهای عمومی باید در نظر داشت ، این است که فضاهای عمومی فضاهای خالی صرف نیستند . آنچه که ما درون فضاهای عمومی مان قرار می دهیم ، درست به اندازه خود آن فضاها دارای اهمیت است . این فضاها نوعا به عناصر لندسکیپ نرم و نیز سخت پر می شوند که این عناصر کمک فراوانی به شکل گیری شخصیت فضاهای عمومی   می کنند . شواهد نشان می دهد که مردم از فضاهای عمومی محلی زمانی بیشتر احساس رضایت و استفاده می کنند که این فضاها دارای عناصر طبیعی باشند ، از این رو فضاهای سبز و دلپذیر عموما فضاهای پرکاربردی در شهر محسوب می شوند . بر اساس مطالعه ای که در شیکاگو صورت گرفته است ، افرادی که در آپارتمان ها زندگی می کنند ، زمانی مایل به استفاده از فضاهای عمومی نزدیک خانه هایشان هستند که این فضاها طبیعی باشند نه ساخته دست بشر ، این افزایش استفاده از فضاهای سبز به نوبه خود به افزایش تعامل اجتماعی میان همسایگان منجر می شود ، بدین ترتیب که آنها وقتی در این فضای عمومی توقف کوتاهی برای نشستن می کنند ، در  بدو امر فقط یک دیدار ساده بینشان می افتد ، اما بعدها به مرور زمان ، در سایه این دیدارها ، پیوندها و روابط اجتماعی شان را عمیق تر می کنند ، بدین ترتیب نبایستی از نقش مهم کیفیت فضا در تعاملات اجتماعی غافل شد ، چراکه طراحی فضاهای عمومی مطلوب تر باشد ، کیفیت تجربه اجتماعی در آنها بهتر خواهد بود . به عنوان مثال برخی یافته ها نشان می دهند که فضاهای شخصی تر و خودمانی تر ، در فراهم آوردن فرصت های لازم برای ایجاد همبستگی اجتماعی ، از موفقیت بیشتری نسبت به فضاهای بزرگتر و بی روحتر برخوردار هستند .

 

 

 

 

با توجه به آنچه گفته شد ، طراحی و برنامه ریزی فضاهای عمومی ، به منظور فراهم آوردن مجموعه ها و موقعیت هایی برای مشارکت های شهری و اجتماعی ، برای تجربه های هنری و برای شادمانی و سرور ، ضرورتی است که امروز بایستی در کانون توجه متولیان امور شهری قرار می گیرد ، چراکه با خلق فضاهای عمومی مبتنی بر حیات مدنی ، جامعه شهری هویت می یابد ، امکان  انباشت تجربه های به یاد ماندنی و خاطره های فارغ از بعد مکان فراهم می آید و فضاهای عمومی  به محیط هایی فرهنگی و شکل دهنده به رفتارهای اجتماعی و هنجارهای عمومی تبدیل می شوند ، محیط هایی که در آنها نیازها و تمایلات اساسی شهروندان در نظر گرفته شده است و شهروندان به عنوان بازیگران اجتماعی ، نقش خود را در تولید فضای اجتماعی ، فضای شهری و به تبع آن حیات مدنی ایفا می کنند .

با همه ی این تفاسیر جالبه که بدانید که به اعتقاد برخی کارشناسان شهری  طرح جامع پایتخت که حدود 5 سال برای تهیه آن وقت صرف شده است ، فضای عمومی را نادیده گرفته است . بدون شک بدون در اختیار داشتن فضاهای عمومی فرصتی برای طرح مسائل جمعی نیست ، به عنون مثال بسیاری از راهپیمایی ها که در خیابان ها و میادینی همچون آزادی و انقلاب یا در دانشگاه ها رخ می دهد ، در حالي كه دانشگاه‌ و كوچه و خيابان محل چنين گره‌هايي نيست .

          َ

 

 

 

+ یه شهرساز در  جمعه دهم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 3:39 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:امیر حسین | 

طراحی شهری و برنامه ریزی شهری؟

الف:مکمل    ب:متضاد     ج:یکسان     د:هیچکدام

 

( البته لازم نیست با همین دقت و با توجه به گزینه های بالا به سوال جواب بدید...البته ممکنه کامل ترین گزینه وجود هم نداشته باشه و این بیشتر به این دلیله که میخواستم نظرات شخصی خودتون برامون بنویسید نه اینکه به گزینه هایی که طراح سوال براتون گذاشته بله یا خیر بگید....ممنون)

+ یه شهرساز در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 8:22 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:علی | 

 

حق اوست...

 

 

 

نکته مهم در زمینه نظارت بر جنبه های بصری ساختمان های مرتفع تمایز قائل شدن بین یک طراحی خوب از دید معماری و یک طراحی مطلوب از نظر طراحی شهری است.

 

ایجاد دسترسی بصری

بطور کلی ویژگی مثبت بناهای مرتفع فراهم نمودن گستره دید وسیع و دلپذیر برای ساکنان می باشد. اولین و مهم ترین نکته مورد توجه حفظ دسترسی بصری مناسب برای هریک از بناهای مرتفع است که این مسئله بوسیله رعایت فواصل مناسب بین بناها، حفاظت از دید ساختمان های موجود، ایجاد سقف برای حداکثر ارتفاع و یا نحوه طراحی شکل و حجم ساختمان ها، اعمال روش های نظارت بر توسعه همچنین برنامه ریزی های مناسب ایجاد می گردد.

 

 

 

ارتقای ارزش های بصری

            یکی از قابلیت های مثبت بناهای مرتفع بهره گیری از حضور بصری بناهای جدید در سیمای شهر و خط آسمان در جهت ارتقای ارزش بصری نشانه های شهری موجود است.

يكي از راه هاي تقويت ارزش بصري مناظر موجود، علاوه بر اعمال محدوديت در ارتفاع و حجم ساختمان هاي جديد در مسير ديد، تشويق به توسعه اراضي اي است كه در حاشيه و جوانب گستره و زواياي ديد قرار مي گيرند. تشويق به توسعه تا خط زمين در اين اراضي به عنوان ابزاري در جهت تداوم بخشي به بدنه ساختمان ها در جداره خيابان در اطراف مسيرهاي ديد و در نتيجه تأكيد بيشتر بر ارزش مناظر موجود و تشديدگرايي و جذابيت و تقويت تأثير بصري آنهاست.

 

امتزاج بصری نشانه ها

            ترکیب و تلفیق مناسب بناهای مرتفع جدید با ساختار مناظر و نشانه های شهری موجود و در نتیجه حفظ توازن قبلی مناظر در سیما و بافت شهری و خط آسمان یا سایر عناصر کالبدی-فضایی و طبیعی شهر همچنین بهبود توازن بصری مناظر طبیعی یا مصنوعی شهر از مهم ترین جنبه های مدیریت بصری توسعه ساختمان های مرتفع در کشورهای توسعه یافته است.

 

ایجاد نشانه های شهری

            ساختمان های مرتفع به عنوان نشانه های شهری  سهم مهمی در شکل گیری ساختار فضایی و سیمای شهری ایفا می کنند. لازم است كه بدون كاهش خلاقيت ها در معماري، امكان توسعه برج هايي را كه در تضاد با روند شكل گيري ساختار و سيماي مطلوب شهري در چارچوب اهداف توسعه و طراحي شهري و در زمينه هاي زيبايي شناختي، بصري و ادراكي هستند، از میان برداشته شود.

 

 

 

 

تعيين حداقل مجاز عقب نشيني بنا از دو بر جانبي زمين، علاوه بر ارتقاي كيفيت و ايجاد عمق در سيماي شهر، موجب نورگيري فضاهاي داخلي ساختمان ها از همه طرف، جلوگيري از امكان سرايت حريق به بناهاي مجاور، ممانعت از قابليت  فشار افقي بناها بر يكديگر در هنگام زلزله، افزايش قابليت جابه جايي هوا، كاهش تنش و تعارض بصري ميان بناهاي مجاور با اشكال، سبك ها، مصالح، حجم ها و ارتفاعات متفاوت، و افزايش استقلال بصري آنان، و در رابطه با بناهاي مرتفع تر، موجب شكل گيري برج ها در قالب احجام سه بعدي به عنوان نشانه هاي شهري قابل رؤيت از زواياي گوناگون و همچنين ايجاد دسترسي بصري به مناظر و ساير نشانه هاي شهري از داخل طبقات بنا در همه زوايا است، ويژگي هايي كه در بناهاي به هم پيوسته نفي مي گردند.

 

نگاهی به بلندمرتبه سازی در کشور

            دلایل عمده گرایش به ساخت و سازهای بلند عبارتند از:

  • کاهش ذخایر زمین
  • استفاده نسبتا آسان از فولاد و تسریع در امر ساخت و ساز و نیز پیشرفت فنون ساختمان سازی در عصر حاضر
  • تمرکز خدمات در نواحی مرکزی شهرها
  • کاهش هزینه احداث ساختمان (قیمت زمین، قیمت تمام شده ساخت مجتمع نسبت به ساخت جداگانه واحدها)
  • کاهش هزینه برای مصرف کننده و...

 

ضوابط کلی حاکم بر طراحی و ساخت ساختمان های بلند:

  • داشتن فاصله قانونی از پیاده رو یا خیابان- برای ایجاد نور مناسب خورشید در فضاهای عمومی و خیابان ها.
  • داشتن فاصله قانونی این سازه ها از همدیگر ( مثلا 2.5 متر فاصله با فرض حداکثر ارتفاع 27 متر) در مورد ساختمان های بلندتراز 8 طبقه پیروی از ساخت و ساز مستقل و دور از هم توصیه می شود زیرا کمتر از ساختمان های ردیفی و متراکم سایه ساز هستند و همچنین سایه آن ها به سرعت جا به جا می شود. ساخت این بناها نباید باعث انسداد مناظر طبیعی شده و نباید در نقاط نامناسب از منظر شهرسازی ساخته شوند.

 

 

 

 

 

رعایت اصول مهندسی بر اساس آئین نامه های ملی و بین المللی:

  • مکان یابی ساختمان های بلند
  • دور بودن از محل گسل های لرزه خیز
  • نفوذناپذیری و مقاومت کافی خاک محل احداث
  • دور بودن از حریم خطوط انتقال برق
  • دور بودن از حریم مسیل ها
  • عدم ایجاد مشکل از نظر زیست محیطی و آلودگی هوا، زیرا این نوع سازه ها با توجه به میزان عرض و ارتفاع و نیز شکل ظاهری، می توانند به عنوان سدی در مقابل حرکت هوا عمل کرده و آلودگی هوا را افزایش دهند در این مورد بهتر است از شیوه مدادی (ساختمان های باریک) بهره جست.

در ضوبط ترافیکی و دسترسی توصیه می شود این سازه ها حتی المقدور در فاصله 500 متری ایستگاه اتوبوس یا 1000 متری ایستگاه های مترو مستقر شوند.

اتصال مستقیم ورودی این بناها به آزادراه ها و بزرگراه ها ممنوع است مگر بناهای با اهمیت خاص.

 اگرنسبت ارتفاع به عرض در ساختمان ها 2به 1، 1 به 1 و یا 1 به 2 باشد حالت پویا و دینامیک دارد و در صورت تجاوز از نسبت 2 به 1 نوعی احساس ترس از تنگی فضا به انسان دست می دهد.

معمولا برای ساخت سازه های بلند زمین های بزرگ مناسب ترند لذا فرآیند بلندمرتبه سازی باعث می شود  که روند افزایش قیمت زمین های کوچک قطع شده و بین قیمت تمام شده زمین ها با اندازه های متفاوت تعادل برقرار شود.

رعایت تنوع فرم، شکل، مصالح و رنگ سازه باعث خوانایی یک شهر می شود و در چنین شهری می توان به آسانی مکان ها را پیدا کرد، از خصوصیات شهرهای متنوع دارا بودن ساختمان های بلند است.

 

 

 

نمونه موفق

نمونه موفق در بلندمرتبه سازی، ساخت برج 45 طبقه خیابان Frenchurch  شهر لندن می باشد که توسط  Vinoly Architects Rafael  ، شرکت مستقر در نیویورک و لندن طراحی شده است.

 

 

 

این برج جدید که جایگزین برج موجود در سایت خواهد شد با ارتفاعی بالغ بر 630 فوت، حدود 850000 فوت مربع فضای اداری و 12000 فوت مربع فضای تجاری را در خود جای خواهد داد. همچنین در این طرح فضای بزرگ و بی نظیری به شکل یک Skyroom در طبقه چهلم تعبیه شده که با پنجره های بلندی به ارتفاع 4 طبقه و یک تراس بام در بیرون بازدید کنندگان را قادر خواهد ساخت با دید پانورامای 360 درجه نظاره گر شهر لندن باشند.

ساخت این برج جدید با حفظ مناظر حاضر، و تفاوت در فرم و شکل و همچنین مصالح خاص نسبت به سازه های پیرامونی تنوع بصری مناسبی ایجاد می کند، باعث تقویت خط آسمان شهرشده، به سیمای شهر لندن عمق بیشتری می بخشد و به خوانایی شهر کمک می کند.

 

 

منابع

سيماي شهري و قابليت بناها -  دكتر بهرام عبدالله خان گرجي

نگاهي اجمالي به بلند مرتبه سازي در كشور- سيد سعيد حسيني

لندن؛ جولانگاهی برای آرزوهای بلند وینولی -  کمال یوسف پور

 

 

یاحق...

+ یه شهرساز در  جمعه سوم شهریور 1385ساعتو ولم کن ولی 3:19 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 
 
شهرسازنامه اول
می خوای با شهرسازا تماس بگیری؟
شهرسازنامه ها
می خوای بدونی؟
مطالب تخصصی رشته شهرسازی و پست های اختصاصی دانشجویان رشته شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران

شهرسازنامه های قدیمی
شهریور 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
شهرسازان
شهرسازان
مرجان
مهین
آیدا
زهرا
علی
امیر حسین
آزاده
بهاره
فریبا
ماهیار
محمدجواد
معصومه
ملیحه
نرگس
مریم
سینا
میلاد
فاطمه
پدرام
الناز
کیا وبلاگ دارن؟
مست و خراب (وبلاگ مرجان)
باش تا گم نشوم (وبلاگ مرجان)
بچه های شیمی 83 دانشگاه مازندران
rezatpmusic (وبلاگ رضا تقی پور)
خانه ابریشمی (شهرسازی دانشگاه گیلان)
پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری
مهندسی شهرسازی(شهرسازی بجنورد)
urbanphoto
شهرسازی ایران
شهرسازی مشهد
جغرافیای شهری از نگاه من
GIS
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور
شهرسازی و معماری تهران
شهرساز
دنیای یک شهرساز
آمایش و برنامه ریزی منطقه ای
urbanplanninganddesign(بحث و گفتگو در شهرسازی)
دود پراکنده شدم... (وبلاگ محمد بی آزار)
از شار تا شهر
حرف های یک کمی تازه (وبلاگ مهرداد وزیری)
آرونا (پایگاه اطلاع رسانی معماری و شهرسازی ایران)
پابرهنه (وبلاگ معصومه)
کمیته علمی گروه مهندسی شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
شهرسازي 86 اروميه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان