تبليغاتX
شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران
" شهر یعنی مردم "

بررسی  تحول ساخت شهرتهران در قرن معاصر

 

مقدمه

می خواستم مطلبی در مورد طرح جامع 85 تهران جمع آوری کنم راستش مطالب به درد بخوری پیدا نکردم ، شایدم خوب نگشتم... ولی به هر حال این موضوع باعث شد به دنبال تا ریخچه برنامه ریزی درایران برم ....

این نوشته های دنباله دارخلاصه ای از فصل سوم کتاب " از شار تا شهر " نوشته دکتر محسن حبیبی است .که دارای 3 بخش جداگانه است.

بخش اول تحول ساخت شهر در دوران قاجار. بخش دوم این روند تحول در دوران پهلوی و بخش سوم تاملی بر شهر سازی پس از انقلاب 57 .

قبل از شروع ؛ این نکته قابل توجه است که در انقلاب مشروطیت دردوران قاجار بود که به وسیله قوانین جدید ، "حق مالکیت"به رسمیت شناخته شد و دگرگونی های مساعدی در وضعیت قانونی-اجتماعی ایران به وسیله این انقلاب به وجود آمد.

 

ساخت و سازمان شهر و تحول آن دردولت قاجار.

 

سازمان فضایی-کالبدی نیرومند مکتب اصفهان، دلیل محکمی بود تا دولت جدید قاجار نیز تحت تاثیر آن بیشترین اقدامات شهری خود را در درون پایتخت و با ساختن بناهای مردمی به انجام رساند.

تهران از آغاز پابتخت شدنش پهنه دگرگونی های اقتصادی می گردد .

این دگرگونی ها به دنبال انقلاب صنعتی در اروپا و پیوستن ایران به اقتصاد جهانی( با کشف نفت در نیمه دوم قرن نوزدهم در ایران) صورت می گیرد.

دگرگونی هایی که به خواست و نیاز نیروهای برون زا (انگلیس و روسیه ) شکل می گیرند و در بیان کالبدی-فضایی خود تحت تاثیر نیروهای درون زا (فرهنگ خودی و بومی ) هستند.

در نتیجه این دگرگونی ها ارزش های تازه ایی در شهرسازی و معماری به وجود می آید .فضاهای جدید شهری (مدرسه ، دارالفنون ،تکیه دولت ، خیابان های جدید ، میدان و...)مفهوم تازه ایی را بیان می کنند مفاهیمی که نه تنها درپی خواست های جدید شکل یافته بلکه هویتی بومی نیز دارند.

در این میان دو واقعه تاریخی مهم راه تفکر اروپایی را دردوران قاجار به خصوص دولت ناصری (ناصرالدین شاه)باز می کند.

نخست اقدامات اصلاح طلبانه میرزا تقی خان امیرکبیر و سفرهای سلطان و اعضای هیئت دولت به اروپا و دیگری آمدن معلمین ومهندسین اروپایی به مدرسه دارالفنون و به دنبال آن گسترش شهرسازی وشهرنشینی اروپایی.

این وقایع تاریخی تاثیر گذار و پیامدهای اجتماعی ناشی از آن باعث می شود که ما دردوران ناصری با سبکی از فضاهای شهری جدید روبه رو شویم که شاید بتوان آنرا با نام تازه ی " سبک تهران " معرفی کرد.

مهم ترین اسناد تاریخی که گواه وضعیت کالبدی و سازمان فضایی و دگرگونی های تهران باشند، دو نقشه اند.

نقشه اول، نقشه " دارالخلافه تهران " در سال 1233 (ه-ش) است.

 

 

 

 

 

 

این نقشه دارای ویژگی های زیر است:

الف- تهران را با ویژگی های کامل مکتب اصفهان نشان می دهد

ب- عناصراصلی شهر ارگ ،مساجد ، مدارس ، بازار ، محلات و میدان است.

ج- شهر دارای حصاری است که در دوره صفوی ساخته شده است .

د- دربیان کالبدی نیز از چهار عنصر عملکردی حکومت ، مذهب ، اصناف و امت تشکیل شده است.

دومین نقشه ،نفشه " دارالخلافه ناصری " در سال 1256 (ه-ش) است. 

 

 

 

 

 

این نقشه دارای ویژگی های زیر است :

الف- به دنبال اولین سرشماری نفوس و مسکن که درسال1248(ه-ش) انجام گرفت، به شیوه اروپایی و بوسیله مدرسه دارالفنون تهیه شده است.

ب- حاکی از افزایش جمعیت تهران و گسترش آن در دولت قاجار است.

ج- این نقشه توسط " مسیو بهلر " فرانسوی تهیه شده است.

پس از این سرشماری به دلیل اینکه تهران در درون حصار خود جمعیت زیادی را در خود جای می داده است ، دستور برنامه ریزی و طراحی شهر جدید تهران صادر می شود. در سال 1270 (ه-ش) دیوارهای کهن فروریخته و شهر از چهار سو گسترش می یابد. باروی جدید شهر با  12  دروازه به روی جاده ها ومزارع بیرونی گسترده می شود و برای عنصر جدید " خط آهن " دروازه ایی خاص اختصاص می یابد.

اما آنچه که نقشه دار الخلافه ناصری را متمایز می سازد وجود ویژگی هایی درآن است که سبک تهران را از مکتب اصفهان متفاوت می کند.

دگرگونی های ایجاد شده در محله ارگ( قسمت هاشورخورده در نقشه بالا) ایجاد دارالفنون و تکیه دولت، نه به عنوان دخالت های سنگین دربافت قدیم بلکه به دلیل وجود زمین، در محله ارگ صورت می گیرد. همان طور ایجاد بعضی از خیابان ها بر روی خندق های شهر استفاده از فضا محسوب می شود نه مداخله در بافت کهن.

محله در سبک تهران مانند قبل از عناصراصلی سازمان شهری است. اما دیگر محل تظاهرات قومی ، قبیله ایی نیست بلکه از این پس تفاوت میان طبقات اجتماعی را نشان می دهد.محله شمال (محله دولت) و محله جنوب(محله چال میدان) به دو نقشه زیر توجه کنید:

 

1-نقشه تفکیک محلات تهران قبل از گسترش  

2-نقشه تفکیک محلات تهران بعد از گسترش

 

 

 

 

 

 

 

خیابان در سبک تهران دارای 2 الگوی زیر است.

الگوی اول همان سازمان فضایی تحت تاثیر مکتب اصفهان است .

درخت کاری دردوسوی خیابان ، نهرها در اطراف وتک بناهایی که بوسیله باغ و بستان خود از خیابان فاصله می گیرند.

الگوی دوم خیابان هایی هستند که دردو طرف، دارای بناهای ساخته شده بیش از یک طبقه هستند که سازمان کالبدی-فضایی ممتدی را تشکیل می دهند. این نوع خیابان ها با جادادن انواع و اقسام خدمات شهری به عنوان عنصر اصلی توسعه شهر با بازار در مکتب اصفهانی رقابت می کنند.خیابان ها در سبک تهران نه فقط نقش تفریحی (مکتب اصفهان) و نه فقط نقش دسترسی سواره (دوره های بعدی) را دارا هستند بلکه به عنوان یک فضای شهری با هویت زنده خود را مطرح می کنند.

 هم چنین حضور عملکردهای جدید مثل تماشاخانه ، هتل ، بانک ، تلگراف خانه و نظمیه در مجاورت خیابان ها باعث دگرگونی در مفهوم عملکرداجتماعی-فرهنگی شهر تهران می شوند.

عنصر جدیدی که در این خیابان ها  دیده می شود ، آمدو شد وسایل نقلیه عمومی است . استفاده از این وسایل در شروع خود بیش از آن که یک وسیله نقلیه باشند به عنوان یک عنصر تفریحی محسوب می گردد.واگن و تراموای اسبی از این گونه اند .

در پایان باید به این نکته توجه داشت که سبک تهران به عنوان مکمل مکتب اصفهان به کار گرفته می شود و فضای شهری ایجاد شده در این سبک به خوبی درکنار فضاهای کهن شهری نشسته اند وتداوم مکتب اصفهان رانشان می دهند.

نگاهی به تصویر های تهران در زمان قاجار :

 

 

 

 

دروازه شمیران در شمال شرقی تهران یکی از قدیمی ترین دروازه های تهران محسوب می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

در این تصاویراگر به  قرار گیری ساختمان ها در اطراف میدان های  سپه و حسن آباد دقت کنیم، به خوبی الگوی خیابان های سبک تهران پیداست.

دیدن این تصویر هم خالی از لطف نیست ....(نمایی از پمپ بنزین- 1310 )

 

 

 

ادامه دارد... 

 

 

 

 

 

+ یه شهرساز در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 2:39 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:نرگس | 

حق اوست...

 

 

سلام وچون!

یوهههوووووووووووو...

امروز تولد مهینه!!!

 

 

مهین جووووووون تولدت مبارک!!

 

 

 

یاحق...

 

 

 

+ یه شهرساز در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 1:37 بعد از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

ترفندهای محوطه سازی در طراحی فضای سبز

 

در هنگام استفاده از مصالح در محوطه سازی پارک ها و باغات نیاز به توجه تکنیکی در این خصوص وجود دارد. مثلا استفاده از کالار سیمان در پارک ها که امروزه رایج شده و بسیاری از جنبه های زیبا شناختی آنها را نابود ساخته است. زیرا سیمان از نظر ساختار بسیار ناپایدار است، هنگامی که اولین برف می بارد بسیار شاداب و پرطراوت به نظر می رسد اما پس از آن کیفیت خود را از دست می دهد. دومین مساله این است که برف سمبل پاکی و عفت است و این درحالی است که سیمان و بتون معنای وحشت و خشونت را به انسان القا می کند. بنابراین از سیمان و بتون می بایست در مکان هایی از پارک که در معرض دید نیستند مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل سنگ نشان دهنده استحکام، وحدت و جاودانگی است. سنگ در بسیاری از ادیان مقدس است. مثلا در دین اسلام سنگ سیاهی که در کعبه زائرین ان را می بوسند و معتقدند که از بهشت آمده و در هنگام نزول از آسمان به رنگ سفید بوده اما در اثر گناهانی که بشر مرتکب شده سیاه شده است.

 

 

در قدیم دیوار باغها از ملاط ساخته می شدند که بسیار مهربان تر و ملایم تر از سیمان پورتلندی به نظر می رسید. آهک آبی از طریق حرارت دادن گچ و سنگ آهک بمنظور آزاد شدن دی اکسید کربن، بدست می آید. هنگامیکه این مواد دوباره با آب مخلوط شدند و در معرض هوا قرار می گیرند و دوباره با دی اکسد کربن ترکیب شده و به همان حالت شیمیایی اولیه باز می گردد. دی اکسید کربن به استحکام لایه های بیرونی ملاط می افزاید و بهمین دلیل شاید یک قرن بتواند استحکام خود را حفظ کند. این نوع ملاط امروزه از نظر ساختمان سازان دور مانده است در صورتیکه هنوز هم می توان از آن در محوطه سازی پارک ها و باغات استفاده کرد.

 

 

مثلا امروزه استفاده از آجر و خشت به کلی از مد افتاده تلقی می شود. اما باید بدانیم که دوام این محصول می تواند با توجه به کیفیت آن مناسب باشد. خشت های گلی که شهر باستانی بابل به کار می رفته بوسیله شل دادن به گل مرطوب درست شده است. این بلوک های گلی سپس در مقابل نور آفتاب خشک می شوند و در مکان مناسب مورد استفاده قرار می گرفتند و در ساخت خانه ها کاربرد داشته اند.

حدود 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح انسان این مساله را دریافته بود که هنگامی که گل مرطوب خشک شود تبدیل به ماده ای سخت می شود. در آن زمان از گل رس برای ساخت ظروف استفاده می شد. رومی ها مهارت لازم را در ساخت خشت کسب کرده و سپس این هنر را در اختیار مردمان شمال اروپا قراردادند. این خشت ها در قرون وسطی در ساخت دودکش ها و مناره کلیساها مورد استفاده قرار گرفت. البته امکان این نبود که در کوره های آجرپزی ابتدایی این خشت ها در دمای بالایی درست شوند.بعد از 1200 سال پس از میلاد مسیح کشورهای سفلی مانند هلند و جنوب انگلستان مبادرت به ساخت این خشت ها ورزیدند. اما در زمان حاضر این خشت ها و در واقع آجر ها به اندازه استاندارد رسیده اند اما در ساخت دیوار باغاها کاربردی ندارند، آجرهای دست ساز از نظر ساختار به گونه ای هستند که هرگز ماشین نمی تواند ان را بسازد؛ آجر های دست ساز را می توان به اندازه مورد نیاز ساخت. این طور به نظر می رسد که آجرهای دست ساز از نظر زیبایی و آذین بندی بهتر از آجرهای کارخانه ای است، البته هزینه دستمزد ساخت آنها از مواد خام بیشتر می شد؛ این مساله هم حل شد و زیبایی حاصله جای خود را به پرداخت هزینه های کلان داد. در دهه سوم قرن بیستم "وینستون چرچیل" به ساخت خشت و آجر و کارگران این حرفه بسیار اهمیت می داد.

 

سفال هم یکی از مصالح قدیمی است که در امر محوطه سازی باستان اهمیت بسیاری داشته است. سفال همان گل رس است که در دمایی پایین تر از کوره آجرپزی خشک می شود و به رنگ سرخ بسیار زیبایی در می آید و در گذشته بیشتر در ساخت ظرف و ظروف مورد استفاده قرار می گرفت. امروزه بسیاری از کارخانه ها به جای اساتفاده از پلاستیک و بتون استفاده از این ماده را توصیه می کنند. بسیاری از باغهای بر جای مانده از مصر باستان و روم دارای دیوارهای رنگین بوده اند که دلیل آن استفاده از گل رس و سفال بوده است. در زمان برگزاری فستیوال ها برای تزئینات روی دیوارهای پارک ها و باغها می توان از سفال استفاده کرد. هن.ز هم "توسکانی" در ایتالیا در مرکز ساخت سفال قرار دارد.

 

استفاده از سایه ها

حرکت دورانی زمین، حرکت قابل پیش بینی و تدریجی سایه را در صفحه یک ساعت آفتابی سبب می شود. یک اصل مهم در این زمینه این است که ساعت آفتابی می بایست در یک مکان دقیق و حساب شده طراحی شود و انتخاب این مکان از اهمیت خاصی برخوردار است. طول عقربه ساعت آفتابی به زمان، عرض جغذافیایی ساعت آفتابی، موقعیت زمین در چرخش روزانه این بستگی دارد. وضعیت سایه عقربه های در دو ساعت آفتابی همسان یک زمان واحد اما در دو باغ متفاوت، هیچگاه یکسان نخواهد بود.

نور خورشید در اثر تبدیل هیدروژن به هلیوم تولید می شود و 8 دقیق زمان می برد تا مسافت 149.6 میلیون کیلومتری از خورشید به زمین را بپیماید. اگر در ساختمان این ساعت ها به دقت بنگریم تا حدودی شگفت زده خواهیم شد. این ساعت ها بیشتر در بالای برج کلیسا نصب می شود چون زمان امر مقدسی است. چون این ساعت ها خودبخود تنظیم می شوند و اصلا نیازی به تنظیمات ندارد.

یکی از صاحبنظرن در مورد این ساعت ها می گوید : "خدای بزرگی که خورشید را طوری قرار داد تا بر شب و روز فرمانروایی کند و ستاره ها را آفرید تا شب را مغلوب خود کنند، طبیعت بشر را هم طوری خلق کرده که با این تغییرات متناوب سازگاری داشته باشد و این میل را در وجود او قرار داده تا همواره در صدد پی بردن به چگونگی گذران دقایق و لحظه ها و در نهایت زندگی باشد.

ساعت آفتابی تنها 4 روز در طول سال با ساعت های مکانیکی مطابقت می کند: 16 آوریل، 14 ژوئن، 2 سپتامبر و 25 دسامبر و در طول سال کبیسه هم این تطابق تا حدودی وجود دارد. در روزهایی غیر از این تاریخ هایی که ذکر شد در بقیه روزها در حدود 16 دقیقه این زمان عقب تر از زمان رسمی و یا 14 دقیقه جلوتر از زمان رسمی می باشد. علت این امر این است که زمین در مدار بیضی شکلی دوران می کند و زمانی که به خورشید نزدیک می شود حرکتش سریعتر

می شود. هنگامی که سرعت حرکت خورشید بیشتر می شود، زمان خورشیدی جلوتر از زمانی که بر روی ساعت های مکانیکی نشان داده می شود، است.

ساعت های آفتابی باید طوری تنظیم شوند که اطلاعات نجومی را منعکس کنند. مثلا هنگامیکه سرعت کند و یا تند می شود این مسئله را نشان می دهد که سرعت زمین افزایش و یا کاهش یافته است. قرار دادن یک صفحه میزانگر در صفحه ساعت آفتابی می تواند این زمان را به زمان رسمی تبدیل کند.

چون ساعت های مکانیکی چون با زمان رسمی و استاندارد یک کشور تنظیم می شوند در بشتر موارد نمی توانند ظهر واقعی را نشان دهند. مثلا اگر انسان بخواهد بداند که خورشید چه موقع به سمت الرأس خود می رسد و باغ در چه وقت به بیشترین میزان روشنایی دست پیدا می کند. علامت و مشخصه ظهر راهترین راه برای نشان دادن سمت الرأس خورشید است. این مشخصه می تواند خط راستی باشد که در امتداد سایه محور عمود در هنگام ظهر می افتد.

 

 

برگرفته از خبرنامه شهرنما

 

 

 

+ یه شهرساز در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 1:20 بعد از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:فاطمه | 

دستیابی به مقیاس انسانی

 

 

 

در رهگذر نیل به مقیاس انسانی متناسب ، فرم ساختمان های جدید مشکل آفرین است. بیشتر ساختمان های جدید بزرگ و تاوه ای شکل هستند . این ساختمان ها حرکت آزاد عابرین را مسدود می کنند. باید بکوشیم محیط های شهری نفوذ پذیر باشند و مردم برای حرکت در ساختمان ها و فضای بین آنها ترغیب کنیم .

 

 

 

 

محصوریت فضاهای عمومی نه تنها دستیابی به مقیاس انسانی را آسانتر می کند بلکه در ایجاد حس امنیت و آرامش در مردم نیز بسیار مهم است.این فضاهای محصور می توانند طیف و سیعی را شامل شوند: ازمیدان های بزرگ شهری ، میدان کوچکی در یک دانشگاه رسمی ( جیزی مثل میدان n ضلعی با سقف تازه نصب شده دانشکده خودمون که متاسفانه عکسی ازش نداشتم ) ، خیابان سرپوشیده ای برای خرید و فروش ...گرفته تا حیاط های مرکزی کوچک در ساختمان های مسکونی.

 

 

 

 

 

این فضاها ممکن است کاملا عمومی باشند و برخی دیگر نیمه خصوصی  که دسترسی عمومی - بسته به زمان یا هدف مراجعه -  محدود می شود .برخی دیگر کاملا خصوصی هستند ولی امکان نگاه اجمالی به انها از عرصه عمومی وجود دارد و به همین دلیل امکان ارتباط محدود با آنها امکان پذیر شده است.

 در خیابان هایی که فضای وسیعی به حرکت پیاده اختصاص داده شده است حفظ مقیاس انسانی اندکی مشکل تر می شود. در این صورت حذف تردد خودرو ها از میان خیابان ها باعث ایجاد فضای خالی وسیعی  می شود.در این موارد پر کردن این فضای خالی با انواع مبلمان به صورت آشفته راه حل مناسبی نیست و هرگز نمی تواند مقیاس انسانی رضایت بخشی را فراهم کند. این عناصر همچنین برای افراد – به ویژه سالمندان ، نابینایان و معلولان – نیز می تواند خطر آفرین باشد.

 

 

 

 

در طراحی باید حفظ مقیاس انسانی و انسجام خیابان به عنوان یک کل مورد هدف قرار گیرد

انچه برای چنین فضاهایی پیشنهاد می شود :

کف سازی های متنوع اما با حفظ انسجام کلی ، وجود ویترین های جذاب ، چیدن محصولات و تولیدات در پیاده رو ، تدارک خوردن و نوشیدن در فضای بیرون ، ایجاد دید به داخل ساختمان و فعالیت های واقع در داخل ، نمایش آثار هنری و کاشت گیاهان ، بوته ها و درختان خیابانی مناسب ،  استفاده از تندیس های شهری یا هر جسم شاخص دیگر در محل تلاقی مسیرها برای تاکید بیشتر.(برگرفته از کتاب شهرسازی شهروندگرا ،فرانسیس تیبالدز)

در اینجا می توانید چند نمونه موفق را مشاهده کنید :

 

 

 

 

 

 

حرف آخر این که امیدوارم تابستان خیلی خوبی داشته باشید...

 

 

 

 

+ یه شهرساز در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 12:37 بعد از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مریم | 

حق اوست...

 

 

توللللللللللللللللللللللد

توللللللللللللللللللللللد

تولدت مبارررررررررررررک

مبارک مبارررررررررررررک

تولدت مبارک...

 

 

بچه ها امروز تولد سیناست!

سینا جان تولد مبارک

خیلی مبارک!

+ یه شهرساز در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 12:1 بعد از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

 

بلند ترین ساختمان های جهان که با دیدی شهرگرایانه می توان آنها را شهرهای بلند مرتبه در مراکز مادرشهرها به حساب آورد در لیستی که توسط اعضای انجمن ساختمانهای بلندمرتبه گردآوری شده اند ، به قرار زیر است

 

 

1. همان طور که در نمودار می ببینیم " تایپه 101 "با پیشی گرفتن از برجهای دوقلوی "پتروناس" در تایوان بلند برین ساختمان جهان است ، که اولین ساختمان بلند مرتبه ی ساخته شده در قرن 21 به شمار می رود .

طراحی آن از معماری سنتی چینی، به شکل "پاگودا" الهام گرفته شده است که نماد قدرت ، ارتجاع ، ظرافت و زیبایی است .

از نکات قابل توجه دیگر آن می توان به 800 تن میزان کننده اشاره کردکه به ثبات آن در مقابل طوفان ها و زلزله کمک می کند .

این برج دارای 101 طبقه و ارتفاع 508 متر است که ساخت آن در سال 2004 به پایان رسیده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.

2. دومین و سومین ساختمان بلند جهان برج های  دو قلوی" پتروناس" درکولالامپور مالزی هستند .

 

 

  همانند برج تایپه 101 بخش

  قابل توجهی ازارتفاع برج های 

  پتروناس نیز به مناره های

  مخروطی آنها مربوط است ،

  نه به فضای قابل استفاده آنها.

  هردوی آنها دارای ارتفاع

  452 متری هستند و 88 طبقه

  دارند.

 

 

 

.

3. ساختمان" سیرز " در شیکاگو  از سال 1974 تا 1996 بلند ترین ساختمان جهان بود پیش از آنکه برج های دو قلوی مالزی در این رقابت پیروز شوند .

این ساختمان از کنار هم قرار گرفتن 9 برج با ارتفاع های متفاوت و پلان های مربعی تشکیل شده است و جمعا ساختمان عظیم و حجیمی را پدید می آورند که تا بلند ترین نقطه اش 450 متر ارتفاع پیدا می کند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساخت برج سیرزدر سال 1974 به پایان رسیده است و دارای 110 طبقه می باشد.

. و بالاخره برج "جین ماو" در چین، پنجمین ساختمان بلند جهان است. این ساختمان نیز بر اساس معماری سنتی چینی در سال 2003 در شانگهای ساخته شده است .این ساختمان به گونه ایی بنا شده است که در مقابل 6 ریشتر قدرت زلزله مقاومت می کند. ارتفاع آن 421 متر است و 88 طبقه دارد.

 

 

    معیارهایی که برای تشخیص بلندترین ساختمانهای جهان به کار گرفته  می شوند توسط اعضا و نمایندگان انجمن ساختمان های بلند مرتبه و مراکز شهری که نمایندگان مردم در زمینه ساختن محیط ، تحقیقات ، صنعت و آموزش هستند، جمع آوری شده است .

اینکه چه چیزی باعث تفاوت میان یک ساختمان و برج می شود را می توان اینگونه توضیح داد که ساختمان Building"  " به عنوان ساختاری در نظر گرفته می شود که به طور مشخص برای سکونت ، تجارت و اهداف صنعتی ساخته شده باشد .در صورتیکه برج ها ""Towerمی توانند برجهای مخابراتی و غیره باشند و در این لیس که به طور مثال برج پتروناس که نام برج دارند به صورت عملکردی برج محسوب نمی شوند.

ارتفاع مورد نظربرای اندازگیری، از سطح پیاده رو در مقابل در ورودی اصلی ساختمان ، شروع وتا بالا ترین سازه آن ادامه می یابد. اما آنتن های تلوزیونی ، رادیویی و تیرهای پرچم از لیست خارج اند.

نکته دیگر اینکه سالی که ساختن سازه به طور کامل به پایان می رسد در لیست ثبت می شود.

بنابراین موارد، برج ها رتبه بندی مخصوص به خود را دارند که با این فرض برج CN در کانادا که برجی مخابراتی است و جنبه گردشگری داردبا 553 مترارتفاع بلند ترین برج جهان است . برج میلاد تهران در این لیست رتبه 4 رابا 420 متر ارتفاع ، به خود اختصاص داده است.

 

 

ب-روند شهری شکل گیری این نوع ساختمان ها

 پس از جنگ جهانی دوم دولت های اروپایی و هم چنین ایالت متحده برای کاهش و تخفیف مشکل کمبود مسکن ناشی از جنگ به اجرای برنامه ریزی هایی روی آوردند که در نتیجه آن، زمین در قسمت مرکزی شهرها به دست زمین خورها و بساز بفروشها ی سرمایه دار بزرگ افتاد که پیامد آن همان ساختمان های اداری و دفتری بود که به گونه ایی زیادشونده ، مرتبا ساختمان های مسکونی را به سوی حومه ها می راند .درمفهومی متفاوت ، کارکرد زندگی (سکونت) ، از مراکز شهری محو شد و حومه های دلگیرو کسل و تک کارکردی ،هم چون قارچ و بدون کنترل در حاشیه شهرها می روییدند .

این سبک از برنامه ریزی که برپایه ی شهرسازی خردگرایانه استوار بود اساسا در دو کشور آلمان غربی و فرانسه که بیش از سایر کشورها از جنگ ضربه خورده بودند پی ریزی شد.

محله های کار و تجارت که در طول روز وجه مشخصه آنها رفت و آمدهای پرتراکم ،شلوغ و فعالیت های پرتب وتاب بود ، بعد از تاریکی هوا به کلی تخلیه می شدند و مردم در حالت انزوا و غربت در زیستگاهای حومه ایی به سر می بردند.

برای مقابله با این وضعیت ، یک سیاست مشترک مردمی برای احداث واحدهای مسکونی وسیع آغاز شد .

یکی از این سیاست ها توسعه شهر در بعد سوم ، یعنی ارتفاع بود .به این ترتیب ساختمانهای بلند مرتبه از ویژگیهای مثبت آنها بود در داخل شهرها رو به آسمان سر برافراشتند .تا فعالیت اجتماعی شبانه روزی را به مرکز مادرشهرها بازگردانند.به عنوان مثال می توان به ساختمان سیرز در شیکاگو اشاره کرد.که پیوندی محکم مستحکم بین فعالیت های مسکونی ، تجاری و صنعتی برقرار کرده است.                                                                                  

                                                                 

   " نارسیس"

 

 

 

 

+ یه شهرساز در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعتو ولم کن ولی 1:0 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:نرگس | 
 
شهرسازنامه اول
می خوای با شهرسازا تماس بگیری؟
شهرسازنامه ها
می خوای بدونی؟
مطالب تخصصی رشته شهرسازی و پست های اختصاصی دانشجویان رشته شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران

شهرسازنامه های قدیمی
شهریور 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
شهرسازان
شهرسازان
مرجان
مهین
آیدا
زهرا
علی
امیر حسین
آزاده
بهاره
فریبا
ماهیار
محمدجواد
معصومه
ملیحه
نرگس
مریم
سینا
میلاد
فاطمه
پدرام
الناز
کیا وبلاگ دارن؟
مست و خراب (وبلاگ مرجان)
باش تا گم نشوم (وبلاگ مرجان)
بچه های شیمی 83 دانشگاه مازندران
rezatpmusic (وبلاگ رضا تقی پور)
خانه ابریشمی (شهرسازی دانشگاه گیلان)
پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری
مهندسی شهرسازی(شهرسازی بجنورد)
urbanphoto
شهرسازی ایران
شهرسازی مشهد
جغرافیای شهری از نگاه من
GIS
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور
شهرسازی و معماری تهران
شهرساز
دنیای یک شهرساز
آمایش و برنامه ریزی منطقه ای
urbanplanninganddesign(بحث و گفتگو در شهرسازی)
دود پراکنده شدم... (وبلاگ محمد بی آزار)
از شار تا شهر
حرف های یک کمی تازه (وبلاگ مهرداد وزیری)
آرونا (پایگاه اطلاع رسانی معماری و شهرسازی ایران)
پابرهنه (وبلاگ معصومه)
کمیته علمی گروه مهندسی شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
شهرسازي 86 اروميه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان