تبليغاتX
شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران
" شهر یعنی مردم "
با سلام

امسال شکر خدا نتایج دانشگاه مازندران خیلی عالی بود و سال گذشته رو جبران کردیم.

دوست داریم شادیمون رو با همه قسمت کنیم:

 

آزاده نتاج-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۱

علی ترکمن-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۲

مصطفی دهقانی-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۴

مرجان بابائی-۸۳ (طراحی شهری): ۷

امیرحسین رضی پور-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۱۱

کاوه اسدپور-۸۴ (برنامه ریزی شهری): ۲۱

نینا الوندی پور-۸۴ (برنامه ریزی شهری): ۳۱

شهرزاد عموزاد-۸۳ (برنامه ریزی شهری): ۴۴

مونا زارع-۸۴ (برنامه ریزی شهری): ۴۷

سارا معیری-۸۳ (طراحی شهری): ۵۸

مهین غزائیان-۸۳ (طراحی شهری): ۷۳

 

جا داره اسمی هم از سینا شهاب برده بشه که پارسال با رتبه ۱ غم و غصه همه مون رو کم کرد!

دلم نیومد آخرین عکس دسته جمعی مون رو که مربوط به روز معلمه نذارم!

یادش بخیر!

 

 

ان شاء الله همه موفق باشید!

برای ما طراحی ها هم دعا کنید اسکیس رو خوب بدیم!

 

 

یاحق...

 

 

+ یه شهرساز در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعتو ولم کن ولی 0:48 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

·         new urbanism

  نوشهرگرايي ايجاد و ترميم جوامعي با ويژگي هاي گوناگوني ، قابليت پياده روي ، فشردگي ، تحرك و داراي كاربري مختلط تركيب شده از همان اجزاي توسعه مرسوم و شناخته شده اما جمع شده در يك سبك با اختلاط بيشتر را به شكل جوامع كامل ترويج وتقويت مي كند. اين اجزا عبارتند از مسكن، محل كار، مراكز خريد، مكان هاي تفريحي، مدارس، پاركها و تسهيلات ضروري براي زندگي روزانه ساكنان با مسير پياده مناسب براي هركدام . نوشهرگرايي استفاده بيشتر از قطارها وlightrail را به جاي جاده ها و بزرگراههاي پيشنهاد مي كند. زندگي شهري در حال تبديل شدن به بخشي جديد و روشي مدرن براي زندگي مردم در سنين مختلف است . اخيرا بالغ بر 500 پرو‍ژه نوشهرگرايي طراحي شده و يا در دست تهيه تنها در ايالت متحده است كه نيمي از آنها در بخش مركزي شهرهاست.

نوشهرگرايي مهم ترين جنبش طرح ريزي در قرن اخير است. اين جنبش عبارت است از خلق يك زندگي بهتر براي آينده همه ما . يك حركت بين المللي براي اصلاح طراحي محيط انسان ساخت و ارتقاي كيفيت زندگي ما و معيارهاي زندگي بوسيله ايجاد مكاني بهتر براي زندگي.

نوشهرگرايي عبارتست از تجديد حيات هنر گمشده خلق مكان كه ضرورتا يك نظم دهي دوباره به محيط انسان ساخت براي تبديل شدن به شهرهاي بزرگ، كوچك، روستاها و واحدهاي همسايگي نيازمند است همان راهي كه جوامع گذشته براي قرنها در سرتاسر جهان از آن استفاده كرده اند. نوشهرگرايي شامل نثبيت و دروني كردن توسعه در شهرها به همان نسبتي است كه براي ايجاد يك شهر كوچك فشرده و يا روستا مورد نظر است.

·         The principles of the  new urbanism  اصول نوشهر گرايي                                                                           

1.  قابليت پياده روي "walkability"

-       بيشتر خدمات با مسير پياده اي با زمان 10 دقيقه بين خانه و محل كار

-       طراحي خيابان ها براي مسير پياده اي دوستانه ( ساختمان ها در مجاورت خيابان ، ايوان ها، پنچره ها و درها. خيابان هاي تشخص يافته با رديف درختان. پاركينگ حاشيه اي و قطعات پاركينگ پنهان. گاراژها در خيابان هاي پشتي ، پهناي كم خيابان و خيابان هايي با محدوديت سرعت اتومبيل).

-       خيابان هاي براي پياده با آزادي عبور سواره در موارد ويژه

2.  ارتباط " connectivity"

-       شبكه خيابان هاي متصل به هم بطوريكه ترافيك را پخش كرده و پياده روي را آسان سازد.

-       سلسله مراتبي از خيابان هاي كم پهنا، بلوارها و كوچه ها

-       شبكه از پياده راه ها باكيفيت بالا و قلمروهاي عمومي كه باعث لذت بخشي به پياده روي مي شود.

3.  اختلاط كاربري و گوناگوني "mixed-use & diversity"

-       تركيبي از فروشگاه ها ،‌ادارات، آپارتمان هاي مسكوني و خانه ها در محدوده همراه با تركيب هاي متفاوتي از واحدهاي همسايگي ،‌بلوك ها و ساختمان

-       گونه هاي مختلف مردم از سنين متفاوت ، گروهها ، فرهنگ ها و نژادها به همراه بناها

4.گوناگوني مسكن "mixed-used"

-طيفي از گونه ها ، مساحت ها و قيمت هاي مختلف در يك محدوده هم جواري

5. كيفيت معماري و طراحي شهري"quality architecture & urban design"

-تاكيد بر زيبايي ،ظرافت ، آسايش انساني و خلق حس تعلق به مكان . مكان هاي ويژه از امكانات شهري و محل هايي براي اجتماع . معماري با مقياس انساني و محصوريت زيبا كه روح انساني را پرورش مي دهد.

6. ساختار واحدهاي همسايگي سنتي"traditional neighborhood structure"

-مراكز و محدوده هاي قابل تشخيص

-فضاهاي عمومي در مركز

- اهميت كيفيت فضاهاي عمومي، فضاهاي بازعمومي طراحي شده به عنوان هنر شهري

-شامل طيفي از استفاده ها و تراكم ها با 10 دقيقه مسير پياده

-برنامه ريزي برش عرضي"transect planning" : بالاترين تراكم در مركز شهر ، بطوريكه به طرف مرزها كمتر شود. برش عرضي عبارتست از نظامي از تجزيه و تحليل كه تقويت عناصر دوتايي را به تصوير مي كشد.  خلق يك رشته از سكونتگاه هاي طبيعي ويژه و يا اقامتگاه هايي با زندگي شهري. روش برش عرضي روش شناسي محيط  براي ارزيابي سكونتگاهها به همراه روش شناسي منطقه بندي اراضي را براي طراحي جوامع در كنار هم قرار مي دهد. مرز مشخص ميان محيط طبيعي ومحيط انسان ساخت محو مي شود. اين روش باعث توانايي محيط شناسان براي ارزيابي طراحي در سكونتگاه هاي انساني و شهرسازان براي حمايت از قابليت زيست در طبيعت  مي شود. اين سلسله مراتب روش برش عرضي براي هر بخش گونه اي از خيابان ها و ساختمان ها اختصاص مي دهد كه در طول اين زنجيره قرار مي گيرند.

7. تراكم افزايشي"hncreased density"

-ساختمان ها ،‌اقامتگاهها،‌ فروشگاهها و خدمات بيشتر جمع شده در كنارهم براي تسهيل پياده روي ،‌ براي امكان استفاده كارآمد از خدمات و منابع، براي خلق يك مكان با آسايش و لذت بيشتر براي زندگي.

8. حمل و نقل هوشمند"smart transportation"‌

-شبكه اي از شهرهاي بزرگ، كوچك و واحدهاي همسايگي كه با قطارهايي با كيفيت بالا به يكديگر متصل هستند.

-طراحي دوستانه پياده كه يك استفاده بيشتر از دوچرخه ها،rollerbladeها ،scooterها و پياده به عنوان حمل و نقل روزانه را تقويت مي كند.

9.پايداري"sustainability"

-تاثير كمتر توسعه و عمليات آن بر محيط

-استفاده كمتر از سوخت هاي تجديد ناپذير

-توليد محلي بيشتر

-پياده روي بيشتر و رانندگي كمتر

10.كيفيت زندگي"quality of life"

گردهم آوردن تمام موارد ذكر شده براي بالابردن كيفيت زندگي با ارزش هاي مناسب زندگي و خلق مكان هايي كه روح انسان را غني مي سازند، بالا مي برند و الهام مي بخشند.

 

·         Benefits of new urbanism

فوايد نوشهرگرايي

كيفيت بالاي زندگي، مكان بهتر براي زندگي، كار،‌ تفريح ، ارزش هاي پايدارتر دارايي ها . تجمع كمتر ترافيك و رانندگي كمتر،‌ سبك زندگي سالم تر به همراه پياده روي بيشتر و فشارو اضطراب كمتر، مجاروت نزديك به خيابان هاي اصلي خرده فروشي و خدمات، مجاورت نزديك با مسيرهاي دوچرخه، پارك ها و طبيعت. گروههاي دوستانه پياده فرصت هاي بيشتري براي شناختن يكديگر در واحدهاي همسايگي و شهرهاي كوچك در اختيار مي گذارد كه نتيجه آن روابط عميق تر ميان مردم است ، يك شهر دوستانه تر. آزادي و استقلال بيشتر براي كودكان و سالخوردگان، و جامعه فقيرتر توانايي بيشتري براي يافتن شغل خواهند داشت. تفريح و خدمات بدون نياز به خودرو و كسانيكه آنها را برانند. صرفه جويي مناسبي براي ساكنان و هيئت مديره مدرسه براي كاهش هزينه هاي اتوبوس هاي مدرسه است كه با امكان پياده روي و استفاده دوچرخه بوسيله كودكان در مدارس واحدهاي همسايگي محقق مي شود. گوناگوني بيشتر و ابعاد كوچكتر ،‌فروشگاه ها و خدمات تخصصي تر با مالكيت محلي كسانيكه عضوي از جامعه هستند. ذخيره بيشتر با رانندگي كمتر، خودروي شخصي كمتر، ناهماهنگي كمتر، تجمع غيرمنظم و پراكنده براي غلبه بر روزانگي. حس تعلق نسبت به مكان و هويت جامعه با معماري هاي شاخص بيشتر. فضاهاي باز بيشتر براي لذت بردن كه هم چنين فضاهاي عمومي را ماندگارتر مي سازند. استفاده كارآمدتر از درآمد ماليات كه هزينه كمتر در گسترش خدمات و راه ها آن را امكان پذير مي سازد.

·         Benefits of businesses

فوايد نوشهرگرايي در تجارت

به دليل ترافيك پياده بيشتر و مردمي كه هزينه كمتري براي ماشين و سوخت آن مي پردازند، فروش افزايش مي يابد. به دليل هزينه كمتر در تبليغات و تابلوها و نشانه هاي كوچكتر، سود بيشتري به دست مي آيد. سبك زندگي بهتر از طريق زندگي برروي طبقات بالاي واحدهاي تجاري_ساختمان هاي مختلط_كه دغدغه كاري و هزينه رفت و برگشت به محل كار را كاهش مي دهد. به دليل مجاورت نزديك تر و همكاري و مشاركت بيشتر با ديگر واحدهاي تجارت هاي محلي ، مقياس هاي مختلف اقتصادي در بازار به وجود مي آيد. فضاهاي كوچك تر ، نهفتگي تجارت هاي كوچك محلي را تقويت مي كند(به آنها فرصت فعاليت مي دهد). فضاي كوچك تر و قطعات پاركينگ كمتر منجر به اجاره كمتر مي شود. به دليل پياده روي بيشتر و نزديك بودن به رستوران هاي سالم تر ، سبك زندگي سالم تر مي شود. گروههاي اجتماعي محلي به وجود مي آيند كه در مسائل جامعه خود را درگير مي سازند

·         Benefits of developers

فوايد نوشهر گرايي براي توسعه دهندگان

به دليل تراكم بيشتر ناشي از اختلاط كاربري آنهم به سبب قابليت اجاره كردن قطعات به وسيله گروههاي مختلف اقتصادي در فوت مربع،‌ پتانسيل درآمدي افزايش مي يابد. به دليل ارزش هاي بيشتر در دارايي و طيف متنوع تري از قيمت هاي فروش، فروش نيز افزايش مي يابد. در جوامعي كه با رشد هوشمند تطبيق داده شده  اند به علت مشاركت بيشتر در استفاده از فضاها در طول روز و شب،‌ توافق عمومي سريع تر به دست مي آيد كه نتيجه آن صرفه جويي هزينه/زمان خواهد بود. صرفه جويي در هزينه در تسهيلات پاركينگ در جزئيات اختلاط كاربري به دليل استفاده بيشتر از فضا در طول روز و شب كه خود به مرور منجر به كمتر شدن نياز به فراهم آوردن پاركينگ مي شود. نياز كمتر به تسهيلات پاركينگ به دليل تركيب سكونت و استفاده از خدمات،‌همراه با مسير پياده از هركدام. اثر كمتر بر ترافيك/ جاده كه خود منجر به تاثير كمتر بر اجاره مي شود. هزينه كمتر خدمات به دليل اصل فشردگي در طراحي نوشهرگرايي پذيرش و مقبوليت بيشتري در نزد عموم به دست مي آورد. فروش يكجاي بيشتر به علت پذيرش خريداران  كه نيز خود به دليل ميزان توليد بيشتر در نتيجه شراكت گسترده تر است.

 

 

 

·         Benefits of municipalities

فوايد نوشهر گرايي براي شهرداري ها

پايداري ارزش پايه ماليات. سرمايه گذاري كمتر در زير ساخت ها و تسهيلات در هر مركز از هر نوع توسعه حومه اي كه به علت اصل فشردگي  و تراكم بالادر طرح ها به دست مي آيد. به دليل تجمع بناها در بخشي كوچك پايه ماليات افزايش مي يابد. نيز قابليت پياده روي منجر به تجمع ترافيك كمتر مي شود. حضور مداوم مردم در طول روز وشب عاملي موثر در كاهش جرايم و انرژي براي كنترل نظم منطقه تحت پوشش شهرداري مي شود. مقاومت كمتر مردم و ساكنان در مقابل جامعه. هم پوشاني بهتر تصوير جامعه و احساس تعلق به مكان. انگيزه كمتر براي پراكندگي و پخشايش زمانيكه هسته شهري مركز رغبت آميز و خوش آيند است. سهولت ايجاد راه هاي جديد در مناطقي كه وجود ندارند و هم چنين بهبود آن در موقعيت هاي موجود. مشاركت شهري بيشتر گروههاي مختلف اجتماعي كه منجر به اداره بهتر شهر مي شود.

·         Ways of implement new urbanism

     راه هاي انجام نوشهر گرايي

تاثيرگذارترين راه براي رسيدن به نوشهرگرايي تهيه طرح براي آن و تبديل آن به كدهاي منطقه بندي كاربري و توسعه است. اين عمل    توسعه هاي بعدي را در جهت نوشهرگرايي هدايت مي كند. نوشهرگرايي بهترين طرح براي همه لايه ها و سطوح توسعه است:

1/تك ساختمان ها 2/ گروههاي ساختماني 3/بلوك هيا شهري 4/واحدهاي همسايگي 5/شبكه واحدهاي همسايگي 6/شهرهاي كوچك 7/شهرهاي بزرگ 8/مناطق

به طورفزاينده اي تكنيك هاي برنامه ريزي منطقه براي كنترل و شكل دهي به رشد به سوي فشردگي ، تراكم بالا، اختلاط كاربري در واحدهاي همسايگي ، روستاها و شهرهاي كوچك و بزرگ است. در طراحي سيستم جديد حمل و نقل (به جاي جاده هاي بيشتر) زماني بهترين نتيجه به دست مي دهد كه هماهنگ با برنامه ريزي منطقه اي زمين صورت گيرد، كه به عنوان توسعه حمل و نقل جهت داده شده شناخته مي شود (TOD). در همين زمان تجديد حيات بخش هاي شهري توسعه دروني را به سوي بازگشت به مناطق مركزي  تقويت مي كند. برنامه ريزي و طرح ريزي براي رشد متمركز بيش از اجازه به آن براي گسترش نامنظم ، پتانسيل براي افزايش كيفيت محيط را دارا مي باشد. هم چنين از پيشروي  بحراني شدن مشكلات و تنزل محيطي تدريجي كه به وسيله رشد نامنظم به وجود آمده است،  جلوگيري مي كند.

·         Obstacles to overcome

    موانع براي چيره شدن

    يكي از مهم ترين موانع براي غلبه برآن كدهاي منطقه بندي كاربري به صورت محدودكننده و نادرست است. كه اخيرا در بيشترشهرداري هاي به عنوان مشكل اصلي رواج دارد. كدهاي اخير به نوشهرگرايي اجازه ساخت نداده اما درعوض پراكنندگي و پخشايش را گسترش مي دهد. پذيرفتن اصل TND و يا نظامي از كدهاي هوشمند به نوشهرگرايي اجازه مي دهد تا به سولت به مورد اجرا درآيد بدون اينكه نيازي به دوباره نوشتن كدها باشد. مانع ديگري كه اهميت آن در رديف مانع نام برده است عبارتست از تداوم ساختمان هاي كنار جاده و گسترش آنها در هر ايالتي در امريكاست . اين امر رانندگي بيشتر و پخشايش بيشتر را تقويت مي كند. كه تاثير بسياري برافزايش تجمع ترافيك در طول منطقه دارد. طرح هاي جاده هاي غير مداوم و ايجاد نظام جديد حمل ونقل به طور معكوسي به اين روند غامض و گيج كننده كمك مي كند.

 

منبع:   سایت تخصصی نوشهرگرایی

 

 

+ یه شهرساز در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعتو ولم کن ولی 1:25 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:نرگس | 

بهبود شرايط زيستي و ارتقاء كيفيت  شهرها همواره از مهم ترين دغدغه هاي شهرسازان و علوم مرتبط با  شهرها بوده است. امروزه با توجه به ازدحام، آلودگي، غلبه تردد سواره، حومه گرايي، بحران هويت، نبود امكان بلقوه تعاملات اجتماعي در فضاهاي شهري و در نهايت فقدان يك محيط گرم و دوست داشتني سالم در شهرها توجه بيش از پيش به كيفيت محيط هاي شهري احساس مي شود.

تسلط خودرو (به ويژه خودروي شخصي) بر فضاهاي شهري امروز ما كوچكترين امكان براي تعامل اجتماعي وحيات جمعي در شهرها را از ما ربوده است. اين در حالي است كه اثرات سوء زيست محيطي ناشي از آن به مشكلات اجتماعي دامن زده است.

جداسازي عملكردها و روش هاي جديدتر منطقه بندي شهري باعث ايجاد نگرش خشك و مكانيكي به شهرها و خروج اجباري شهروندان از عرصه جمعي زندگي شده است. بعلاوه عدم انعطاف پذيري اين سيستم هرگونه تنوع فعاليتي را از بين برده و محيط هاي شهري يكنواختي به جا گذاشته است. در نتيجه حومه گرايي و پراكندگي اجتماع شهري افزايش پيدا كرده، هرگونه امكان تجمع و تعامل از شهروندان سلب شده است. در عين حال اين روش استقرار كاركردهاي شهري باعث ترغيب و تشويق تردد سواره و افزايش آثار سوء ناشي از آن را به دنبال داشته است.

تا كنون تلاش هاي بسياري جهت ايجاد محيطي پايدار، سالم و سرزنده در شهرها شده كه مي توان از ايجاد دهكده هاي شهري به عنوان يكي از اين راهكارها نام برد.

اصول طراحي دهكده شهري برآيندي است از اصول طراحي شهري پايدار بطوريكه با تلفيق مزاياي  زندگي شهري و روستايي ضمن رعايت اصول نوشهرگرايي در اين واحد شهري در محيطي سازگاربا نيازهاي دنياي مدرن سعي شده است به اين معضلات پاسخ گفته شود.

بنابراين با توجه به اصول مطرح شده و اهداف پايه طراحي شهري در مباحث نوشهرگرايي و طراحي شهري پايدار اين سوال مطرح است كه:

 

چگونه مي توان اصول كلي نوشهرگرايي را در پهنه اي از شهر اجرا نمود بطوريكه در نهايت بتوان به تلفيقي از مزاياي زندگي روستايي و شهري به صورت توام و با در نظر گرفتن نيازهاي انسان در عصر مدرن رسيد؟

 

از این رو پژوهش  حاضر با توجه به سوال تحقیق ،  به طراحی یک  ناحیه ی شهری در شهرکرج  خواهد پرداخت  وپژوهشی  را باعنوان

 

 " طراحی ناحیه مركزي شهر کرج با تاکید بر اصول رهیافت دهکده شهری "   

به هدف امکان سنجی بکارگیری اصول رهیافت مذکور آغازخواهد نمود .

 

 

 

 

 

 

 

يا حق...

 

 

+ یه شهرساز در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعتو ولم کن ولی 2:2 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

 

صنعت گردشگری امروزه در ردیف صنعت های پردرآمد و پاک وکم هزینه دنیا قرار دارد و پیش بینی میشود تا سال ۲۰۱۰، ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد کشورهای دنیا از این بخش تأمین شود.

گردشگری امروز به یك صنعت بسیار مهم در تمام جهان تبدیل شده و بخش عمده ای از اقتصاد كشورهای جهان را به خود اختصاص داده است به طوری كه این صنعت در افزایش درآمد و ایجاد شغل بسیار حائز اهمیت است و می تواند بسیاری از معضلات اقتصادی كشورهایی كه با جمعیت جوان روبه رو هستند را رفع كند.

این صنعت دردنیا ابعاد مختلفی دارد.  با توجه به این که ایران طبق آمار سازمان جهانی جهانگردی دارای رتبه پنجم جاذبه های طبیعی و رتبه دهم جاذبه های باستانی و تاریخی است و همچنین جمعیت جوان رو به گسترش، نرخ بالای بیکاری، لزوم افزایش درآمد ارزی و سرمایه گذاری خارجی توجه بیش از پیش به این بخش می تواند زمینه رسیدن به اشتغال کامل، افزایش درآمد ارزی، معرفی تمدن و فرهنگ ایرانی به جهانیان، تعامل گسترده و سازنده با کشور های دنیا، در هم شکستن مرزهای قومی و اقلیتی را فراهم کند .

موفقیت یا شكست صنعت گردشگری در هر كشور به طور مستقیم به اعمال سیاست های حمایتی دولت بازمی گردد،  به نحوی كه هر چه چتر حمایتی دولت نسبت به توریسم گسترده تر باشد، شكوفایی در این بخش هم بیشتر است.  ایران كشوری است كه جاذبه های گردشگری آن بنا بر اظهارنظرهایی كه جهانگردان و گردشگران از آن داشته اند، هر گردشگری را به وجد آورده است. جدا از جاذبه های تاریخی كه در نوع خود در سطح جهانی بی نظیر هستند، وجود برخی موهبت های طبیعی چون روستاهای تاریخی و شگرف، میراث غنی و تمدنی، جلوه هایی بی نظیر از اكوتوریسم و... هر كدام در نوبه خود می تواند توریسم كشور را با تحولی بزرگ روبه رو سازد.

 گزارش ها حاكی است، میزان درآمد جهانی حاصل از گردشگری رقمی معادل ۷۰۰ میلیارد دلار است كه سهم ایران از این درآمد هنگفت تقریباً یك دهم درصد است.

کشورها، جوامع و منطقه ها به صورت فزاینده ای به این حقیقت پی برده اند که برای بهبود وضع اقتصادی خود باید ابتکار عمل به خرج دهند و درصدد یافتن راه های تازه ای برآیند.  اگر چه در منطقه های مختلف شرایط متفاوت است ولی همواره صنعت توریسم و گردشگری عاملی برای بهبود وضع اقتصادی بوده است.

برنامه ریزی و مدیریت گردشگری ، به دلیل تازگی و پیچیدگی موضوع خود ، با ابعاد مختلف محیطی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، کالبدی و فنی سروکار دارد که با توجه به تمامی این ابعاد ارتقای کیفیت محیط یک شهر می تواند  به عنوان اصلی ترین هدف طرح های گردشگری مورد توجه قرار گیرد ، در واقع یک محیط شهری جذاب و پویا می تواند در جذب گردشگر تا حد زیادی موثر باشد و صرفا لازم نیست که شهری دارای سابقه تاریخی و فرهنگی قوی ویا جاذبه های طبیعی بالقوه باشد بلکه با توجه به اینکه امروزه گردشگران همواره در پی یافتن مکانی آرام و دلپذیر با امکانات رفاهی مطلوب می باشند می توان ازطریق تامین خدمات و سهولت دسترسی با امکانات حمل و نقلی مطلوب و بوجود آوردن محیطی جذاب و پویا به شکلی که بتواند کلیه افراد جامعه را به درون فضای شهری دعوت  نماید می توان زمینه جذب گردشگر را در محیط شهری فراهم آورد .

بنابر آنچه گفته شد اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که آیا ارتقاء کیفیت محیط شهری می تواند در جذب گردشگر موثر باشد و تا چه حد این عامل در توسعه گردشگری نقش دارد ؟ و همچنین محیط شهری مطلوب برای جذب گردشگر باید دارای چه ویژگی ها و شرایطی باشد ؟ با توجه به فقدان استراتژی مشخص و عدم ارائه برنامه جامع از سوی دولت در زمینه ارتقای کیفی محیط شهرها ، همواره این پرسش مطرح می شود که گردشگران برای ورود به یک محیط شهری نیازمند چه امکانات و تسهیلات ویژه ای هستند و مدیریت شهری چه تمهیداتی را می تواند در زمینه جذب گردشگر به کار گیرد .

بنابراین سعی این تحقیق تحت عنوان ارتقای کیفیت محیط شهری با نگرش توسعه گردشگری پاسخگویی به سوالات فوق می باشد .

 

 

 

+ یه شهرساز در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعتو ولم کن ولی 0:27 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مهین | 

 

 

سال نو مبارک

امیدوارم امسال همه نتیجه زحماتمون رو ببینیم...

به امید قبولی بچه های ۸۳ و باقی سال بالایی های عزیز

در امتحان کارشناسی ارشد!

 

یا حق...

 

 

+ یه شهرساز در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعتو ولم کن ولی 2:10 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

                                                        للحق

 

- هر فضایی را در شهر نمی توان فضای شهری دانست، مگر آنکه بر اساس قواعد زیبایی شناسی شکل گرفته باشد.

 

- قدمت طراحی شهری به شکل گیری نخستین سکونتگاه های می رسد، اما از لحاظ معنی و مفهوم به قدمت معماری است.

 

- طراحی شهری با کیفیت کالبدی و فضایی محیط سر و کار دارد.

 

- طراحی شهری : هنر طراحی شهر به صورت سه بعدی، فعالیت آن در حوزه ای میان معماری، منظر سازی، مهندسی و برنامه ریزی قرار می گیرد.

 

- طراحی ابعاد مختلفی دارد، از طراحی شیئی ساده تا طراحی منطقه.

 

- برنامه ریزی بخشی از فرایند سیاسی مبتنی بر تصمیم گیری و تخصیص منابع است، لذا در حوزه سیاست قرار می گیرد و فعالیتی است سیاسی و یا ساده تر عین سیاست است.

 

- طراحی شهری به صورت فرایندی انسانی در می آید که با بهبود کیفیت کالبدی محیط زیست سر و کار دارد.

 

- بزرگترین تاثیری که تفکر برنامه ریزی می تواند در طراحی شهری بگذارد، انعطاف پذیری است.

 

- طرح های شهرسازی تا دو سه دهه پیش از طریق  تهیه طرح های جامع مطابق با نظریات افرادی چون پاتریک گدس که در آنها آینده به صورت قطعی پیش بینی می شد، اجرا می شد.

 

- ساخت کالبدی شهر با زمان شکل می گیرد.

 

- توسعه و تحول کالبدی شهر و فضای شهری در طول تاریخ حاکی از این است که ایجاد هیچ شهری با یک طرح مشخص و تغییر ناپذیری شروع نشده تا در مرحله ای معین تمام شود، و این امر حتی در مورد شهر های از پیش طراحی شده مانند میله توس و پیرینه در یونان باستان و مونپازیه در قرون وسطی نیز صادق بوده است.

 

- از نوشته های پیشگام در طراحی شهری : طراحی شهر ها: معماری شهر ها  اسپرای ریگن

 

- فضای شهری به عنوان یکی از ارکان اصلی ساخت کالبدی شهر، دارای مفهوم  عمومی و اجتماعی است و چون طراحی شهری با ساخت کالبدی شهر سر و کار دارد، خصلتی عمومی و اجتماعی پیدا می کند.

 

- حوزه طراحی شهری اساسا فضای بین ساختمان ها را شامل می شود که عملا خیابان ها و میدان ها هستند.

 

- فعالیت طراحی شهری مانند برنامه ریزی شهری بر مشارکت مردمی استوار است.

 

- شرط اول مشارکت مردم اعتماد به نتیجه طرح است و اینکه می تواند برای انها مفید باشد.

- روش های ادراک مسائل شهری

1. توانایی هنری طراحان---> به صورت شهودی و متکی بر خلاقیت فردی

2. نگرش اصولی و تفکر سیستماتیک -->  بر پایه تعقل

 

- مقصود از توده ترکیبی است پر کار که با شکل ظاهری خود، که جزء لا ینفک توده است، رو به فضا دارد.  و علائم نیز اجزائی از کل توده اند و دسترسی به صورت خیابان و گذر، اعم از سواره و پیاده ، اگر واجد ارزش های فضایی باشد، فضای شهری محسوب می شود.

 

- مطالعات کاربری زمین نقشی حساس در فرایند طراحی شهری دارد.

 

- کاربری زمین نقطه مشترک برنامه ریزی و طراحی شهری است.

 

- منظور از عملکرد منطقی کاربری هایی است که در طول زمان متناسب با مقیاس فضا، با آن ترکیب شده است. و مقصود از ترکیب مطلوب، سیمای بصری دلنشین توده و شکل ساختمان هایی است که فضا ها را محصور می کنند.

 

- در زمینه کاربری زمین، نقش طراحی شهری بیشتر سازماندهی سه بعدی عملکرد ها در فضا های شهری است تا تعیین تکلیف دو  بعدی و توزیع جغرافیایی کاربری ها در سطح شهر.

 

- در بحث توده و فضا، مسئله اساسی نحوه ترکیب این دو عنصر است. مواردی مانند تعیین ارتفاع، میزان عقب نشینی ، درصدی از سطح زمین که ساختمان آن را می پوشاند و نحوه ترکیب توده های ساختمانی محدود کننده فضا و ... از جمله عوامل موثر در ترکیب توده و فضا است.

 

- نحوه ترکیب مجموعه ساختمان ها با فضا : مثلا مجموعه ساختمانی مجاور هم در مسیر یک خیابان در ترکیب با هم و با فضا باید نوعی پیوستگی در خطوط اشکال و ترکیب بدنه محصور کننده به وجود آورند.

 

- (برخی از ) معیار های طراحی شهری :

ارتفاع، جلوه ظاهری، رنگ و بافت، مصالح و شکل نما، محصوریت، تباین و تقابل فضایی و مقیاس و تناسب، سادگی ترکیب توده و فضا و هم پیوندی عناصر شهری.

 

- توده و فضا به عنوان کلی متشکل از اجزاء گوناگون که ارکان اساسی محیط کالبدی را تشکیل می دهد، با جامعه و اقتصاد  و با فعالیت روزمره مردم کاملا در آمیخته است.

 

- نمونه ای عالی از پیوند اجزای و تشکیل یک کل به هم پیوسته را می توان در مجموعه مسجد جامع و بازار چهارسوق شاهی و بقعه سید رکن الدین در شهر یزد دید.

 

- قواعد شکل گیری خانه ها در شهر زواره : 1. حوض خانه ای 2. چهار فصل 3. سه قسمتی

 

- !!!! نیمکره چپ مغز با اطلاعات کلامی و نیمکره راست با جنبه های تجریدی سر و کار دارد.

 

 

 

قواعد و معیار ها

 

- در یونان باستان آرای فلاسفه درباره شهر بویژه در مورد جنبه محدود و متناهی و به عبارتی اتکا بر اندازه معین آن در خور توجه است.

 

- هیپوداموس معمار و شهرساز معروف یونان باستان اعتقاد داشت که جمعیت شهر باید کم باشد. و ده هزار نفر را رقم مناسبی می دانست. حتی افلاطون جمعیت شهر را میان 5 تا 10 هزار نفر پیشنهاد کرده است. در یونان باستان علاوه بر این، اندازه و مقیاس انسانی نیز از قواعد شکل دهنده بوده اند. قواعد دیگری مانند وزن، تعادل و استحکام در آثار معماری یونان باستان به چشم می خورد.

 

- در حالی که نسبت و مقیاس در معماری یونانی بر اندازه های انسانی و احساس متناهی بودن استوار بود، رومیان به اقتضای شرایط سیاسی جامعه روم و قدرت نمایی و تبیین شکوهمندی امپراطوری در ساختار معماری خود از اندازه ها و نسبت های عظیم استفاده می کردند، اما در همین معماری، هماهنگی اجزاء مختلف بنا ها با هم شگفت انگیز بود.

 

- در بررسی قواعد شکل دهنده معماری و شهر ایرانی، استاد پیر نیا پنج اصل هنری را مطرح کرده است :

1. مردم واری: رعایت مقیاس انسانی به شکل مطلوب

2. خود بسندگی: استفاده از حد اکثر امکانات موجود و مصالح بومی

3. پرهیز از بیهودگی: عدم نصب مجسمه ها و تزئینات و نقوش برجسته معمول در سرزمین های دیگر

4. نیارش و پیمون: نیارش، ایستایی، مقاومت و پایداری بنا است و پیمون بر تعیین تناسب اجزا تکیه دارد.

5. درونگرایی: همان شکل گیری ترکیب بنا به سوی درون، حول حیاط مرکزی است.

 

 

-بعضی از قواعد شکل دهنده شهر های قرون وسطی:

هماهنگی جزء و کل، در دسترس بودن، مقیاس انسانی، کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ، سد کردن چشم انداز های دور و متوجه نمودن نظر به دقت در اجزاء بصری قابل دسترس، اندازه مناسب شهر و ...

- شهر هایی مانند سیه نا، بروژ، بولونیا، نائین، یزد و شیراز از این جمله اند.

 

- علیرغم ترکیب ارگانیک، پیچیده و ظاهرا نا منظم این شهر ها، صورتی از نظم فضایی را در آنها می توان تشخیص داد. ترکیب شطرنجی نا منظم نائین، فضا های پیوسته شهری در ونیز یا پیوستگی مراکز محلات و مرکز شهر از طریق گذر های اصلی در بیشهر شهر های ایران این خصوصیت را به خوبی نشان می دهد.

 

 

-رنسانس:

رنسانس با ایجاد تحولات اجتماعی-اقتصادی، اختراعات، اکتشافات و انتشار اطلاعات، اختراع تسلیحات جنگی جدید، کوره بخار، ماشین چاپ، ابزار ریسندگی و بافندگی، ساده تر شدن شیوه ذوب فلزات و پیشرفت ابزار کشاورزی و کشفیات جغرافیایی جدید همراه بود.

 

- در دوره رنسانس، نظم کلاسیک عهد باستان مورد توجه قرار گرفت. پرداختن به تزئینات و اجزاء خاص بنا به صورتی بدیع تر دوباره رایج شد. در دل شهر قرون وسطی خیابان های وسیعی احداث گردید که مشهور ترین آنها   خیابان بندی های روم توسط پاپ سیکستوس پنجم در اواخر قرن 16 است. همچنین میدان هایی در دل بافت متراکم شهر های قرون وسطی ایجاد شد. (زدودن فرسودگی ها و ایجاد فضا های نو به جای آنها )

 

- مهمترین تغییرات فضایی و بر هم زدن معیار ها مربوط به دوران انقلاب صنعتی و پس از آن است.

 

- انقلاب صنعتی : پدید  آمدن کارخانه ها، افزایش تولید، تغییر شیوه تولید و توزیع (انگلستان نخستین کشور صنعتی)

 

- سوسیالیست های تخیلی مانند، رابرت اوئن، سن سیمون، شارل فوریه و ابنزر هاوارد برای پاسخ به بحران محیط زیست شهر ها نظریاتی ارائه کردند.

 

- در سال 1889 کامیلو کاستلو طرح های شهرسازی مبتنی بر نظم و قواعد هندسی زمان خودش را مورد نقد قرار داد.

 

- شهر های جدیدی که برای پاسخ به مسائلی مانند تعادل منطقه ای، کاهش جمعیت شهر های بزرگ و تحرک تولید به وجود آمده بودند با خود مسائلی را ایجاد کردند که در شهر سازی به آنها مسائل درون شهری گفته می شود.

 

-راسکین در سال 1954 با تحقیق درباره ملاحظات روحی و جسمانی در معماری به مسائل ناملموسی مانند وحدت، مقیاس، وزن (ریتم)، اصالت، تناسب، تسلسل و ترکیب پرداخت.

 

- لینچ در سال 1960 با بررسی ارزش های دید و منظر شهری، به کشف مفهوم تصور، یعنی تاثیر متقابل شکل کالبدی و ادراک مردم از این شکل نایل آمد. او به وجود عواملی که موجب تصویر ذهنی می شوند را به صورت راه، لبه، گره، محله و نشانه دسته بندی کرد و پنج جنبه اساسی را به عنوان معیار طراحی در نظر گرفت:

نشاط و سر زندگی، احساس (معنی) ، سازگاری، دسترسی، کنترل، کارایی و عدالت.

 

- کالن در شهر به هنری ورای معماری معتقد است، هنری مبتنی بر ارتباط.

 

- ادموند بیکن در سال 1965 به مواردی مانند آگاهی فضایی، مفهوم فضا، فضا و زمان، طبیعت، جوهر طراحی، ادراک، نظم و نظم نو، فضاهای مرتبط، وضوح،  تقابل و تعادل، وزن و هماهنگی اشاره می کند.

 

- ترانسیک دیدگاه های پیشگامان طراحی شهری را در سه نظریه دسته بندی کرده است:

 

1. نظریه شکل زمین : مبتنی بر مقداری زمین یا فضا که به صورت باز در برابر توده ساختمانی قرار دارد. بحث در آن بر سر چگونگی ارتباط فضاها است.

2. اتصال یا پیوستگی : بر ترکیب خطی استوار است. عنصری به عنصری می پیوندد. خط در اینجا همان خیابان، پیاده رو یا فضای باز است. بحث در اینجا بر سر ایجاد سیستمی از اتصال و پیوند فضا ها و عناصر است.

3. نظریه مکان : فضای کالبدی بدون اینکه معنی مکان پیدا کند، هنوز ناقص است. فعالیت و محتوای فرهنگی-تاریخی و آمیختگی فضا را با محیط باید در نظر گرفت.

 

 

قواعد هفت گانه برای ایجاد یکپارچگی در شهر ها:

 

1. توسعه تدریجی

2. جمع شدن تدریجی اجزا و ایجاد کل مطلوب

3. رویت و تجسم : توانایی دیدن و تجسم نهایت کار

4. فضای شهری: هر جزء باید بتواند در ایجاد فضای شهری مطلوب مشارکت داشته باشد.

5. ترتیب و طراحی بناهای بزرگ: توجه به ورودی ها، گردش ها، فضاهای داخلی، نور طبیعی و حرکت در بناها، همچنین پیش فضا های بنا ها، ارتفاع، توده ساختمانی، فضاهای حیاط مانند، دسترسی به پیرامون و در نظر گرفتن کدخل اصلی بنا ها.

6. ساخت : ترکیب بنا ها باید به گونه ای باشد که موجد مجموعه کل های کوچکی در بافت شود. اجزایی مانند ستون، دیوار، در و پنجره در سیمای ساخت کالبدی کل کوچک نقش دارد.

7. شکل گیری مراکز: هر کلی خود باید در حکم مرکزی باشد و مجموعه ای از مراکز را پیرامون خود سازمان دهد.

 

 

-یکی از علل عدم موفقیت طراحان، نداشتن فهم درست از مشارکت مجموعه قواعد در ایجاد هماهنگی میان اجزاء و کل است.

 

- ادراک اصول و قواعد مستلزم تجربه فضایی است.

+ یه شهرساز در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعتو ولم کن ولی 6:41 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:محمدجواد | 

                                                                   للحق

 

- بهترین راه ادراک فضای شهری نگاه دقیق به تجربه طراحی فضا در طول تاریخ است.

این تجربه در یونان با ایجاد تپه های مقدس مانند آکروپلیس یا میدان آگورا، در روم با فروم رومی، در ایران با فضاهایی کنده شده در دل صخره ها و سرانجام در فضای شهری دوران قرون وسطی و رنسانس به اوج می رسد.

 

فضای شهری

- زوکر اعتقاد دارد که فضای شهری ساختاری است سازمان یافته، آراسته و واجد نظم، به صورت کالبدی برای فعالیت انسانی و بر قواعد معین و روشنی استوار است که عبارتند از : ارتباط میان شکل بدنه ساختمان های محصور کننده، همشکل و یکدست یا متنوع بودن آنها، ابعاد مطلق این بدنه ها نسبت به پهنا و درازای فضایی که در میان گرفته شده، زاویه گذر خیابان هایی که به میدان می رسند و سرانجام موقعیت و محل بناهای تاریخی، آبنماها، فواره ها یا عناطر سه بعدی دیگر.

 

- بیکن می گوید : فرم، معماری محل یا مرز تماس توده و فضا است.

 

- یوجین راسکین : معماری ومجموعه معماری فضای شهری- علاوه بر جوانب ملموسی مانند رنگ، مصالح و بعد، با جوانب ناملموسی مانند هماهنگی، وحدت و تناسب نیز سر و کار دارد.

 

- تاثیر اصلی در خود فضا است. فضایی در بر دارنده میدان و مجموعه ساختمان های مرتبط با آن، ساختمان ها و میدان موضوع  بحث است  نه یک عنصر منفرد. تاثیر متقابل و رابطه ساختمان ها با هم، کنار هم و با فضای میدان معنی دارد و از ساختمان ها اثر مجموعه نماهایی مرتبط با هم مورد نظر است نه یک نما، و در واقع مقصود رابطه میان توده ساختمانی و فضا است.

 

- بیکن یادآور می شود که عامل زمان در طراحی را نمی توان نادیده گرفت.

 

- میدان نقش جهان: تنها فضای شهری عمده است که نسبتا دست نخورده باقی مانده و می تواند به عنوان فضای شهری در مقیاس شهر مورد بحث قرار گیرد. هاینس گربه؟ معتقد است، شاه عباس برای طرح این میدان، میدان کهنه اصفهان را الگو قرار داده است.

 

- برخی جهت میدان را معلول محدودیت های نحوه قرار گیری ساختمان های موجود در زمان احداث میدان می دانند و برخی دیگر بر جهت عبور و مرور در شهر و راسته بازار ها و گذر های حول و حوش میدان پیش از احداث آن تاکید دارند.

 

- راجر ترانسیک پس از تقسیم بندی فضاهای شهری به دو دسته عمده سخت فضا و نرم فضا، میدان کامپو سیه نا را در دسته اول قرار می دهد. منظور وی از اصطلاح سخت فضا، فضاهایی است که کاملا با بدنه های معماری محصور شده اند. این فضا ها محل گردهماییها و مکان فعالیت های اجتماعی شهر است. نرم فضا ها فضاهایی هستند که محیط و عناصر طبیعی در شکل دادن به آنها غلبه دارند. باغها و پارک ها را می توان در این تقسیم بندی قرار داد.

 - شهر های ایران علیرغم فشردگی کالبدی، مبین ساخت فضایی ویژه ای هستند. و آن پیوستگی مجموعه مرکز شهر و مراکز محلات از طریق گذر های اصلی است.

 

- دو عنصر اساسی ساخت فضایی شهر عبارتند از میدان و خیابان. این دو عنصر، عناصر اولیه ساخت فضایی شهر محسوب می شوند. از گذر های پر پیچ و خم و فضا های عمومی شهر های قرون وسطی گرفته تا خیابان ها و میدان های جدید امروزی را، اگر واجد ارزش فضایی باشند، می توان در شمار میدان و خیابان با مفهومی که مورد نظر است قرار داد.

 

- میدان، یا حیاط عمومی شهر و محله، نقش جمع کردن خانه ها یا عناصر شهری و محلی را دارا است. در حالی که میدان و عناصر مربوط با آن از نظر کالبدی جزئی است از ساخت فضایی شهر، از نظر اجتماعی این مجموعه در روح و روان شهروندان جای دارد.

 

-  زوکر حدوده بیست سال پیش از کریر یک تقسیم بندی متفاوت و فشرده تر را انجام داد. او شکل میدان ها را چنین تقسیم بندی نمود:

1- میدان های محصور و بسته : که برای خود فضایی کامل محسوب می شود. 2- میدانی که فضای  آن به سوی عنصری مسلط جهت  داده شده است. 3- میدان هسته ای : که فضایش حول مرکزی شکل می گیرد. 4- مجموعه میادینی که خود متشکل از چند فضا هستند. 5- میدان بی شکل : با فضایی نا مشخص

 

- این طرح میدان به صورت مربع یا مربع مستطیل، دایره و اشکال هندسی منظم دیگر، نخستین عاملی است که در نمود سیمای بصری میدان موثر است. دومین عامل شکل بدنه محصور کننده فضای میدان است.

 

- عوامل دیگری که در ترکیب فضایی میدان موثرند عبارتند از :

مقیاس یکایک واحدهای معماری که میدان را در برمی گیرند، اختلاف بلندی و کوتاهی آنها، ارتباط آنها با وسعت میدان، محل قرار گیری بنا ها و آثار تاریخی، و تزئینات معماری و مانند آن. تفاوت میان ارتفاع های بدنه ها اگر درست طراحی شده باشد، بر جنبه بصری میدان می افزاید.

 

- یکی از عواملی که مهمترین نیز هست، بدنه یا نمای محصور کننده فضا است. هر نمایی در فضای شهری دو نقش دارد، از یک سو بخشی از معماری محصور کننده فضا به شمار می رود و از سوی دیگر جزئی از نظم فضایی حاکم بر کل فضای شهری و ساخت فضایی شهر است. تاثیر شکلی سبک های مختلف بر فضای میدان در مرتبه دوم اهمیت قرار دارد.

 

- در عهد باستان عنصر پیوند دهنده ساختمانی فضای میدان، ترکیب ستونداری بود که به صورتی موزون دور میدان می گشت. این عنصر از اواخر دوران قرون وسطی تا قرن های هفدهم و هجدهم، طاق های متوالی یا پیوسته طاقی شکل بود.

 

- در فضا های شهری ایران این عنصر ارتباط دهنده ساده تر و به صورت طاقنماهایی که میدان ها و تکایا را احاطه می کرده اند.

 

- در تقسیم بندی دوم زوکر میدانی قرار می گیرد که فضا و کلیه ابنیه و عناصر آن از نظر کالبدی در تسلط بنا یا مجموعه بناهای خاصی است. قویترین صورت جهت گیری این است که یک خیابان اصلی در محور ساختمان مسلط میدان قرار داسته و در میدان قرار داشته و در میدان باز شود.

 

- نوع سوم میدانی است که حالتی هسته ای دارد و فضایش حول مرکزی شکل گرفته است. در اینجا عنصر هسته ای به صورت یک نشانه مانند فواره یا یک ستون هرمی یادبود است.

 

- چهارمین نوع فضاهایی است که به صورت مجموعه ای از میدان های مربوط به هم است. ترکیب مجموعه میادین به چهار صورت اصلی شناخته شده است :

اول : مجموعه ای متوالی از میدان ها که از نظر شکل و اندازه متفاوتند و در یک جهت و بر محوری مستقیم قرار گرفته اند. دوم: میدان هایی که با هم ارتباط محوری ندارند ولی فضاهایشان به هم مربوط است. به عنوان مثال میدانی از کنج به صورت نا متقارن با میدانی دیگر ترکیب می شود.

سوم: ترکیب چند میدان با ابعاد و اشکال مختلف که بنای مسلطی را احاطه کرده اند.

چهارم : میدان هایی که از هم جدا افتاده اند و عناصر کالبدی مشخصی، آن ها را به هم متصل نمی کنند اما پیوستگی فضایی میان آنها را با گذر های ارتباط دهنده می توان تشخیص داد.

 

- در تقسیم بندی آخر زوکر، فضاهای بی شکل و به یک معنی وسیع قرار می گیرند. (باید دانست که وسعت و مقیاس نامتناسب ارزش های زیبا شناسی را از بین می برد.)

 

خیابان

خیابان به صورت کانالی که برای حرکت اتوموبیل است با مفاهیمی که این مکان به عنوان فضای شهری می تواند داشته توافق ندارد. ارزش های بصری خیابانی که فقط برای عبور و مرور اتوموبیل در نظر گرفته شده با خیابانی که به سواره و پیاده و یا صرفا پیاده و یا صرفا پیاده است تعلق دارد، متفاوت است.

 

- خصوصیات درونگرایی معماری ایرانی در مقایسه با ویژگی برونگرایی معماری غربی، تجربه طراحان غربی را در ساختمان هایی که رو به میدان یا خیابان دارند، غنی تر کرده است. معماری ایران از بیرون بسیار ساده بوده و نمود اصلی اش در درون بود.

 

- بدنه حیاط های قدیمی ایران علیرغم تقارن محوری در بیشتر موارد، در مقایسه با بدنه محصور کننده فضای میدان ها از تنوع شکلی بیشتری برخوردار است. معماران قدیمی در طراحی فضا های خصوصی آزاد تر عمل کرده اند.

 

 

+ یه شهرساز در  جمعه نهم شهریور 1386ساعتو ولم کن ولی 11:58 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:محمدجواد | 

 

دكتر بامداد رحيم حيدري

عضوهيات علمي گروه جغرافياوبرنامه ريزي شهري دانشگاه تبريز وعضو انجمن بين المللي محققين توريسم آنتاليا

 

         شهرهمواره درنزد فيلسوفان، انديشمندان ومحققان به عنوان پديده اي جديد كه انسان را ازجوهراصيل خود دورمي سازد واو را درچارچوب روابط عقلاني خشك ابزاري وحسابگري قرارمي دهد مد نظربوده است. درچنين شرايطي كه حتي نزديكترين همسايه ها نيزغريبه اند بديهي است كه عرصه هاي نيمه عمومي ونيمه خصوصي ناپديدگردند. زيرا زندگي ما درهسته خانواده و درون عرصه خصوصي و پنهان ازاغيارمي گذرد و يا به شتاب در ميان عرصه عمومي جريان دارد. دراين ميان وسايل ارتباطي و فناوري اطلاعات درست بر خلاف نام خود به نوعي در جهت تضعيف روابط انساني گام برداشته اند. درچنين شرايطي احساس غريبگي، تنهايي و رها شدگي درافراد چندان هم دورازانتظارنيست. ازمهمترين تبعات اين غريبگي بي تفاوتي شهروندان نسبت به سايرين و نسبت به محيط زندگيشان است.

       غريبگي وازخود بيگانگي انسان درمحيط شهري راعدم انطباق فرم،عملكرد وفضا در محيط كالبدي تشديد مي كند. اين عدم انطباق رامي توان درمواردزيرجستجوكرد :

 

1-    استقرارغلط كاربري هادرفضاهاواطراف آن

2-    اندازه نامناسب فضاهاي عملكردي پياده روها

3-    عدم هماهنگي وارتباط لازم فرم فضاها با عملكرد خاص آنها

 

       توسعه وگسترش ساخت وسازهاي جديد و گسترش شبكه پيچيده فضاها، فرم ها وعملكردهاي شهري د رچارچوبي ناهماهنگ و ناهمخوان، احساس گيج كننده ومشوشي رادرشهرنشينان پديدآورده است كه بيگانگي و انزوا راعمق مي بخشد. شهرنشيني در چنين شرايطي مي تواند به نوعي شوك روحي ورواني تعبيرگردد. شوكي كه براي انسان شهرنشين راهي جز سازگاري و تطابق روحي  و رواني با محيط شهري نمي گذارد.

        درسطح كلان تماميت شهر وكليت آن مي تواند نماد هويت افراد باشد. اما اگر انسانها نتوانند ازمفهوم شهر نماد هويت و تعلق را درخود احساس كنند مي كوشند هويت را درسطوح پاينتر و خردترآن بيابند (مثلادرمكانهاي محلي). لذا مي توان گفت انسانهاي شهرنشين با هويت محلي و قوي دچارنوعي پارادوكس هستند. ازيك سو همبستگي دروني بالايي دارند وازسوي ديگر داراي همبستگي بيروني چنداني نسبت به محيط خارجي خود و تماميت شهري نيستند. به عقيده زيمل اگرچه ساكنان شهري با افراد زيادي سروكاردارند اما در نهايت فرد احساس غريبگي وناآشنايي مي كند چرا كه او تنها رابطه عقلايي با ديگران برقرارمي كند و نه رابطه حسي وعاطفي.

       هنگامي كه از شهر و مكان شهري سخن به ميان می آيد يكي ازابتدايي ترين تصاويري كه ذهن انسان ترسيم مي كند درهمتنيدگي بافت روابط اجتماعي حاكم بر آن است. لازم به ذكراست كه اين درهمتنيدگي هم معطوف به كالبد شهراست وهم به روابط ميان ساكنان آن. دراين زمينه فقدان عوامل ايجادكننده انقطاع درمحلات شهري نظيرخيابان كشي هاي جديد، تعريض هاي حساب نشده وياساخت وسازهاي بي برنامه نامتجانس با بافت شهرشرط لازم محسوب مي شود. شكل گيري توام فضاها و توده هاي يك محله شهري نيز گامي موثر دراين راستا به شمار مي رود. بهره گيري ازتوالي نيز گامي درجهت رسيدن به وضوح كالبدي درمحلات شهري است. البته بايد گفت ناخوانایي محلات شهري هميشه ناشي از درهم ريختگي و عدم وضوح آن نيست بلكه گاه يكنواختي بیش از حد منجربه ازبين رفتن خوانايي مي شود. براي پرهيز از اين يكنواختي وجود وجوه تمايز ميان كالبدهاي مشابه امري ضروري است.

       همچنين ايجادحس تعلق درساكنان نسبت به شهرگامي اساسي براي حركت به سوي شهري سالم وپايدارمي باشد.براي دستيابي به اين حس تعلق وجودهمبستگي ميان ساكنان اهميت فراوان دارد.براين اساس حفظ وتقويت عوامل خاطره انگيزابزاري است براي پيوندزدن ساكنان به محيط شهري وعميق تركردن احساس تعلق خاطربه آنها.

      عامل ديگردراين زمينه مشخص بودن حدود وثغورشهراست. طبيعتا كسي نمي تواند خود را به بافتي كه ازهرطرف گسترش مي يابد متعلق بداند وآنرا امن احساس كند. ضمن اينكه اين توسعه و گسترش بي اندازه مشكلات كالبدي زيادي را براي شهر بوجود مي آورد.

      البته بايد گفت كه راهكارهاي ديگري نيزبراي هويت مند و انساني كردن فضاهاي شهري وجود دارد كه تنهابه طورمختصربه مهمترين آنها پرداخته شد كه بوسيله آنها مي توان از بروزعوارض ناشي از بحران هويت درشهرها تا حدودي جلوگيري نمود يا آن را كنترل كرد. بر اساس مباحث مطرح شده پديده شهرنشيني در جامعه كنوني ما به دنبال خود مسائل آسيب شناسي فراوان و پيچيده اي را داشته است كه مديران شهري را باعرصه ها و حوزه هاي جديدي مواجه مي سازد. عرصه هايي كه غالبا مبهم و ناشناخته اند.

فضاهاي شهري وهويت شهر :

        شهربي هويت يكي ازبزرگترين معضلاتي است كه انسان امروزي در بسياري ازنقاط جهان با آن دست به گريبان است. زندگي دراين گونه شهرها باعث سردرگمي و اضطراب و تشويش مي شود وانسان نمي تواند نسبت به آن احساس تعلق كند. اگرفضا را گستره اي باز و انتزاعي ببينيم مكان بخشي از فضاست كه بوسيله شخصي يا چيزي اشغال شده است وداراي بارمعنايي وارزشي است. حس مكان مي تواند منجربه ايجاد تعلق خاطردرافراد و نهايتا ثبات و  ماندگاري اجتماع درشهرشود.

      حس مكان فضا را ازحالت عام  و يكسان براي همه مي رهاند و آنرا به نقطه اي خاص براي مخاطبانش تبديل مي كند. هويت مكاني پيوندنزديكي باهويت شخصي پيدامي كند من اينجا هستم حكايت ازمن هستم مي كند (مدني پور،1379).

        بدون شك يكي از راههاي ايجاد هويت براي شهر كه با زمان و مكان كنوني آن نيز تناسب داشته باشد ساخت فضاهاي عمومي درشهراست. ترانسيك(Trancik)  فضاهاي باز شهري رابه دو دسته كلي سخت فضا ونرم فضا تقسيم مي كند. سخت فضا به آن دسته از فضاها اطلاق مي شود كه عملكرد اصلي آنها دورهم جمع شدن و فعاليتهاي اجتماعي است درمقابل نرم فضاها با عناصر طبيعي تعريف مي شوند وعملا فرصتهايي رابراي استراحت، خلوت و دوري ازمحيط مصنوع دراختيار شهروندان قرار مي دهند. امروزه اكثر طرحهاي  شهري فاقد سخت فضا هستند. اساسا فضاهايي محدود وشكيل با كرانهاي قابل ادراك و داراي مقياس انساني جزو فضاهاي فراموش شده هستند و چون اين فضاها بستر وقوع حيات جمعي براي شهروندان هستند فقدان آنها درواقع فقدان حيات جمعي واشتراكات ذهني بين  شهروندان است واين امرباعث از بين رفتن حس مكان مي شود. براي شكل گيري حس مكان در شهر وجود سخت فضاها درسطوح مختلف الزامي است. نكته ديگري كه همواره درطرح ها به فراموشي سپرده مي شود توجه به حركت پياده درسطح شهراست. اين درست همان جايي است امكان درنگ را ازشهروندان سلب مي كند و اين يعني ناتوان كردن فضا درايجاد حس مكان وهويت.

      براي دستيابي به اين هدف (ايجادهويت درفضاهاي شهري) فضاها و  ساختمانهاي عمومي شهر بايد خصوصيات زير را درخود داشته باشند :

 

1-     فضاهاي عمومي شهربايد با گذشته و حال شهر پيوند برقرار كرده و خصوصيات آن را در خود مجسم سازد: راب كرير در اين زمينه معتقد است كه فضاهاي قديمي را بايد ازنوكشف نمود. زماني اين هدف دست يافتني مي شود كه ابتدا كاركردهاي آنرا ارزش نهيم وبعد درمكان درست با برخورداري مناسب آنرا درطرح كلي شهر برنامه ريزي نماييم. شهرسازان همواره وظيفه اخلاقي دارند كه خصوصيات زمان رادركارهاي خود متجلي نمايند.

2-     فضاهاي عمومي به عنوان عناصري نمادين براي ايجادنقاط تاكيد در شهر: ازنظر كوين لينچ محيط  بايد هويت قابل ادراك داشته باشد. اين نوع هويت يا حس مكان مي تواند احساس تعلق به همراه داشته باشد و ميان مردم ومكانها ارتباط برقراركند و وحدت بوجود آورد. ايجاد محيط هاي متنوع امكان انتخاب افراد را ازمحيط هاي خلوت تا شلوغ، محصورتا آزاد وساده تا پيچيده افزايش مي دهد.

3-     شناخت فعاليتهاي مردم با توجه به فضا و كنش انسان و كالبد ساخته شده : وضوح فرم بصري و عملكرد فضا موجب ادراك صحيح از آن و در نتيجه ارتباط مناسب مردم با فضا مي گردد كه درنهايت به اهميت اجتماعي فضا مي انجامد. هرگاه عملكردي با اهداف فضايي منطبق باشد فضا داراي مفهوم خواهد بود. انسان جزئي ازفضاست و با ارزش ها و هنجارها به اين فضا معنا مي بخشد. الگوي روابط اجتماعي ثابت نيست و هر فضا با جايگزين شدن روابط اجتماعي خاص چهره متفاوتي به خود مي گيرد. به همين دليل بايد به دنبال فضايي گشت كه به تغيرات سريع جامعه، تكنولوژي و اقتصاد پاسخگو باشد. بدين ترتيب شهر نيازمند فضا هايي است كه به طورارگانيك با زندگي قرين شود. يعني قابل انعطاف و قابل احياء باشد.

4-     تناسب شهرسازي با زمان: فضا براي اينكه بتواند ارزشمند و ماندگار باشد بايد روح زمان را درخود مجسم كند. ما درعصرعدم قطعيت زندگي مي كنيم  و بسياري از اموري كه ترديد نشدني مي نمودند امروزه مورد ترديد جدي قرار گرفته اند. ما در دنيايي قرار داريم كه با سرعت شتابان درحركت است. در واقع بايد چارچوب  ساختاري را براي اين ساختمانها درنظرگرفت كه فضاها درآن قابل تغييرباشند و در غيراين صورت فضايي كه بتواند خود را با تغييرات سريع علم و جامعه منطبق سازد پس از مدتي اندك كهنه مي شود و بلااستفاده باقي مي ماند.

      درخاتمه با اين جمله از هيل بلاودر اهميت فضاي مطلوب بحث رابه پايان مي رسانيم هرچندكه صحبت دراين زمينه بسياراست :

‹ماعمدتا درفضاهاي محصورزندگي مي كنيم. اين فضاها محيطي راشكل مي دهند كه درآن فرهنگ ما رشد مي كند... اگر آرزو داريم كه فرهنگ خود را به سطحي بالاترارتقا دهيم مجبوريم فضاي زندگي خودمان را دگرگون سازيم›

 

 

                                با تشکر فراوان از دکتر حیدری که انقدرلطف دارن!

 

 

 

 

+ یه شهرساز در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعتو ولم کن ولی 0:34 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

همه سلام!

امسال هم به رسم هر سال

 سومین ماه رمضون رو در کنار هم جشن گرفتیم.

روز بسیار خوبی بود،

خاطرات خوب رو باید ثبت کرد!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یا حق...

 

 

 

+ یه شهرساز در  یکشنبه دهم دی 1385ساعتو ولم کن ولی 4:13 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 

سلام بچه ها!

چند وقت پیش دکتر حیدری لطف کردن و مطلبی رو برامون فرستادن

که فکر کردم بهتره همه بخونیم.

برای کسایی که ایشون رو نمی شناسن می گم

ایشون دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری هستن و عضو هیات علمی دانشگاه تبریزن

خیلی به ما لطف دارن و از طریق ایمل مرتب با ما در ارتباط هستن

و مطالب جالبی رو برامون می فرستن که با اجازه شون من برای همه می ذارم تو وبلاگ.

باز هم ممنون آقای حیدری.

 

 

به نام خدا

برنامه ريزي براي شهر باكدام ديدگاه ؟

 

دوست عزيزم سركارخانم بابائي باسلام ووقت بخير

مدتي قبل دروبلاگ جالبتان مطالبي رادرموردبرنامه ريزي مطالعه كردم.جمع آوري جنين مطالبي ازكتابهاي مختلف درنوع خودقابل تقديربود.اتفاقاهمان روزهابابچه هاي ترم 7تدريس داشتم ودراين موردنيزبحث هاي باآنهاكرده بودم.

متاسفانه بايدبه واقعيتي دربرنامه ريزي شهري ايران اذعان كردوآن گرفتارشدن برنامه ريزي درتعاريف خشك مي باشد.تاوقتي نگرش خودرابه شهراصلاح نكنيم وتاوقتي ندانيم ازشهرچه مي خواهيم وشهرازماچه مي خواهدهزاران تعريف هم ازبرنامه ريزي بكنيم راه به جايي نخواهيم برد.اگربه همه تعاريف ارائه شده نظري بياندازيم روشن مي شودكه به همه چيزاشاره شده به جزعنصراصلي شهرسازي كه فضامي باشد.دانشگاهيان واساتيد ما از اين موضوع غافلندكه امروزه فضا يك توليد سياسي و ايدئولوژيك هست. تا ابزارهاي اين توليد را نشناسيم نمي توانيم براي آن برنامه ريزي كنيم. به اعتقاد لوفو رمتناسب با ايدئولوژي هاي سياسي و اجتماعي و عقيدتي حاكم بر هر جامعه اي فضاهاي خاص آن جامعه شكل مي گيرد.

ايدئولوزي حاكم برجوامع شرق دركليت آن ايدئولوژي درون محوري است كه همه شهروندان درآن در كيست (KIST) خودبوده و متفاوت از ايدئولوژي موبايليته  (mobiliote)غربي است و لذا ترجمه تعاريف آنها عينا به فارسي دردي از كار ما را دوا نخواهدكرد.

در زمان ما منطق برنامه ريز شهري منطق معرفت به شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ايدئولوژيك است. و شهر يك پديده مستقل نيست. شهرهاي امروزي نمودي از نيروهاي اجتماعي سازنده و فلج كننده به شمار مي آيند و سيماي شهر نشان دهنده اين واقعيتند كه اين نيروها در يك نبرد رقابتي چگونه يكديگرا تضعيف ياحذف مي كنند. وداروينيسم اجتماعي رابرپيكره برنامه ريزي شهري تحميل مي كنند. كه نتيجه چنين تحميلي درنظر گرفتن كاپيتاليسم فردي و اجتماعي و منافع آن دربرنامه ريزي هامي شود.

پس آنچه كه ضروري است روشن نمودن اين نكته است كه مابه دنبال برنامه ريزي با كدام ديدگاه و ايدئولوژي هستيم؟ چيزي كه هيچ وقت شهرسازان ما به آن توجهي نداشته اند. اساس در تفكر برنامه ريزي بايد اين باشدكه چه چيزي را، چه كسي، چرا و چگونه به دست مي آورد و در شهر چه چيزي ، كجا، چرا و چگونه قرار گرفته يا مي گيرد. امروزه ديگر برنامه ريزي شهري تنها شناخت و معرفي و ارائه مشكلات و راه حل ها و برنامه هاي صرفا كالبدي نيست بلكه برنامه ريزشهري بايد پاسخگوي چگونگي نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي در سطح شهر و چگونگي توزيع آن درمحلات شهري وچگونگي تخصيص فضايي منابع محدود ميان شهروندان باشد و به تحليل سازمان فضايي شهرها و رفتارفضايي شهروندان در داخل اين الگوي سازماني  بپردازد. امروزه دربرنامه ريزي هاي شهري كشورهاي پيشرفته از ايدئولوژي حاكم بر شهرها، تحليل تصميمات حكومتي درمورد خلق فضاي فيزيكي واجتماعي درشهرها، چگونگي وابستگي به اقتصادجهاني، پست مدرنيسم و مسائل آن، شهرهاي دوفضايي، دوقطبي شدن شهرها، اقتصادسياسي شهرها بحث مي شود كه درطرح هاي شهرسازي، كتاب هاي دانشگاهي و دروس دانشگاهي و در تفكرات برنامه ريزان كشوري ايران اثري ازاين بحثهاياديده نمي شود و يا بسيار محدود است. براي مثال امروزه مطالعه در سيستم برنامه ريزي شهري انگلستان بدون مطالعه در نقش تاچريسم در اين سيستم امكان پذير نيست. يا توسعه شهر نشيني و حومه نشيني در ايالات متحده بدون توجه به ايدئولوژي فورديسم و پست فورديسم عملا غيرممكن است.

بايد بپذيريم كه درشهرهاي امروزي مسائل اجتماعي شهرها را نمي توان تنها با احداث خيابان و منطقه بندي شهري حل نمود. بلكه بايد تحليل رويدادها و ايدئولوژي هاي حاكم بر شهر و اقتصاد سياس شهر و كيفيت زندگي شهروندان وتاكيد بر شهرگرايي به جاي شهرنشيني بيش از ماهيت كالبدي شهر اهميت داده شود در اين ميان تحليل تجديد ساخت اقتصاد جهاني و تاثير آن در شهرهاي كشور نيز نبايد مورد بي توجهي قرارگيرد. چرا كه هم اكنون مالكيت سرمايه هاي تجاري درمراكز بين المللي مالي بيشتر جهان شهري(Cosmopolitan)مي شود به حدي كه درشهرهاي لندن و نيويورك بانكهاي خارجي بيش ازبانكهاي داخلي است. در واقع اقتصاد جهاي و جهاني شدن تاثيرمستقيمي بر برنامه ريزي و توسعه شهرها و مسائل اجتماعي آن داردكه پرداختن به اين تاثيرات مجال ديگري رامي طلبد.

 پس دوستان عزيز من و مرجان خانم بابايي سعي كنيم شهر را تنها يك كالبد فيزيكي نبينيم و وقتي ازشهر سخن مي گوييم آنها را با همه اجزايش و در ارتباط با اقتصاد سياسي و ايدئولوژي اجتماعي آن درنظربگيريم.

 

موفق باشيد.

 

 

 

+ یه شهرساز در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعتو ولم کن ولی 2:57 قبل از ظهر  ;نوشت که اسمش بود:مرجان | 
 
شهرسازنامه اول
می خوای با شهرسازا تماس بگیری؟
شهرسازنامه ها
می خوای بدونی؟
مطالب تخصصی رشته شهرسازی و پست های اختصاصی دانشجویان رشته شهرسازی ورودی 83 دانشگاه مازندران

شهرسازنامه های قدیمی
خرداد 1388
اسفند 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
شهرسازان
شهرسازان
مرجان
مهین
آیدا
زهرا
علی
امیر حسین
آزاده
بهاره
فریبا
ماهیار
محمدجواد
معصومه
ملیحه
نرگس
مریم
سینا
میلاد
فاطمه
پدرام
الناز
کیا وبلاگ دارن؟
مست و خراب (وبلاگ مرجان)
باش تا گم نشوم (وبلاگ مرجان)
بچه های شیمی 83 دانشگاه مازندران
rezatpmusic (وبلاگ رضا تقی پور)
خانه ابریشمی (شهرسازی دانشگاه گیلان)
پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری
مهندسی شهرسازی(شهرسازی بجنورد)
urbanphoto
شهرسازی ایران
شهرسازی مشهد
جغرافیای شهری از نگاه من
GIS
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور
شهرسازی و معماری تهران
شهرساز
دنیای یک شهرساز
آمایش و برنامه ریزی منطقه ای
urbanplanninganddesign(بحث و گفتگو در شهرسازی)
دود پراکنده شدم... (وبلاگ محمد بی آزار)
از شار تا شهر
حرف های یک کمی تازه (وبلاگ مهرداد وزیری)
آرونا (پایگاه اطلاع رسانی معماری و شهرسازی ایران)
پابرهنه (وبلاگ معصومه)
کمیته علمی گروه مهندسی شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
شهرسازي 86 اروميه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان